۹ قانون روانشناختی که اعمال شما را بر خلاف میلتان کنترل می‌کنند

رویدادهای زیادی در زندگی ما اتفاق می‌افتند که درک و فهمیدن آنها ساده نیست. مانند اینکه پیش گویان چگونه آینده را با جزئیات بسیار پیش بینی می‌کنند یا اینکه چرا شیشه‌های شکسته اینقدر آزار دهنده هستند؟

دانشمندان در مورد چیزهایی که در اطراف ما روی می‌دهد و روانشناسی رفتار انسان نظریه پردازی‌هایی کرده‌اند. این نظریه‌ها نشان دادند که انسان‌ها طبق نسخه و نوشته‌ای رفتار می‌کنند و در واقع رفتار ما کاملا قابل پیش بینی هستند.

ما که در این مقاله می‌خواهیم چند راز را در این زمینه با شما در میان بگذاریم. هر چیزی که برای شما اتفاق می‌افتد تصادفی نیست. اعمال عجیب افراد هم با کمک علم قابل توضیح است.

۱- نظریه پنجره‌های شکسته

نظریۀ شیشه‌های شکسته که در زمینه جرم‌شناسی است توسط دو روانشناس آمریکایی یعنی ال کِلینگ و جیمز کیو ویلسون ایجاد شد. این دانشمندان سعی می‌کردند علت افزایش میزان جرم و جنایت در دهه ۸۰ در شهر نیویورک را پیدا کنند. آنها به این نتیجه رسیدند: تخطی‌های جزئی مانند زباله‌‌های پراکنده یا نقاشی‌های دیواری (گرافیتی) به طور کلی بر سطح جرم و جنایت تاثیر می‌گذارد.

در اینجا مثالی از زندگی واقعی ذکر می‌شود: اگر در ساختمانی حداقل یک پنجره با شیشه شکسته یا بدون شیشه وجود داشته باشد، افراد همانطور که از کنار آن می‌گذرند فرض می‌کنند که هیچ‌کس به این ساختمان اهمیت نمیدهد و هیچ فرد مسئولی در آنجا وجود ندارد که این سر و سامانی به این اوضاع بدهد. بعد از مدت کوتاهی تمام پنجر‌ه‌ها شکسته خواهد شد در حالیکه افرادی که در این ناحیه زندگی می‌کنند با اعتماد به نفس بیشتری از کنار چیزهای مختلف می‌گذرند و خیلی زود نتیجه می‌گیرند که برای جرایم جدی‌تر هم جریمه یا تنبیه نخواهند شد.

هواداران این نظریه یعنی افرادی مانند رودی گیولیانی شهردار نیویورک در سال ۱۹۹۴ توانست طوری مدیریت کند که میزان جرم و جنایت را به نصف آن مقدار کاهش دهد. این نظریه در همه جا کاربرد دارد در زمینه هایی مانند سیاست بین‌المللی، در سطح استانی یا ایالتی، در خانه یا در کار.

۲- نظریه درماندگی آموخته‌شده

درماندگی آموخته شده یک اختلال رفتاری است که در آن شخص برای بهتر شدن زندگی خود هیچ تلاشی انجام نمی‌دهد، حتی اگرموقعیت و فرصت آن فراهم شود. چرا به آن «آموخته شده» می‌گویند؟ زیرا هیچ فردی با این ایده دنیا نیامده است که غلبه بر موانع بی‌فایده است. این فکر بعد از تحما اضطراب و استرس فراوان و شکست خوردن پی‌درپی ظاهر می‌شود. در چنین موقعیتی افراد دست از تلاش برداشته و به این باور می‌رسند که هیچ چیزی به آنها وابسته نیست به ویژه بعد از اینکه ضربات متعددی در زندگی به آنها وارد شود.

در اینجا مثالی از زندگی واقعی می‌آوریم: شخصی دوبار در کنکور رد شده است، او به سختی کار میکند و پول کمی به دست می‌آورد و قادر نیست رابطه‌اش با شریک زندگی‌اش که اصلا مناسب او نیست و آزارش می‌دهد را تمام کند. راه‌حل آن بسیار ساده به نظر می‌آید: برای امتحان آماده شو، کار دیگری پیدا کن، جدا شو و طلاق بگیر و در نهایت مشکلات برطرف خواهند شد. اما کسی که به درماندگی رسیده است برای این مسائل راه‌حل ساده‌ای پیدا نمی‌کند و همچنان این درد و رنج را تحمل می‌کند.

