حقیقت‌های رایج و نادرست که آنها را از کتاب‌های درسی و در مدرسه آموخته‌اید

وقتی که شما می‌خواهید نکات ریزی را در مورد تاریخ و علم به تعداد زیادی دانش آموز یاد دهید آسان‌ترین راه این است که از توصیفات ساده استفاده نمایید.

اما این موضوع ممکن است باعث تغییر در واقعیت امور و دادن اطلاعات نادرست منجر شود. در ادامه این مقاله قصد داریم شما را با برخی از اشتباهات رایج کتاب های درسی که در مدرسه به شما گفته شده و واقعیت نداشته‌اند آشنا کنیم؛ همراه وینوک باشید.

انیشتین دانش آموزی کودن بوده است

این افسانه برای نوجوانان بسیار جالب است زیرا می توان در مدرسه یک شاگرد تنبل بود اما در بزرگسالی به یک نابغه ی علمی تبدیل شد. در حالی که داستان‌هایی در مورد افرادی که در بزرگسالی استعداشان شکوفا شده در همه جا وجود دارد اما این موضوع در مورد انیشتین صداقت ندارد.

آلبرت انیشتین

از حقایق جالب درباره انیشتین او در درس ریاضی و حتی دیگر درس ها نیز بسیار زرنگ و با استعداد بود. داستان ضعف او در درس ریاضی می تواند به این موضوع برگردد که وی نتوانست در امتحان ریاضی برای ورود به دانشکده ی پلی تکنیک زوریخ سوییس موفق شود.

اما در آن دوران وی هنوز دوران دبیرستان خود را تمام نکرده بود و به زبان فرانسوی تسلط کامل نداشت، زبانی که افراد متقاضی ورود به این دانشکده برای پاسخ دادن به سوالات باید تسلط کاملی به آن می‌داشتند. نکته‌ی مهم‌تر این که در واقع وی در امتحان ریاضی نمره‌ی لازم را کسب کرد اما نتوانست از پس امتحان های زبان، گیاه شناسی و جانورشناسی برآید.

افسانه‌های بسیار دیگری نیز در مورد انیشتین وجود دارند که از واقعیت دور هستند. برای مثال برخلاف ادعاهای رایج وی خیلی زودتر از همسالان خود خواندن را آموخت و هیچ مشکلی در یادگیری نداشته است.

می‌توانید مزه‌های خاصی را در قسمت های خاصی از زبان خود درک کنید

بر اساس نقشه‌ی افسانه‌ای سطح زبان، بخش های مختلف زبان افراد برای تشخیص مزه های خاصی طراحی شده اند. قسمت عقبی زبان مزه‌های تلخ و قسمت جلو مزه‌ شیرین را تشخیص خواهد داد. اما این موضوع از نظر علمی صحت ندارد.

گیرنده‌های مزه در سراسر سطح زبان وجود دارند و همه‌ی آن ها توانایی تشخیص همه نوع مزه ای را دارند. البته این موضوع صحت دارد که برخی از این گیرنده‌ها حساسیت بیشتری نسبت به یک مزه ی خاص دارند اما این تفاوت بسیار ناچیز است. در ضمن این تفاوت های ناچیز نیز با نقشه‌ی زبانی که در مدرسه به ما آموزش داده شده مطابقت ندارد.

آفتاب پرست‌ها برای استتار خودشان رنگشان را تغییر می‌دهند

در فرهنگ عامه آفتاب پرست به مارمولک های تند و تیزی گفته می شود که رنگ خود را مطابق با اشیاء و شرایط محیطی اطراف خود تغییر می دهند. این توانایی آن ها را به بازیگرانی قهار تبدیل کرده و بسیاری از تجیهزات نظامی برای تقلید این توانایی منحصر به فرد طراحی شده اند.

آفتاب پرست‌

اما واقعیت این است که در حالی که این توانایی بسیار خارق العاده به نظر می‌رسد اما آنها این کار را برای تنظیم دمای بدن خود و نگه داشتن آن در یک حد خاص و تعامل با دیگر آفتاب پرست‌های هم نوع انجام می‌دهند و نه پنهان شدن از چشم شکارچیان. با این وجود می‌توان ادعا کرد که ماهی مرکب‌ها توانایی فوق‌العاده‌تری در مطابقت دادن رنگ پوست خود با محیط اطرافش دارد.

کریستف کلمب قاره آمریکا را کشف کرد

باور عمومی بر این است که کریستف کلمب قاره ی آمریکا را کشف کرده است از دیگر اشتباهات رایج کتاب های درسی است. در سال ۲۰۰۵، تحقیقی که در دانشگاه میشیگان انجام گرفت نشان می‌داد که بیش از ۸۵ درصد مردم آمریکا بر این باور بودند که کریستف کلمب قاره‌ی آمریکا را کشف کرده است و تنها ۲ درصد توانستند استدلال کنند که با توجه به این که قبل از ورود کریستف کلمب به قاره ی آمریکا بومیان در این منطقه سکونت داشته‌اند پس قاعدتاً کریستف کلمب نمی‌تواند کشف کننده‌ی این قاره لقب بگیرد.

به هر ترتیب تمامی تاریخ دانان غربی بر سر این موضوع توافق دارند که اولین شخص اروپایی که به خاک قاره‌ی آمریکا قدم نهاد یک وایکینگ به نام لیِف اریکسون بوده که درسال ۱۰۰۰ میلادی سوار بر کشتی از گرینلند تا نیوفاوندلند در کانادا را در نوردیده است.

البته شخصیت کریستف کلمب نیز از لحاظ تاریخی اهمیت بالایی دارد زیرا در ماجراجویی وی در سال ۱۴۹۲ به آمریکا وی بیماری را با خود به این منطقه آورد که در طی آن بخش عظیمی از ساکنان بومی آمریکا جان خود را از دست دادند و بدین ترتیب راه برای امپریالیسم اروپایی در نیمکره‌ی غربی هموار شد.

عضویت در خبرنامه وینوک
عضویت در خبرنامه وینوک
در خبرنامه وینوک عضو شوید بهترین مطالب را هر هفته در ایمیل خود بخوانید
میتونید هر لحظه که خواستید عضویت خود را غیر فعال کنید

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.