سفرنامه: به دنبال آرامش در کویر مصر

سفر به کویر مصر رو سالها بود براش برنامه ریزی کرده بودم. همیشه پاییز که می‌شد با خودم عهد می‌بستم که این بار باید برم و هر دفعه نمی‌شد. تا امسال پاییز دیگه قطعی گفتم یا می‌رم یا کلا یه خط قرمز روی رفتن به کویر مصر می‌کشم.

بالاخره شد و توانستم عزمم رو جزم کنم و راهی کویر مصر شدم. به همین دلیل به دنبال توری مناسب برای رفتن به کویر مصر رفتم. از هر جایی که می‌شناختم پرس و جو کردم تا یکی از دوستانم توری رو بهم معرفی کرد که امتحانش رو پس داده بود. من هم خیلی معطل نکردم و سریع تور را گرفتم و خودم را آماده رفتن به کویر مصر کردم.

میدان آرژانتین محل قرار برای سوار اتوبوس شدن بود. آنقدر مسافر برای ملحق شدن به گروهش آنجا بود که یک لحظه احساس کردم تظاهراتی چیزی برقراره و من از آن بی‌خبرم. طبق قرار به همون محلی رفتم که اتوبوس تور پارک کرده بود. به محض ورود به اتوبوس خودم را در جمعی دیدم که گویا سالهاست که با آنها دوست هستم. جو حاکم بر تور از همسفران تا لیدرهای تور آنقدر گرم و صمیمی بود که لحظه‌ای احساس غریب بودن نکردم. حدود ساعت ۹ شب بود که به سمت روستای جندق محلی که اقامتگاه ما در این دو روز سفر واقع شده بود راه افتادیم. 

به سوی کویر مصر

در اتوبوس و طی مسیر خندیدن و شادی کردن حتی یک لحظه هم متوقف نشد. اتوبوس برای صرف شام در رستوران مارال ایستاد و شام را در آنجا خوردیم و به مسیر خود ادامه دادیم. مسیر طولانی بود و ساعت حرکت چون شب بود به کمی خواب نیز نیاز داشتیم چون به محض رسیدن به اقامتگاه پس از صرف صبحانه و یک استراحت کوتاه می‌بایست برای رفتن به کویر مصر آماده می‌شدیم. بنابراین اهالی اتوبوس پس از کلی تحرک و شوخی خواب را ترجیح دادند و تا نزدیکی روستای جندق همگی استراحت کردیم. 

کویر مصر

بالاخره به سرزمین شن و آسمان آبی رسیدیم. روستای جندق روستای تاریخی و زیبایی بود که اقامتگاه ما در آن واقع شده بود و فاصله کمی تا کویر مصر داشت. همگی از اتوبوس پیاده شده و  به سمت اقامتگاه راه افتادیم. جایی که در عکس بالا مشاهده می‌کنید همان اقامتگاه است.

سبک خانه‌های کویری آنقدر زیبا و دلبراست که من بی‌درنگ مجذوبش شدم. دیوارهای خشت و گلی، کوزه‌های رنگی، زنبیل‌های حصیری همه و همه از زیبایی‌های دکوراسیون این معماری بود. پس از گشتی در اقامتگاه نیمرو و چای شیرین برای صبحانه در انتظار ما بود. صبحانه را که خوردیم به سمت اتاق‌های خود رفتیم تا حداقل قبل از رفتن به کویر مصر دو ساعتی را استراحت کنیم. 


سفرنامه: سفر به جزیره هرمز


با سر و صدای شوخی و خنده همسفران و فریادهایی که برای بیدار کردن همه بود از استراحت کوتاهی که داشتیم بلند شدم و به سرعت آماده شدیم و به سمت کویر مصر راه افتادیم. یعنی امکان نداشت سوار اتوبوس شویم و برای پنج دقیقه اتوبوس ساکت باشد. یا صدای خنده بود یا صدای موزیک و شادی‌های همراه آن 😉.

مسیر منتهی یه کویر فقط دشت بود و شن، دیدن این دشت پهناور آنقدر جذاب بود که اصلا دوست نداشتم که تمام شود. بالاخره به کویر مصر رسیدیم. به همان دلیلی که من پاییز رو برای رفتن به کویر انتخاب کردم خیلی‌های دیگر نیز برای دیدن کویر مصر آمده بودند. اولش با دیدن اون جمعیت کمی شوک شدم ولی خب وقتی کمی از جمعیت دور شدم به مناطق خالی از جمعیت نیز رسیدم. 

