بسیاری تصور میکنند «رترو» تنها یک واژهی زیبا برای توصیف طراحیهای قدیمی و ازمدافتاده است و نوعی مهر پایان بر جذابیت، با شومینههای سنگ لاوا و کفپوشهای فرسوده بهشمار میآید. اما واقعیت این است که رترو چیزی فراتر از صرفاً یادآور گذشته بودن است و تفاوت آن با سبکهای دیگر مثل سبک دکوراسیون وینتیج یا آنتیک دقیقاً در همین ظرافتها نهفته است.
مثل هر تمام سبکهای طراحی دکوراسیون داخلی دیگر، رترو هم مرز باریکی بین موفقیت و شکست دارد. اگر درست بهکار گرفته شود، نتیجه میتواند چشمنواز باشد—مثلاً خانهای متعلق به دههی ۵۰ با دیوارهای شیشهای که همچنان حس معاصر و منسجم دارد. اما اگر بیدقت اجرا شود، فضای حاصل میتواند تاریک، شلوغ و ناهماهنگ باشد؛ چیزی شبیه حمامی با فرش سبز و بویی ناخوشایند.
نمونهای مانند کاشیهای شیشهای آجری را در نظر بگیرید. در طراحی نامناسب، به نظر میرسند متعلق به گذشتهای فراموششدهاند. اما در ترکیب درست، میتوانند تبدیل به نقطهی قوت فضا شوند—تقسیمکنندههایی درخشان با جزئیات کروم که حس نوستالژی را منتقل میکنند و در عین حال با حالوهوای امروزی هماهنگاند.
و این دقیقاً همان ظرافتیست که سبک رترو را متمایز میکند: اجرای موفق این سبک نه به معنای بازسازی لحظهای خاص از تاریخ، بلکه بهمعنای تلفیق حسابشدهی دورههاست؛ انتخاب هوشمندانه از جسارت و نوآوری دهههای گذشته و تطبیق آن با نگاهی مینیمال و معاصر.
سبک رترو چیست؟
رترو یک سبک مستقل طراحی داخلی نیست، بلکه بازآفرینی یا بازنگری خلاقانهایست بر عناصری از حدود دههی ۴۰ تا ۷۰ میلادی.
این سبک بهجای آنکه صرفاً بازتابی دقیق از دوران مدرن میانه قرن یا پستمدرن باشد، سعی میکند با ایجاد حس آشنایی و نوستالژی، گذشته را به شکل امروزی بازگو کند. نتیجه، فضاییست با شخصیت برجسته که هم یادآور گذشته است و هم در زمان حال معنا دارد.
هدف این نیست که خانهی والدین را بهطور کامل بازسازی کنیم، بلکه باید مانند یک انتخاب هوشمندانه، آنچه را که با سلیقه و کارکرد امروز هماهنگ است انتخاب کرد و بقیه را کنار گذاشت. برای مثال، میتوان گرمای روکش چوب گردو را با اشکال هندسی پرجنبوجوش ترکیب کرد یا رنگهای براق را در کنار پارچههایی با بافت نرم مثل مخمل یا کتان قرار داد.
اصل ماجرا در تعادل است: احترام به فرمها و مواد دهههای گذشته، اما با ارائهای دقیق و امروزی که همزمان با گذشته ارتباط دارد و با حال نیز هماهنگ است.
در حال حاضر، این سبک در اوج بازگشت خود قرار دارد و نه به عنوان نوستالژی صرف، بلکه به عنوان زبانی برای بیان فضاهایی منحصربهفرد، شخصی و همیشگی.

ویژگیهای اصلی سبک رترو چیست؟
طراحان معتقدند اگر سبک رترو با درک درست از ترکیب عناصر بهکار گرفته شود، میتواند حالوهوایی خاص و ماندگار به خانه ببخشد؛ از شکستن قواعد در سبک طراحی داخلی سنتی و رنگهای مدرن میانه قرن گرفته تا انتخاب آیتمهایی که مرز گذشته و حال را بهخوبی محو میکنند.
۱. تأکید بر حس و فضا، نه تم کلیشهای
در اجرای سبک رترو، بهتر است بهجای ساختن یک تم کامل و شناسنامهدار از یک دهه خاص، روی حالوهوای کلی فضا تمرکز شود. بهجای بازآفرینی مستقیم فضاهایی مانند رستورانهای قدیمی با رنگهای براق یا حمامهایی کاملاً پوشیده با سنگهای تیره، میتوان سراغ انتخابهای ظریفتر رفت؛ مثلاً یک مبل ماژولار کوتاه، یک قطعه چوبی براق یا رنگی متفاوت مثل خردلی یا سبز خاکی.
