سفرنامه مالزی؛ سفر به کوآلالامپور سرزمین چهارفصل

شخصا عقیده دارم که سفرها باید رفت تا با تمام فرهنگ‌ها آشنا شد. به همین خاطر با دوستانم قرار گذاشتیم که هر سال یک شهر رو برای سفر انتخاب کنیم و اگر بودجه‌اش رو داشتیم چمدان را ببندیم و عزم سفر کنیم.

تصمیم گرفتیم که به مالزی بریم; کشوری با مردم آروم و بعضا خسته که یکی از بهترین سفرهای عمرم شد و باعث شد تا سفرنامه مالزی را بنویسم.

 آب و هوای مالزی و کشوهای اطرافش آب و هوایی استوایی و مرطوب است که به گفته خود مردم مالزی در تمام فصول تفاوت دما در آنجا تنها دو تا سه درجه است. من و دوستانم در فصل زمستان و ماه بهمن به مالزی سفر کردیم که غیر از یک روز باقی روزهای هوایی خوب و خنک داشت.

دین اکثر مردم در مالزی اسلام است اما در کنار آن بودایی، مسیحی و ادیان دیگر نیز دیده می‌شود. بر حسب اتفاق سفر ما به مالزی زمان عید سال نو چینی‌ها بود و به همین خاطر تمامی خیابان‌های کوالالامپور به فانوس‌های چینی مزین بود و جلوه‌ی شهر را زیبا کرده بود و در واقع در برخی خیابان‌های شهر کاملا حس می‌کردی که در خیابان‌های پکن قدم می‌زنی.

سفرنامه مالزی

از شانس خوب ما روز اول سفرمون با جشن تایپوسام هندوها همزمان شده بود به همین خاطر برای تماشای مراسم تایپوسا به معبد هندوها رفتیم و با حجم بزرگی از جمعیت مواجه شدیم. کارهای هندوها در این مراسم مذهبی برای ما که از قبل خیلی با این مذهب آشنایی نداشتیم کمی عجیب و جالب بود.

کمی نسبت به فضاهای دیگر کوآلا این قسمت تمیزی کمتری داشت و در این روز که عید مهمی برای هندی‌ها بود بود بو خوشی حس نمی‌شد. اما برای من خیلی مهم نبود چون دوست دارم تو سفر همه مدل آدم با همه مدل رفتار رو تماشا کنم و فرهنگ‌ها را بشناسم.

اطراف معبد فروشگاه‌هایی بود که محصولات هندی برای فروش داشتند که روی دست نیز حنا می‌زدند. از آنجایی که عاشق این کارهای هنری هستم و دوست دارم همه چیز راجع به هر سنتی را امتحان کنم سریع گفتم روی دست‌هامون نقش حنا بزنن و همین کار باعث شد که با حالی خوب محل معبد هندی‌ها رو ترک کنیم.

سفرنامه مالزی

البته تو همون فروشگاه نقش حنا رو روی دست‌های ما انجام دادند برنامه رقص هندی هم برقرار بود که دوستان همراه ما در تور نیز از هندی‌ها کم نیاوردن و پا به پای آنها در فروشگاه غوغایی به پا کرده بوند که کلی آدم برای تماشای آن آمد.

نکته جالبی که در مورد مذهب بودا تو این سفر کشف کردیم اعتقاد به بهشت و جهنم بود. وقتی برای دیدن معبد بهشت جهنم با تله کابین به سمت بالای تپه های کوآلالامپور رفتیم با مجسمه هایی همانند مجسمه های زیر مواجه شدیم که همگی ترسیمی از بهشت و جهنم بودند.

سفرنامه مالزی

و اما زیباترین و جذاب‌ترین بخش سفرنامه من به مالزی دهکده فرانسوی‌ها بود که واقعا جدا از تمام همه آن چیزی بود که من تو این سفر دیدم.

فضایی زیبا، محیطی شاد و اروپایی، خانه‌های زیبا همه باعث شده که این دهکده امروزه تبدیل به یک محل توریستی شود. همچنین در نزدیکی این محل دهکده ژاپنی‌ها وجود دارد که آنجا هم همانند دهکده فرانسوی‌ها زیبا و سرسبز بود.

دهکده فرانسوی ها

فضای جذاب این دو دهکده باعث شده بود که تمام توریست‌ها دست به دوربین شوند و عکس‌های زیبای خود را از این فضای زیبا ثبت کنند. کافه‌های زیبایی که در دهکده فرانسوی‌ها بود درست مانند کافه‌های فیلم‌های سینمایی فرانسوی بود و با آهنگ‌هایی که در آن فضا پخش می‌شد اصلا حس نمی‌کردی که در شرقی‌ترین نقطه دنیا و با فاصله از فرانسه هستی.

نماد اصلی شهر کوآلالامپور برج های دوقلو هستند که به نظرم کسی نیست که مالزی رفته باشد و اینجا رو ندیده باشد. 

برج های دوقلو مالزی

ذائقه غذایی مالیایی‌ها اصلا شباهتی به ذائقه غذایی ما ایرانی‌ها ندارد. اکثر غذاهای مالیایی دارای ادویه‌ای است که بوی تندی دارد و اصلا برای ما ایرانی‌ها بو و مزه جالبی نیست.

در سفرنامه مالزی من بهترین وعده غذایی و البته گرون‌ترین (هر بشقاب حدود ۱۰۰ هزار تومن) وعده غذایی ما غذای دریایی بود که در رستورانی کنار هتل محل اقامت‌مان خوردیم. 

غذای دریایی

اگر بخواهم تمام اتفاقات سفرم رو برای شما بازگو کنم از حوصله‌تون خارج و کمی هم خواندنش خسته کننده می‌شود. پس پیشنهاد می‌کنم اگر اهل سفر و گردشگری هستید و دوست دارید تا جهان‌گردی کنید حتما به این کشور سفری داشته باشید و از نزدیک با این کشور و مردمش آشنا شوید.

عضویت در خبرنامه وینوک
عضویت در خبرنامه وینوک
در خبرنامه وینوک عضو شوید بهترین مطالب را هر هفته در ایمیل خود بخوانید
میتونید هر لحظه که خواستید عضویت خود را غیر فعال کنید

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.