چه کار باید کرد؟

  • کامل بودن را فراموش کنید- موارد بسیار کمی در زندگی وجود دارند که شما ‌می‌توانید آنها را صد در صد درست انجام دهید.
  • توقعات، از جمله انتظارات منفی خود را کاهش دهید- ما به طور ناخودآگاه تمایل داریم که از مشکلات و مصائب بترسیم، حتی اگر آنها هنوز برای ما اتفاق نیفتاده باشد.
  • یاد بگیرید خوشبین باشید و خوش‌بین بمانید- اصطلاحی وجود دارد به نام خوش‌بینی آموخته و شما می‌توانید با کمک چندین تمرین آن را یاد بگیرید. در این لینک آزمونی وجود دارد که به شما کمک می‌کند تا سطح خوش‌بینی خود را تعریف کنید.

۳- نظریه تونل واقعیت

طبق این نظریه، هر فردی دنیا را از دریچه فیلترهای تجارب و اعتقادات خودش می‌بیند. تربیت، تحصیلات و تمام لذت‌ها و شکست‌هایی که تا به حال برای ما اتفاق افتاده است مواد اولیه‌ای هستند که تونل واقعیت ما را می‌سازند. به همین علت است که افراد معمولا به اتفاقی واحد واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند.

در اینجا نمونه‌ای واقعی ذکر می‌شود: با نگاه کردن به تابلوی مونالیزا، اثر برجسته و مشهور لئوناردو داوینچی،  شخصی لبخندی مرموز بر لب مونالیزا می‌بیند، فرد دیگری از لحاظ ریاضی او را کامل می‌یابد، در حالیکه شخص سوم در آن زنی چاق و بدون ابرو می‌بیند. هیچ یک از این افراد اشتباه نمی‌کنند،زیرا همه آنها در تونل واقعیت خودشان زندگی می‌کنند و به شدت اعتقاد دارند که چیزی که می‌بینند صحیح است. تمام این‌ها به این دلیل اتفاق می‌افتد که طبق این نظریه هیچ حقیقت مشترکی وجود ندارد. و وجود داشتن چنین حقیقتی غیرممکن به نظر می‌رسد زیرا فرار کردن از این تونل که منطقه امن، راحت و آشنای ما به حساب می‌آید کار دشواری است.

۴- مخمصه خارپشت

آدمها اصولا تمایل دارند تا به یکدیگر بسیار نزدیک باشند و بیشتر ما نیاز داریم تا خانواده و دوستانی داشته باشیم. هرچند، گاهی روابط نزدیک و صمیمی درد و رنجهایی را به دنبال خود دارند. نقص‌های افرادی که دوستشان داریم گاهی باعث می‌شود که با آنها بیگانه شده و از آنها دور شویم. هر چند بعد از مدتی مجدد به دنبال صمیمت و نزدیکی می‌گردیم و همان اشتباه‌ها را تکرار کرده و بعدا از آن رنج خواهیم برد.

فیلسوف آلمانی، آرتور شوپنهاور این موضوع را مخمصه خارپشت یا مسئله جوجه تیغی نامیده است. او تمثیل زیر را از کارش به اشتراک گذاشته است:

«در یک روز سرد زمستانی تعدادی خارپشت یکدیگر را بغل کردند تا گرم شوند؛ اما وقتی به هم نزدیک شدند تا یکدیگر را بغل کنند خارهایشان به بدن یکدیگر فرو رفت و باعث سوزش و آزار دیگری شد، بنابراین مجبور شدند تا پراکنده شوند، هرچند، سرما باعث شد تا دوباره به سمت یکدیگر کشیده شوند و مجددا همان اتفاق پیش آمد. در نهایت، بعد از چندین بار بغل کردن و پراکنده شدن متوجه شدند که اگر کمی فاصله خود را با دیگری رعایت کنند، در بهتین حالت قرار میگیرند و دیگر تیغ‌هایشان دیگری را آزار نمی‌دهد، به همین ترتیب، نیازهای جامعه موجب میشود تا انسانها مانند خارپشت‌ها کنار هم جمع شوند و به طور متقابل به دلیل بسیاری از ویژگی‌های زشت و ناراحت‌کننده که در ذات آنهاست دفع می‌شود.» آرتور شوپنهاور Parerga و Paralipomena: نوشته‌های فلسفی کوچک

 

علاوه بر توانایی گرما بخشیدن به دیگران و در عین حال حفظ فاصله با آنها، کلید روابط شاد در عشق و دوستی نهفته است. نه تیغ‌های و آزارهای روابط را تحمل کنید و نه از روابط نزدیک فراری باشید. فاصله منطقی و معقول خود از آدمها را حفظ کنید تا جایی که تعادل میان شما برقرار باشد.