این نوع انتخابها، حس و انرژی سبک رترو را به فضا وارد میکنند بدون اینکه آن را به یک دوره خاص محدود کنند.
در واقع، طراحی موفق رترو بیشتر شبیه یک بزرگداشت هوشمندانه از گذشته است تا بازسازی کامل آن.
مانند دکورهای مناسبتی است: میتوان با پر کردن فضا از نمادها مفهوم را منتقل کرد، اما انتخاب چند عنصر ظریف، هدفمند و باکیفیت، تأثیر عمیقتری دارد. در رترو هم همین اصل برقرار است و میتواند نوستالژی باشد، اما زیادهروی نه.
۲. رنگهای خاکی و گرم
پالت رنگی یکی از اصلیترین ابزارها در خلق فضای رترو است. طیفهایی مثل زرد خردلی، سبز زیتونی، نارنجی آجری و قهوهای شکلاتی، حس گرم و آشنا به فضا میدهند. اجرای این رنگها با پرداختهای مات باعث میشود فضا همچنان تازه و هماهنگ با طراحیهای امروزی بهنظر برسد.
این رنگها چه در سطح وسیع مثل دیوار یا مبلمان، و چه در جزئیات کوچک مانند اکسسوریها، میتوانند فوراً حالوهوای صمیمی و نوستالژیک ایجاد کنند بیآنکه فضا کهنه یا خستهکننده شود.
۳. بافتهای قابل لمس و متریالهای گرم
یکی از راههای ساده و مؤثر برای آوردن سبک رترو به خانه، استفاده از پارچهها و متریالهایی با بافت ملموس و دلپذیر است. دهههای ۴۰ تا ۷۰ میلادی، دورههایی با فضای گرم، راحت و دعوتکننده بودند—و این حس را بهراحتی میتوان با انتخابهایی مثل فرش، پرده، کوسن یا مبل روکشدار زنده کرد.
پارچههایی مثل بوکله، شنل یا مخمل نهتنها بافت دارند، بلکه رنگپذیری بالایی هم دارند و به فضا جان میدهند. بهویژه مخمل، یکی از متریالهای نمادین این سبک است؛ پارچهای غنی و درخشان که با بازی نور عمق و بُعد ایجاد میکند. یک صندلی مخملی به رنگ نارنجی سوخته یا زرد خردلی، میتواند نقطهی تمرکز زیبایی در فضا ایجاد کند.
در کنار پارچه، متریالهای طبیعی مانند چوب هم نقش مهمی دارند. چوبهایی با رنگ تیره و رگهدار مثل ساج، رزوود یا برلوود، به فضا گرما میدهند و انتخاب خوبی برای متعادل کردن رنگها و فرمهای برجستهاند. برلوود بهویژه با بافت پویا و خاصش حس زندگی و حرکت را به سطوح میآورد؛ ترکیبی از اصالت و جسارت که کاملاً با روح سبک رترو هماهنگ است.

۴. طرحها و نقشهای زنده و چشمگیر
هرچند رنگهای اصلی در سبک رترو معمولاً محدود و خاکیاند، اما این سبک هیچگاه خشک یا مینیمالیستی نبوده. برعکس، یکی از خلاقانهترین و پرهیجانترین دورههای طراحی را رقم زده.
الگوهای هندسی برجسته، رنگهای شاد و پرانرژی، و مبلمانی با طراحی خاص مثل کاناپههای مدرن میانه قرن یا صندلیهای تافتدار، جزو عناصر شاخص این سبک هستند. نقشهای گلدار بزرگ، راهراه یا حتی طرحهای حیوانی، اگر با رنگها و متریالهای خنثی و ملایم ترکیب شوند، میتوانند تعادلی چشمنواز ایجاد کنند.
این الگوهای زنده بهخوبی با رنگهای گرم و خاکی مثل سفالی، خردلی یا زمردی هماهنگ میشوند. نورپردازی مناسب هم میتواند نقش پیونددهنده بین این دو گروه را ایفا کند. آنچه مهم است، ایجاد فضاییست که هم حس گذشته را داشته باشد، هم با سلیقه و هویت امروز هماهنگ باشد.