کویر مصر

اونقدر زیبا و بکر بود که اصلا نمی‌تونستم چشم از این زیبایی بردارم. قبل از رفتن به سفر یکی از دوستانم گفت که فضای کویر و رنگ آمیزی آن عکس‌های زیبایی خلق می‌کند. به راستی که درست می‌گفت. آسمان آبی و تضادش با رنگ زمین و شن واقعا تصویری عالی خلق می‌کرد.

به پیشنهاد یکی از دوستان اونجا برای موتور سواری رفتیم. چه موتورسواری، آنقدر هیجان انگیز بود که سطح آندرنالین رو تا حداکثر میزانش بالا می‌برد. در همین حد بگویم که آنقدر به من چسبید که باز هم سوار شدم و دوباره امتحانش کردم. 

کویر مصر

پس از گذشت و گذار در کویر مصر برای نهار به رستورانی در همان کویر رفتیم و پس از آن به سمت کوه نمک راه افتادیم که بتوانیم غروب خورشید را از آنجا تماشا کنیم. متاسفانه به غروب خورشید نرسیدیم یعنی زمانی یه کوه نمک رسیدیم که خورشید غروب کرده بود و فقط توانستیم از دیدن آبشار نمک و کوه نمک لذت ببریم.

در کنار همین کوه نمک دوستان تور آتشی برپا کردند. دور آتش نشستیم، چای دارچین آتشی نوشیدیم و از صداهای عالی که همراه ما در تور وجود داشت لذت بردیم. به جرات میتونم بگم که صدای خیلی از دوستان همراه ما در تور واقعا زیبا بود و آهنگ‌هایی که می‌خواندند حس و حال خوبی به همه گروه تزریق می‌کرد.

متاسفانه امکان آپلود تمام فیلم‌ها نیست ولی فیلم بالا یکی از همان آوازهایی است که به دل نشست و حال من را خوب کرد. همچنین در کنار آتش و تقریبا محیط تاریک کویر می‌شد ستاره‌ها را دونه به دونه شمرد و دید. آسمان شب در کویر درست مثل پارچه‌ای سیاه با طرح‌هایی از ستاره است.

کویر مصر

در نهایت به سمت اقامتگاه در روستای جندق راه افتادیم. به محض رسیدن به اقامتگاه برای صرف شام به غذاخوری رفتیم و بعد از آن نیز شب نشینی ما در کنار آتش و سیب زمینی آتشی آغاز شد. در این شب نشینی آواز بود و پانتومیم و خنده. سیب زمینی زغالی هم که دیگه جای صحبت ندارد. به قدری خوشمزه و لذیذ بود که فکر کنم از آن مزه‌هایی بشود که تا سالها نتوانم فراموشش کنم. 

به این ترتیب پنجشنبه و اولین روز سفر به کویر مصر را به پایان رساندیم و حوالی ساعت ۱ شب همه برای خواب آماده شدند تا فردا برای گشت در خود روستای جندق، قنات و پس آن نیز حرکت به سمت تهران آماده شوند. 

کویر مصر

روز دوم، روستای جندق

صبح جمعه ما اینگونه آغاز شد. املت! آنقدر این املت به همه چسبید که باعث شد انرژی‌ها برای گشت روز دو چندان شود. با انرژی فراوان برای گشت در روستای جندق که اقامتگاه در آن واقع شده بود به همان راهنماهای تور به راه افتادیم. روستایی زیبا با مردمانی خونگرم که قدم به قدم آن خبر از تاریخ چندین ساله می‌داد. خانه‌هایی از خشت و گل، کتابخانه قدیمی، کاروانسراهای زیبا همه از جاذبه‌های این روستای تاریخی بود.

کویر مصر

همراه با همه همسفران در کوچه‌های روستا قدم می‌زدیم و از دیدن تاریخ روستا لذت می‌بردیم. آن روز باد شدیدی در روستا می‌وزید و همین باد باعث شده بود که درون چشم‌هامون، داخل دهان، روی لباس‌هامون شن‌ها لونه کنند. خیلی جالب بود حتی بعد از کلی دور شدن از فضای روستا و داخل اتوبوس شن‌ها را زیر دندانم حس می‌کردم 😂.