۵- پا لای در

در ابتدا شخصی به شما لطف کوچکی می‌کند و پس از آن شما در دام آن لطف می‌افتید زیرا تقاضاها و درخواست‌های آنها بیشتر و شدیدتر می‌شود در حالیکه شما قادر نیستید نه بگویید. این حقه «پا لای در» نام دارد، که به طور گسترده‌ای در میان بازاریاب‌هایی که می‌خواهند محصول خود را به شما بفروشند، کاربرد دارد.

در اینجا مثال واقعی می‌آوریم: ارائه دهندگان خدمات به شما می‌گویند، «نسخه آزمایشی و رایگان محصول ما را امتحان کنید» یا «در سرویس ما عضو شوید – ماه اول عضویت رایگان است.» مصرف کننده هنوز یک ریال هم پرداخت نکرده است، اما دیگر به دام افتاده است زیرا فروختن محصول به کسی که نسخه مجانی را امتحان کرده است بسیار آسان‌تر می‌شود.

اگر فروشنده‌ای به شما وعده تخفیفی بزرگ یا معامله دوت بخر ۳ تا ببر می‌دهد، به این معنی است که آنها یکی از آن کتاب‌های روان‌شناسی را خوانده‌اند و سعی می‌کنند، پای خود را لای در خانه شما بگذارند. آنها به خوبی از این موضوع آگاه هستند که شما مجدد باز میگردید و پول هنگفتی را در فروشگاه آنها خرج خواهید کرد.

۶- نظریه طبیعی‌شدن تدریجی (creeping normality)

انسان‌ها می‌توانند وحشتناک‌ترین تغییرات در زندگی را به آرامی بپذیرند، اگر این تغییرات به تدریج اتفاق بیفتد.

در اینجا مثالی از دنیای واقعی می‌آوریم: ساکنین شهرهای بزرگ آماده هستند تا دود و آلودگی و تخریب محیط زیست را در شهر محل زندگی خود پذیرفته و تحمل کنند، زیرا این تغییرات به سرعت اتفاق نمی‌افتد و آدم‌ها وقت کافی دارند تا به این شرایط بد عادت کنند.

این نظریه به پرسش‌های بسیاری پاسخ داده است – از وقایع بزرگ تاریخی تا موارد روزمره و عادی. چرا مردم آلمان در برابر دولت نازی‌ها و اردوگاه‌های کار اجباری آن در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ قیام نکردند؟ چرا افراد در ازدواجی می‌مانند که روح و روان آنها را تخریب می‌کند؟ پاسخ‌ این سوال‌ها ساده است، آنها به این شرایط عادت می‌کنند و آن را می‌پذیرند زیرا این تغییرات به سرعت و یک شبه اتفاق نیفتاده‌اند.

۷- نظریه قدرت و مقام ناشناس (anonymous authority)

طبق این نظریه، تحریک و کنترل آدمها به کمک کلمات جادویی آسان می‌شود. عباراتی مانند «طبق گفته دانشمندان» یا «کارشناسان می‌گویند» که ممکن است حتی پیشینه و پشتیبانی علمی تحقیقاتی مشخصی نداشته باشند به راحتی به عنوان حقیقت پذیرفته می‌شوند.

ما به طور ناخودآگاه به مقامات ناشناس گوش می‌دهیم (مانند کارشناسان یا دانشمندان) افرادی که حتی ممکن است به کلی وجود خارجی نداشته باشند.

در اینجا مثالی از دنیای واقعی می‌آوریم: در آگهی تبلیغاتی مربوط به قرص‌ها گفته می‌شود که تاثیر این داروها توسط دانشمندان تایید شده است. با استفاده از این جمله باعث می‌شود تا بیننده به آن اعتماد کند. چطور یک نفر می‌تواند به دانشمندان اعتماد نکند؟ به اطلاعاتی که منبع و مقام آن مشخص نیست، اعتماد نکنید. عبارت‌هایی وجود دارند که در آگهی‌های بازرگانی، اینترنت، روزنامه‌‌ها و مانند آنها مورد استفاده قرار می‌گیرند و دروغی بیش نیستند. در اینجا برخی از آنها را آورده‌ایم:

  • عبارت‌هایی که در آنها عدد دقیقی وجود ندارد مانند «بیشتر دانشمندان» یا «بعضی از افراد» (این افراد چه کسانی هستند؟)
  • استفاده از مجهول – «این طور در نظر گرفته شده است» (چه کسی آن را بررسی و در نظر گرفته است؟)
  • عباراتی مانند «تا ۱۰۰%» (۲ یا ۹۹ درصد؟)

در هر موقعیت ناشناخته اینچنینی از افراد بخواهید تا گفته خود را اثبات کنند و تنها به افرادی اعتماد کنید که می‌تواند گفته خود را ثابت کنند.