برای مثال، اتاقی با دیوارهای قهوهای تیره، یک فرش با طرح زیگزاگ، و میز جلوی مبل با خطوط ساده، میتواند این ترکیب را بهخوبی اجرا کند.
۵. تضادهای پررنگ و جسورانه
آنچه سبک رترو را در فضای امروز زنده نگه میدارد، بازی با تضادهاست؛ تضاد در فرم، سبک یا حتی دورههای زمانی. فرمهای هندسی الهامگرفته از آرتدکو، مثلاً دایرههای تکرارشونده در کنار خطوط زاویهدار، میتوانند انرژی بصری بالایی ایجاد کنند. ترکیب این فرمها با رنگهای گرم، حالوهوای هالیوود قدیم را تداعی میکند؛ سبکی نمایشی، ولی فکرشده.
مهمترین اصل در اینجا، پرهیز از محافظهکاریست. سبک رترو از جسارت نمیترسد. تضادهای قوی، ترکیب رنگهای شاخص و طراحیهای پرانرژی بخشی از ماهیت آن است.
۶. مبلمان کمارتفاع با فرمهای آزاد
در سبک رترو، هدف خلق تعادلیست بین حالوهوای قدیمی و ساختار امروزی. فضایی سرزنده و پرشخصیت، اما در عین حال منظم و دعوتکننده.
مبلمان کمارتفاع، خطوط آزاد و نامتقارن، و فرمهایی که به زمین نزدیکاند، همه جزو ویژگیهای اصلی این سبکاند. ترکیب صندلی یا مبل قدیمی با میزهایی ساده و مینیمال، کمک میکند تا هیچچیز در فضا رقابت نکند و همهچیز بهدرستی دیده شود.
ایده این نیست که همهچیز کاملاً هماهنگ باشد، بلکه بهتر است فضا طوری طراحی شود که انگار قطعات در طول زمان جمعآوری شدهاند، نه اینکه همه با هم از یک فروشگاه خریداری شده باشند. این رویکرد به فضا اصالت و شخصیت میدهد.
در فضای بیرونی هم همین قاعده برقرار است. راهراههای پررنگ، قابهای خاص و طراحیهای بازیگوشانه، حس بیتکلف اما شیک هالیوود دهه ۵۰ را بازتاب میدهند.
۷. نورپردازی با فرمهای مجسمهوار
در سبک رترو، نورپردازی تنها یک منبع روشنایی نیست؛ بخشی از زبان طراحی فضاست. چراغهای ایستاده یا آویزهایی با فرم خاص، نهتنها نور مناسب ایجاد میکنند، بلکه به فضا هویت میدهند. یک چراغ سقفی دهههفتادی یا آباژور شیشهای دودی، وقتی در کنار خطوط مدرن و جزئیات ساده قرار بگیرد، میتواند بهراحتی بخشی از طراحی امروز باشد.
در انتخاب نور، فقط فرم اهمیت ندارد؛ کیفیت نور هم نقش کلیدی دارد. لامپهای با طیف گرم و فرمهای ارگانیک، هم فضا را دلنشینتر میکنند، هم حالوهوای نوستالژیک را تقویت میکنند.

۸. رنگهای زنده برای امضای نهایی
همانطور که نقش و نگارهای برجسته میتوانند به یک پالت خاکی جان تازه بدهند، رگههایی از رنگهای پرانرژی هم میتوانند فضا را متعادلتر و جذابتر کنند.
ایده این نیست که فضا را با رنگهای تند اشباع کنیم، بلکه باید با دقت و در نقاطی محدود از آنها استفاده کرد؛ مثلاً در تابلوهای دیواری، وسایل روشنایی یا اکسسوریهایی که فرم خاص و شاخص دارند.
رنگهایی مانند زرد خردلی، سبز روشن، نارنجی سوخته یا صورتی کمرنگ، میتوانند در کنار سایر عناصر، انرژی بصری خوبی ایجاد کنند بدون آنکه فضا را شلوغ یا از تعادل خارج کنند. آثار پاپآرت دهههای ۴۰ و ۵۰ میلادی هم، با رنگهای زنده و سبک گرافیکی مشخصشان، گزینههای مناسبی برای وارد کردن حالوهوای رترو به فضا هستند، بینیاز از تغییرات بزرگ در مبلمان.
