نیوتن جاذبه را با افتادن یک دانه سیب روی سرش کشف نکرد

وقتی که شما می خواهید نکات ریزی را در مورد تاریخ و علم به تعداد زیادی دانش آموز یاد دهید آسان ترین راه این است که از توصیفات ساده استفاده نمایید. اما این موضوع ممکن است باعث تغییر در واقعیت امور و دادن اطلاعات نادرست منجر شود. برای مثال به همه ی ما گفته شده است که اسحاق نیوتن بعد از افتادن یک دانه سیب از درخت جاذبه را کشف کرد و این موضوع در واقع صحت ندارد

افسانه ی معروف سیب نیوتون صحت ندارد اما این افسانه نیز مانند بسیاری دیگر از افسانه های عامیانه تفسیری متفاوت از یک اتفاق واقعی است. در واقع هیچ سیبی روی سر آیزاک نیوتن نیفتاده و نیوتن نیز بعد از دید افتادن سیب از درخت در مورد جاذبه ی زمین تئوری پزدازی نکرده است. واقعه ی راستینی که در کتاب خاطرات آیزاک نیوتون آمده از پیاده روی وی همراه با یکی از دوستانش بعد از شام سخن می گوید

 

ما به باغ رفتیم و زیر سایه ی درختان سیب چای خوردیم و تنها من و دوستم بودیم. در میان دیگر حرف هایی که زده شد وی مانند گذشته در مورد جاذبه با من صحبت کرد. او از من پرسید که چرا سیب باید همیشه به طور عمودی به سوی زمین پایین بیاید؟ و در ادامه با خود گفت که چرا سیب به سمت طرفین یا بالا حرکت نمی کندو همیشه به سمت مرکز زمین متمایل است؟ مطمئناً باید دلیلی برای این موضوع وجود داشته باشد که زمین سیب را به سمت خود می کشد. باید یک نیروی کِشنده در زمین وجود داشته و مجموع این نیروی کِشنده باید در مرکز زمین متمرکز باشد و نه در جهت های دیگر آن. از این رو سیب به صورت عمودی به سمت زمین پایین می آید. اگر ماده ای ماده ی دیگر را به سمت خود بکشد باید حجم و اندازه فاکتور مهمی باشد. از این رو می توان نتیجه گرفت که سیب نیز زمین را به سمت خود می کشد همزمان که زمین نیز سیب را به سمت خود می کشد

 

البته امروزه توضیحات فیزیک بسیار ساده تر و دقیق تر از مفهوم جاذبه ی تعریف شده توسط نیوتن هستند. او صحبتی از فرضیه ی«نسبیت کلی» که آلبرت انیشتین ۲۰۰ سال بعد از آن سخن گفت به میان نیاورد و بحث های جدید در  فیزیک کوانتوم مفهوم نیوتن از جاذبه را بیش از پیش به چالش کشیده است

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.