۸- نبوت خود ساخته

گاهی بعضی از رسالت‌ها و نبوت‌ها به حقیقت می‌پیوندند اما هیچ جادویی در آنها وجود ندارد. حقه در اینجا است که اگر شما به این رسالت‌ها ونبوت‌ها اعتقاد داشته باشید آنها اتفاق می‌افتند. این تضاد و پارادوکس چیزی است که کلاهبرداران به طور گسترده‌ای از آن استفاده می کنند.

در اینجا مثالی واقعی ذکر می‌شود: پیشگویی برای مردی پیش‌بینی می‌کند که دو روز دیگر در بیمارستان خواهد بود. بنابراین این مرد که تحت تاثیر این پیش‌بینی قرار گرفته به زندگی خود ادامه می‌دهد در حالیکه غرق افکار ناراحت و منفی در مورد بیماری احتمالی است و از پیرامون خود آگاهی ندارد. در نهایت قهرمان ما در پیاده‌رو لیز می‌خورد و نهایتا با پایی پیج خورده به بیمارستان می‌رود. رسالت و نبوت پیش‌گو به وقوع پیوست اما نه به این دلیل که می‌تواند آینده را پیش‌بینی کرده یا ببیند، این خود مرد بود که باعث شد این پیش‌گویی که به حقیقت تبدیل شود.

همین موضوع کافی است تا شخص دیگری ناخودآگاه ایده‌ها و افکار فرد دیگری را پذیرفته و باور کند و در نتیجه آن افکاری که آن ایده را تایید می‌کند، تولید شود. متاسفانه، ایده‌ها و افکار آدمهای دیگر همیشه خوب نیست. هرچند، اگر تلاش کنید تا اظهارات مثبت خودتان را داشته باشید، می‌توانید از این نبوت خود ساخته بگریزید.

۹- سندروم جوجه اردک

جوجه اردکی که به تازگی سر از تخم بیرون آورده اولین چیزی که ببیند را به عنوان مادر خود می‌پذیرد و همه جا دنبال او می‌رود. انسان، سگ، بز یا حتی شی‌ای بی‌حرکت می‌تواند برای او نقش مادر را بازی کند. دانشمندان این رفتار را «مهر زدن» می‌نامند، آنها همچنان می‌گویند که تمام انسان‌ها دارای این ویژگی هستند.

سندروم جوجه اردک وقتی ظاهر می‌شود که فردی با محیطی جدید روبرو می‌شود و اولین چیزی که می‌بیند را به عنوان بهترین شکل از آن در نظر می‌گیرد. علاوه بر این قانع کردن این جوجه اردک جهت استفاده از چیزی جدید خیلی سخت است و اثبات این موضوع که چیزهای جدیدتر می‌توانند از نسخه قدیمی خود بهتر باشند، تقریبا غیرممکن است.

در اینجا مثالی واقعی می‌زنیم: «کتاب‌های کاغذی از کتاب‌های دیجیتالی بهتر هستند» یا «تلفن‌های همراهی که صفحه کلید دارند از آنهایی که فقط سنسور دارند قابل اعتماد‌تر هستند» یا «این طرح جدید افتضاح است». این عبارت‌ها نشان می‌دهد که فرد به سندروم جوجه اردک دچار شده است. این سندروم فرد را به انسانی متعصب تبدیل می‌کند و مانع این می‌شود که آنها به نظر و عقیده دیگران نیز گوش کنند. هر چقدر هم که چیزهای جدید خوب و راحت باشند.

کدام‌یک از این قوانین روانشناختی در زندگی شما اتفاق افتاده است. لطفا در کامنت‌ها درباره این موضوع بنویسید.


مقالات بیشتر:

اگر انگشت اشاره کوتاه‌تر از انگشت حلقه باشد چه معنایی دارد؟

تست روانشناسی رنگ‌ها

عادت‌هایی که شخصیت واقعی شما را نشان می‌دهند

چرا وقتی غمگین هستید نباید خرید کنید

۱۰ صفت افراد روان‌آزار یا دارای اختلال شخصیت

منبع brightside

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.