برای نمونه، یک آباژور زرد با پایهای منحنی میتواند رنگ موجود در یک اثر هنری نزدیکش را تکمیل کند، بدون اینکه بیش از حد خودنمایی کند. انتخاب آیتمهایی مثل چراغها و چهارپایههای کلاسیک، که هم در فضاهای مدرن و دکوراسیون به سبک مدرن کاربرد دارند و هم به گذشته ارجاع میدهند، راهی مؤثر برای حفظ پیوستگی سبک است.
چرا سبک رترو در سال ۲۰۲۵ دوباره محبوب شده؟
سبک رترو هیچوقت بهطور کامل از صحنه حذف نشد، اما آنچه امروز باعث بازگشت پررنگتر آن شده، تغییریست در رویکرد ما به خانهها؛ خانههایی که بیش از گذشته قرار است بازتابی از هویت فردی ما باشند.
طراحیهای یکشکل و از پیشتعریفشده، جای خود را به فضاهایی دادهاند که شخصی، لایهدار و بیانگرند. بسیاری بهدنبال ترکیب متریالها، فرمها و رنگهایی هستند که حالوهوای خاصتری به خانه بدهد و سبک رترو این فرصت را فراهم میکند.
این رویکرد در طراحی فضاهای عمومی هم دیده میشود. بسیاری از هتلها و باشگاههای خصوصی، با بهرهگیری از عناصر رترو مثل چوبهای گرم، آینهها و فرمهای خاص، فضایی صمیمی و در عین حال متفاوت خلق کردهاند که حس فرار از روزمرگی را به مخاطب القا میکند.
چطور میتوان سبک رترو را وارد خانه کرد؟
در سبک رترو، همیشه نیازی به تغییرات بزرگ نیست. حتی یک انتخاب درست میتواند بهتنهایی فضا را متحول کند. مهم این است که عناصر انتخابشده شخصیت داشته باشند و با حالوهوای کلی خانه هماهنگ شوند. یک فرش طرحدار، کوسنهایی با رنگهای خاص، یا وسایل دکوری با فرمهای متفاوت، میتوانند بهراحتی حس رترو را وارد فضا کنند.
اگر ترجیح میدهید از رنگهای خنثی استفاده کنید، میتوانید سراغ بافتها بروید مثل یک فرش پرزدار که بدون رنگهای تند هم حس گذشته را منتقل میکند. اگر هم به الگوهای چشمگیر علاقه دارید، طرحهایی مثل شطرنجی، راهراه یا فلسماهی میتوانند انتخابهای خوبی باشند، حتی اگر در رنگهایی ساده اجرا شوند.
برای حفظ انسجام در فضا، بهتر است رنگها و بافتهای خاص را در نقاط مختلف خانه تکرار کنید؛ مثلاً کوسنهایی به رنگ جواهر در نشیمن و پتو یا پردهای با همان تونالیته در اتاق خواب. هدف، ایجاد پیوستگی بدون یکنواختیست.
اگر تصمیم دارید از آیتمهای رنگارنگ یا فرمهای خاص استفاده کنید، باید مراقب تعادل باشید. این عناصر اگر در کنار هم رقابت کنند، نتیجهشان اغتشاش بصری خواهد بود. بهتر است یک آیتم شاخص را انتخاب و رنگ آن را در جزئیات دیگر تکرار کنید تا فضا منسجم باقی بماند. در نهایت، قاعدهی سادهی این سبک این است: کم، اما مؤثر.

چه چیزهایی را بهتر است در سبک رترو بهکار نبریم؟
در تئوری، هیچ عنصر رترویی کاملاً ممنوع نیست حتی آیتمهایی که ممکن است در نگاه اول قدیمی یا دمده بهنظر برسند، اگر با دقت و نگاه امروزی بهکار روند، میتوانند تازه و خلاقانه دیده شوند.
با این حال، برخی از الگوهای قدیمی، بهویژه وقتی بیش از حد استفاده شوند، ممکن است فضای خانه را خستهکننده یا شلوغ کنند. نمونهی بارز آن، گلهای درشت رتروست که اگر کنترلنشده در فضا پخش شوند، میتوانند انرژی فضا را از بین ببرند.
رویکرد بهتر این است که یک نقطهی کانونی در فضا تعریف شود مثلاً یک فرش یا تابلو با طرح شاخص و سایر عناصر را با رنگ و بافت هماهنگ با آن انتخاب کرد. این کار باعث میشود فضا منسجمتر، فکرشدهتر و خوشساختتر به نظر برسد.