نگاهی به سریال Thirteen Reasons Why

شاید کمتر کسی می‌توانست پیش بینی کند که مجموعه تلویزیونی “۱۳ دلیل که چرا”  توسط خواننده نوجوان‌پسندی چون سلنا گومز تهیه شود و بتواند همزمان نظر منتقدان و مخاطبان سریال‌ها را با هم جلب کند. همراه وینوک باشید تا نگاهی به این سریال داشته باشیم..

 داستان سریال

داستان حول و حوشِ یک سری نوار کاست جریان دارد که یک روز سروکله‌شان در جعبه‌ای جلوی در خانه‌ی کِلی جنسن پیدا می‌شود. کلی جعبه را باز می‌کند و با هفت‌تا نوار روبه‌رو می‌شود که به جز آخری، هر دو طرف آنها با لاک ناخن آبی از یک تا ۱۳ شماره‌گذاری شده است. دستورالعمل استفاده از آنها آسان است: به همه‌ی نوارها گوش کنید و بعد آنها را به فرد بعدی که اسمش در لیست آمده بدهید. نوارها توسط هانا بیکر ضبط شده‌اند؛ دختر نوجوانی که همه در شعاع ۱۰ کیلومتری دبیرستانش به خوبی او را می‌شناسند. او همان دختر مشکل‌داری بوده که خودکشی کرده است. صدای هانا قول دو چیز را می‌دهد: من قراره داستان زندگی‌مو برات تعریف کنم؛ یا به‌طور خاص چرا زندگی‌ام به پایان رسید. و اگه داری به این نوار گوش می‌دی، باید بدونی که تو یکی از دلایلش هستی.

 

فصل اول این سریال پس از ۱۳ قسمت از شبکه نت فلکس به پایان رسید و در‌کمال تعجب به محبوب‌ترین سریال سال تا به این لحظه مبدل شده است. سازنده این اثر برایان یورکی نام دارد، شخصی که فیلمنامه تمام قسمت‌های فصل اول را با اقتباس از رمان جی‌ آشر به رشته تحریر درآورده است.

 

ماجراهای سریال «۱۳ دلیل که چرا» با تمی نوجوان‌پسند آغاز می‌شود و به‌مرور زمان مسیر خود را به‌سوی دنیای بزرگسالانه باز می‌کند، از سویی سریال روایت دقیقی درباره ورود زندگی نوجوانان به دنیای بزرگسالی را روایت می‌کند و همین قبیل افراد را در بدنه جوامع مختلف به‌عنوان مخاطب هدف قرار می‌دهد.

سیزده دلیل برای اینکه چرا، داستان عاشقانه‌ی زیبایی دارد. آن‌قدر زیبا که رویایی به نظر می‌رسد، اما همزمان کابوس‌وار هم است. آن‌قدر کابوس‌وار که چندتا از صحنه‌هایش به برخی از بی‌رحمانه‌ترین صحنه‌هایی که در قاب تلویزیون دیده‌اید تبدیل خواهد شد. اینجا با یک تراژدی عاشقانه‌ی مدرن مواجهیم که ترکیب پیچیده‌ای از پشیمانی و خیال‌پردازی و مرگ و حقیقت‌های تلخ زندگی است. «۱۳ دلیلی که چرا» نسخه‌ی تلویزیونی این شعر است: «پاییز سخت‌ترین فصل است. برگ‌ها همه دارند سقوط می‌کنند. طوری سقوط می‌کنند که انگار دارند عاشق زمین می‌شوند». در این سریال مرگ و جدایی ابدی و عشق و احساس یکی شدن با یک غریبه‌ی آشنا طوری با هم گره خورده‌اند که غیرقابل‌جدا کردن هستند. طوری در هم ذوب شده‌اند که امکان ندارد در حال لبخند زدن، بغض نکنید و در حال گریه کردن، لبخند نزدید. امکان ندارد یک دقیقه خودتان را در حال فحش دادن به زمین و زمان پیدا نکنید و لحظه‌ای بعد از خوشحالی هورا نکشید.

این مقاله را از دست ندهید: نکاتی جالب درباره سریال فرندز که نمی دانستنید

 

در دنیای این سریال هیچکس بی‌گناه نیست زیرا یک انسان است ولی تمام افراد قادر به جبران خسارت‌هایی که وارد کرده‌اند هستند. به‌راستی که یک دختر مرده چگونه می‌تواند بر سرنوشت ۱۳ نفر دیگر تاثیر بگذارد و باعث ایجاد تغییر در زندگی یک شهر شود!؟ برای یافتن پاسخ این سوال باید با کمی حوصله تمام قسمت‌های این مجموعه با ارزش را به تماشا نشست.

عضویت در خبرنامه وینوک
عضویت در خبرنامه وینوک
در خبرنامه وینوک عضو شوید بهترین مطالب را هر هفته در ایمیل خود بخوانید
میتونید هر لحظه که خواستید عضویت خود را غیر فعال کنید

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.