سفرنامه: سفر به لاهیجان عروس گیلان و خطه سرسبز شمال

سفر کویر باعث شد تا دوستانی پیدا کنم که در مسافرت‌های بعدیم همراهشون باشم. انتخاب همسفر خوب در مسافرت‌های دسته‌جمعی یکی از نکات مهم است که باعث میشه تا مدت‌ها خاطرات سفر رو فراموش نکنی. سفر به لاهیجان از آن سفرهای یکهویی بود که تبدیل به خاطره شد. قرار بر این شد که چهارشنبه بعدازظهر همگی به سمت لاهیجان راه بیفتیم. همراه وینوک باشید و تا درباره این سفر بیشتر بدونید.

به سوی لاهیجان

قرار ما جلوی منزل یکی از بچه‌ها بود تا راس ساعت ۷ به سمت لاهیجان حرکت کنیم. اما من خودم به شخصه اصلا به یاد نمیارم که دقیقا راس همون ساعتی که گفته میشه حرکت صورت بگیره. معمولا یه یکی دو ساعتی تاخیر وجود داره که البته خیلی زیاد نیست😂. بالاخره هر طور که بود خودمون رو جمع و جور کردیم و وسایل را داخل ماشین‌ها قرار دادیم و به سمت جاده رشت حرکت کردیم. موسیقی جز لاینفک مسافرت‌های داخلی محسوب میشه و ما هم مثل بقیه ایرانی‌ها به محض ورود به ماشین بساط موسیقی و دست و … را راه انداختیم. یک چیز دیگر که از اجزای لاینفک ما ایرانی‌ها محسوب میشه چای و تخمه است که اگر تو ماشین اینها نباشه اون مسافرت اصلا مورد قبول واقع نمیشه. بنابراین تا از شهر خارج نشده بودیم کسی که مسئولیت مادرخرجی بر عهده‌اش بود دو سه کیلویی تخمه خرید تا تو ماشین‌ها خیلی بیکار نباشیم.

درباره مادرخرجی گفتم تا یادم نرفته به این موضوع اشاره کنم. یکی از بهترین کارهای صورت گرفته در این سفر مشخص کردن یه مقدار پول برای خرج این چند روز بود که همگی آن رو به یک حساب خالی که کارت داشت ریختیم و تمام هزینه‌ها اعم از بنزین، غذا، تنقلات و … با همون کارت حساب می‌شد. واقعا کار خوبی بود چون تا آخر سفر تمام هزینه‌ها از طریق همون کارت پرداخت شد و دیگه نیازی به حساب و کتاب‌های همیشگی نبود. چون قبلا همون مادرخرج تمام هزینه‌ها را گردن می گرفت و بعد از سفر با جمع و تفریق سهم هر نفر را می گفت و پرداخت می‌شد که به نظرم  این کار سخت است. بنابراین به شما هم پیشنهاد میکنم این کار رو امتحان کنید و از سفرتون با خیال راحت لذت ببرید. 

سفر به لاهیجان

اولین توقف ما رستورانی نرسیده به قزوین بود که اکثریت سفارش قیمه نثار دادیم. به محض ورود به رستوران عاشق ظروفی شدم که غذا در اونها سرو میشد، ظروف مسی و گود که واقعا ظاهری اشتها برانگیز داشت. برای اولین بار بود که قرار بود قیمه نثار بخورم ولی تقریبا میدونستم که چه مزه‌ای باید داشته باشه. انصافا باید بگم که از نظر طعم و مزه واقعا عالی بود و چون گرسنه بودم تقریبا میشه گفت بشقاب رو تموم کردم.

بعد از کلی شوخی و خنده و سرو غذا به سمت ماشین‌ها راه افتادیم تا خیلی دیر نشده خودمون رو به لاهیجان برسونیم. لاهیجان یکی از دوستان خونه داشت و منتظر ما بود که برسیم. حدودای ساعت دو بود که به لاهیجان رسیدیم و با وجود خستگی تا ساعت ۴ دورهم نشستیم گفتیم، خندیدیم، و شوخی کردیم. اما دیگه زمان خواب رسیده بود و برای اینکه صبح قرار بود اطراف لاهیجان را بگردیم بیشتر بیدار نموندیم.

