برچسب

بینوایان

بینوایان

بینوایان، در یک شب سرد زمستانی ژان وال ژان سعی در سیر کردن شکم خواهرش و بچه‌هایش را داشت و برای این کار دست به دزدی زد و دستگیر شد. در زندان او چندین بار سعی کرد تا فرار کند اما نشد و ۱۹ سال در حبس ماند.
پس از ۱۹ سال حبس کشیدن وقتی آزاد شد متوجه شد که تازه اول بدبختی‌هایش است و به دلیل سابقه محکومیتی که داشت نمی‌توانست جایی را برای خواب بگیرد. به همین دلیل به خانه‌ی اسقف می‌رود و اسقف نیز به گرمی از ژان استقبال می‌کند.
ژان از خانه اسقف بشقاب‌های نقره را می‌دزدد و فرار می‌کند. اما این تمام ماجرا نبود و پلیس او را دستگیر می‌کند و او و نقره‌ها را به خانه اسقف باز می‌گرداند.

ترجمه بینوایان به فارسی

اما این رمان بعدها و با مرور زمان توسط مترجمان بسیاری به فارسی ترجمه شد که از جمله آنها می‌توان به حسینقلی مستعان، عنایت‌الله شکیباپور، ابوذر صداقت، گیورگیس آقاسی، فریدون کار، ذبیح‌الله منصوری، امیر اسماعیلی، حمید عنایت‌بخش، محمدباقر پیروزی، محمد مجلسی، محسن سلیمانی و کیومرث پارسای اشاره کرد.

درباره تئاتر بینوایان بیشتر بخوانید