یکی از نکات جالب برای من دیدن مردم مهربان این روستا بود. مردم در شهرها و روستاهایی که توریست فراوان می‌رود به گونه‌ای آرام و مهربان هستند. در گشت ما در روستای جندق با این افراد رو به رو شدیم که با دوربین توانستم عکس‌هایی از اهالی این روستا بندازم. عکس از این دو پسر کوچولو خنده‌رو نیز اوج عکس‌ها بود.

کویر مصر

پس از این عکس زیبا بود که با روستای جندق خداحافظی کردیم و به سمت قنات راه افتادیم. قنات در نزدیکی روستای جندق بود که غیر از وجود قنات، آبشاری کوچک، استخر و همچنین سکوهایی برای استراحت و صرف غذا داشت.

افراد گروه بر روی سکوها نشستند و مردان گروه برای شنا در استخر قنات رفتند. با هر بار دورهم جمع شدن ما بساط آواز و شوخی به راه می‌شد. ساختار داخلی قنات هم دقیقا مانند حمام‌های قدیم بود. یعنی از آن ساختارهایی که داد بزنی صدا بازتاب پیدا می‌کند. پس برای خواندن و آواز فضای خوبی بود.


سفرنامهسفرنامه سنگاپور (قسمت اول)


کویر مصر

آخرین وعده غذایی ما در این سفر در کنار قنات بود. تا به اینجای مقاله از غذای تور نگفتم اما اینجا می‌خواهم از آن بگویم. تا همین روز آخر و وعده آخر که زرشک پلو با مرغ بود برایم سوال شده بود که آیا این غذا رستورانی است یا خیر. تا اینکه روز آخر و هنگام صرف نهار مسئولین تور از همه همراهانشان در تور داشتند تشکر می‌کردند که نوبت رسید به کسی که غذاها رو پخته بود.

او مادر خانم مسئول اقامتگاه ما در روستای جندق بود و من همانجا بود که به دوستانم گفتم کاملا مشخص است که این غذا خانم پز است. زرشک پلوی روز آخر به قدری بی‌نظیر بود که من یک دانه برنج هم نگذاشتم در ظرف غذایم بماند. واقعا باید بگویم که دستش طلا😊

کویر مصر

 در آخر باید بگم که برای اولین تجربه سفر داخلی با تور واقعا عالی بود. همه چیز از همسفران، مسئولین تور، پذیرایی و حتی هوا همه چیز فوق‌العاده بود. یک نکته یادم رفت بگویم آن هم کیک سیبی بود که برای این سفر پخته بودم و از روز اول تا زمان برگشت داخل اتوبوس وقت خوردنش را پیدا نکردیم.

در راه بازگشت با توقف اتوبوس سریع پیاده شدم و بشقاب خریدم و کیک را دست یکی از همسفران خوبم دادم و او نیز کیک را به گونه‌ای حرفه‌ای برای کل اتوبوس تقسیم کرد. تجربه سفر به کویر مصر آنقدر برام دلچسب و شیرین بود که تصمیم گرفتم تا قبل از سال جدید سفری دیگر به جنوب کشور داشته باشم. تا ببینم چه پیش خواهد آمد و سفر بعدی من کجا خواهد بود.

برای حسن ختام حیفم آمد که این فیلم را در این مقاله نگذارم. کویر است و این هیجاناتش، دقیقا بعد از این فیلم بود که آدرنالین شروع به ترشح کرد. صدای ووی گفتن من در فیلم هم در نوع خودش خنده دار است.

عضویت در خبرنامه وینوک
عضویت در خبرنامه وینوک
در خبرنامه وینوک عضو شوید بهترین مطالب را هر هفته در ایمیل خود بخوانید
میتونید هر لحظه که خواستید عضویت خود را غیر فعال کنید
۲ دیدگاه
  1. نیلوفر

    سلام . ممنون از سفرنامه خوبتون . من قصد دارم امسال کویر مصرو همراه مادرم برم . ممکنه خواهش کنم که اسم تورتون و شمارشو بدین ؟ چون همراه مادرم هستم میخوام بهش خوش بگذره . ممنونم
    واینکه اگر دی ماه بریم هوا سرد نیست؟

    1. فرزانه علی‌نقی

      خواهش میکنم. متاسفانه دیگه اطلاعاتی از تور نداریم ولی تورهای کویر معمولا همششون بسیار شاد هستند. دی ماه هم میشه رفت بله ولی خب بهترین فصلش پاییز است.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.