سفر به لاهیجان

بعد از سرو صبحانه که املت گوجه بود به سمت صفرابسته راه افتادیم. صفرا بسته روستایی در نزدیکی لاهیجان است که منظره‌ و آب و هوایی بسیار خوب دارد. یه محض رسیدن به اول جاده صفرابسته چنان محو زیبایی جاده شدیم که مثل آدمایی که تا بحال عکس ننداختن از ماشین پیاده شدیم و فلاش‌هایی بود که زده میشد به صورتی که از تمام زوایا این جاده عکس داریم. بعد از صفرابسته با پیشنهاد دوستی که ساکن لاهیجان بود به سمت تمیزترین ساحل اطراف لاهیجان یعنی ساحل سنگی دستک رفتیم.

سفر به لاهیجان

همیشه ترجیح می‌دهم که در فصلی به شمال برم که گرما نداشته باشه و شرجی نباشه. این بار نیز سفر ما در سردترین فصل سال صورت گرفت و در ساحل دستک از سرما صدای دندون‌هام رو که به هم میخوردن متوجه میشدم. یک چیز جالب که تو ساحل دیدم حرکت دسته‌ای از پرندگان همراه با هم روی دریا بود که سریع دروبین را حاضر کردم و از این صحنه زیبا عکس انداختم. دیگه کم کم داشتیم به زمان نهار نزدیک می‌شدیم که با نظر جمع به سمت رستوران خاور خانم در چابکسر راه افتادیم. مسیر به رستوران خاور خانم مسیر تقریبا کوهستانی بود و مسافتی را باید به سمت کوه بالا می‌رفتیم تا به رستوران برسیم.

سفر به لاهیجان

تعریف رستوران خاور خانم رو خیلی شنیده بودم و خیلی دوست داشتم که یک بار به این رستوران برم. تا در این مسافرت بالاخره قسمت شد و تونستم غذای این رستوران رو امتحان کنم. تقریبا تمام بچه‌ها کباب چنجه سفارش دادیم و منتظر موندیم تا غذا رو بیارن. در این جمع اصلا چیزی به اسم سکوت وجود نداره و در تمام اون لحظاتی که کنار هم بودیم یا صدای خنده بود یا صدای حرف زدن و شوخی کردن. فاصله بین سفارش و آوردن غذا هم مشغول شوخی و خنده بودیم تا بالاخره غذا اومد. واقعا می‌تونم بگم که بسیار خوشمزه و لذیذ بود و لذت این غذا با اجزای لاینفک سفره‌های شمالی یعنی سیرترشی و زیتون پرورده بیشتر هم شد. غذای خوب منظره‌ای که جلوی چشمامون بود همه خاطره‌ای شیرین از رستوران خاور خانم برامون رقم زد. 

بعد از کلی گشت و گذار در چابکسر و لنگرود به سمت لاهیجان راه افتادیم. طرفای شب بود که به لاهیجان رسیدیم و قبل از رفتن به خونه به سمت استخر لاهیجان رفتیم تا در کنار آن هم چرخی بزنیم. همان صبح استخر را دیده بودیم که پر بود از پرنده‌های مهاجر که با پروازشون اطراف استخر واقعا صحنه قشنگی درست کرده بودند. وقتی شب به استخر رسیدیم دیگه از پرنده‌های مهاجر خبری نبود ولی نورپردازی استخر در شب هم برای خود زیبایی‌هایی خاصی داشت. بعد از گشتی دور استخر به سمت خانه راه افتادیم. اما با نظر جمع رفتیم تا بستنی قزوینی که تعریفش رو شنیده بودیم را امتحان کنیم. هوای لاهیجان از همون موقع که رسیدیم سرد و بارونی بود و بستنی خوردن ما در هوای بارونی هم جالب و هم خنده دار بود. از یه طرف از سرما دستامون دیگه از کار افتاده بود و از طرفی هم نمی‌تونستیم از بستنی بگذریم. اما بازم با وجود سرما بستنی را خوردیم و عجیب بهمون چسبید تا به خونه رسیدیم. 

یعنی اصلا امکان نداره که جمعی دور هم جمع بشن و از بازی خبری نباشه. فقط اینجوری بگم که من تا ساعت ۴ صبح تونستم طاقت بیارم و بعد از اون خوابیدم ولی فرداش خبردار شدم که بچه‌ها تا ساعت ۶ صبح داشتن بازی می‌کردن. البته باید بگم که خواب تو خونه هم گیر میاد ولی این دورهمی‌ها خیلی کم پیش میاد و باید از ثانیه به ثانیه آن استفاده کرد. ولی خب اینم باید درنظر داشت که جلوی خواب رو نمیتونی بگیری.😂

سفر به لاهیجان

یکی دیگه از تفریحات سفر همین مقوله شکم است که اصلا نمیشه باهاش شوخی کرد. صبح با صدای یکی از بچه‌ها که در حال نظرسنجی برای صبحانه بود بیدار شدیم. من آخر نفهمیدم نظر جمع چی بود ولی نکته مثبت نظرسنجی این بود که حلیم برای صبحانه روی میز بود. حلیم داغ تو هوای بارونی لاهیجان واقعا یه چیز دیگه بود. اونقدر این حلیم به من مزه داد که تو بهترین حلیم فروشی‌های تهران اینو تجربه نکرده بودم. چون قصدمون این بود که شب تهران باشیم سریع صبحانه رو خوردیم و بعد وسایل رو داخل ماشین‌ها گذاشتیم و به سوی منطقه آزاد انزلی راه افتادیم. 

منطقه آزاد انزلی نسبت به لاهیجان کمی سردتر بود و البته این سرما برای این بود که موج سرمای جدیدی وارد کشور شده بود که نتیجه آن بارش‌های بی سابقه برف و باران شد. در همین منطقه آزاد بود که برف شروع به باریدن کرد و وقتی دانه‌های برف به صورتم برخورد می‌کرد قشنگ حسشون می‌کردم. اگر مسافرت ما یک روز بازگشتش دیرتر انجام می‌شد مطمئنا در برف و کولاک جاده گیر می‌کردیم. اما خدا رو شکر درست روز قبل از اون یخبندان به تهران رسیدیم و خطر رفع شد.

برای بار اولم بود که به انزلی میومدم و تابحال فقط تعریفش رو شنیده بودم. در نزدیکی کاسپین برکه‌ای بود که عکس‌های اون رو در پاییز دیده بودم و جذبش شده بودم. اما تا خودش رو از نزدیک دیدم رسما عاشقش شدم و حس خوبی ازش گرفتم. 

سفر به لاهیجان

دیدن این برکه و قدم زدن در مجتمع کاسپین آخرین مقصد گردشگری ما در سفر به لاهیجان بود. بعد از انزلی به سمت رودبار راه افتادیم تا هم کمی سوغات برای خانواده بخریم و هم شام بخوریم. کباب چنجه‌ای که در رستوران خاور خانم خوردیم باعث شد تا تفاوت مزه را احساس کنیم. رستوران هتل گردشگری رو برای شام انتخاب کردیم ولی باید بگم که اصلا کیفیت غذای خوبی نداشت. کباب نگینی که ما تو این رستوران سفارش داشتیم اصلا هیچ مزه‌ای نمیداد ولی خب اون هم جزیی از سفر بود و مهم دورهم بودن که اتفاق افتاد. 

بعد از شام به سمت تهران راه افتادیم و نزدیکای ساعت ۱۲ شب بود که به تهران رسیدیم. سفر به لاهیجان و حضور در جمع دوستان کویر یکی دیگه از اتفاقات خوب زندگیم بود که تا مدت‌ها از ذهنم پاک نخواهد شد. ممنون از تمام دوستانی که این سفر را برام سفری خاطره انگیز کردند🙏. 

متظر سفرنامه‌های بعدی من باشید…

سفر به لاهیجان

سفر به لاهیجان

سفر به لاهیجان

سفر به لاهیجان

سفر به لاهیجان
سفرنامه: سفر به لاهیجان عروس گیلان | مجله سرگرمی وینوک
عضویت در خبرنامه وینوک
عضویت در خبرنامه وینوک
در خبرنامه وینوک عضو شوید بهترین مطالب را هر هفته در ایمیل خود بخوانید
میتونید هر لحظه که خواستید عضویت خود را غیر فعال کنید

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.