نگاهی به سریال کمدی Better Things

سریال چیزهای بهتر (Better Things) یکی از شگفتی‌های جمع‌و‌جور تلویزیون این روزهاست که طرفداران کمدی‌های جدی و عمیق نباید آن را از دست بدهند. مخصوصا وقتی یکی از خالقان آن لویی سی‌.کی باشد.

سریال کمدی Better Things دیگر خبری از لویی در جلوی دوربین نیست و تمام حضور او فقط به کارگردانی و نویسندگی این سریال خلاصه شده است و در عوض جای او را پاملا ادلون به عنوان نقش اصلی گرفته است. بازیگر زن توانا و فوق‌العاده‌ای که انرژی و حال‌و‌هوای بسیار نزدیکی به لویی دارد.

داستان این سریال کمدی در مورد مادر بازیگری است که به تنهایی از سه دختر خود نگهداری می کند. حال فشارهای بازیگری در هالیوود و نیز بزرگ کردن فرزندانش به تنهایی او را تنگنا قرار داده است.

نگاهی به سریال کمدی Better Things

چیزی که سریال کمدی Better Things را به‌طرز مملوسی صادق و نزدیک به مخاطب می‌کند، به این برمی‌گردد که ما در حال تماشای بخشی از تجربیات واقعی شخصیت اصلی هستیم. درست همان‌طور که در «لویی» ما با یک سریال نیمه‌زندگینامه‌ای طرف بودیم، در اینجا هم پالما ادلون به عنوان دومین نویسنده‌ و کارگردان سریال، کم‌و‌بیش روایتگر زندگی روزانه‌ی خودش است. چه در زمینه‌ی تقلایش برای دوام آوردن در صنعت سینما و تلویزیون که توانایی او را نادیده می‌گیرند. 

سریال کمدی Better Things یک شخصیت پردازی عالی

شخصیت سم فاکس، همانند خود ادلون، یک بازیگر و صداپیشه، یک مادر مجرد با سه فرزند است. او دخترانی به نام‌های مکس (Max) با بازی مایکی مدیسون (Mikey Madison)، فرانکی (Frankie) با بازی هانا الی گوود (Hannah Alligood) و دوک (Duke) با بازی اولیویا ادوارد (Olivia Edward) دارد. دخترانش طبق معمول به‌طرز قابل‌درکی در شرایطی از دوران بلوغ هستند که یکی پس از دیگری سبب جنگ و دعوا و داد و بیداد می‌شوند.

کوچک‌ترین دخترش هنوز او را دوست دارد، اما این دوست داشتن یعنی ممکن است وسط فروشگاه بزند زیر گریه و بستنی بخواهد؛ دختر وسطی در پروسه‌ی پیدا کردن هویت عجیب خودش است و بزرگ‌ترین دخترش هم یک مرحله از دخترهای تین‌ایجرِ شورشی معمول رد شده است و در فضای نامطمئن آنسو دست و پا می‌زند و بقیه را هم با خودش اذیت می‌کند. رابطه میان این چهار شخصیت و جنگ و دعواهایی که با یکدیگر دارند، از جنس همان چیزی است که بارها در تلویزیون میان مادرها و فرزندان مشاهده کرده‌ایم.

این دختران بازیگوش، به سم اجازه نمی‌دهند تا حریم شخصی داشته باشد یا بتواند کمی در آرامش وقت بگذراند. آن‌ها از او می‌خواهند که بهشان توجه کند، در تخت کنارشان بخوابد، برایشان مواد مخدر بخرد! و حتی برایشان گوشواره‌ای بخرد که در خانه مشابه‌اش را دارند. این معضل در کنار فشار کار، نیاز به عشق و شریک جنسی، سم را تبدیل به آدمی کرده که کمی غمگین و خسته است و گاهی زود عصبانی می‌شود.

با اینکه سریال کمدی Better Things با چیزهایی که اشاره کردیم، یک درام کوچک و یک برداشت از مسئله‌ «پدر و مادر بودن» را تداعی می‌کند اما در روایت‌اش این مسئله تنها بخشی از داستان است و خود سریال هم علاقه‌ای ندارد تا تمام تمرکزش را به طور کامل بر روی مسئله مادر و فرزند بگذارد.

یک نکته دیگر هم که می‌توان به آن اشاره کرد، اتفاقات ریز و کوچکی است که به صورت چند ثانیه‌ای و فلش بک گونه، در میان اتفاقات دیگر به ما نشان داده می‌شوند.

برای مثال وقتی که سم دارد در مورد این مسئله که بچه‌هایش اذیت‌اش می‌کنند صحبت می‌کند، ما چند تکه از این دعواها را می‌بینیم. در واقع ما برای لحظاتی وارد ذهن سم می‌شویم و همان چیزهایی را می‌بینیم که او دارد به آن فکر می‌کند. 

با توجه به اینکه سریال Better Things یک اثر زندگی‌نامه‌ای است، انتظار می‌رود که اشارات مستقیمی هم به زندگی ادلون داشته باشد و این اشارات در بخش هایی از قسمت اول سریال نیز دیده می شود. برای مثال سکانسی داریم که سم در یک تست بازیگری شرکت می‌کند و در آن‌جا با دو بازیگر برخورد می‌کند. ادلون به جای اینکه شخصیت‌های تخیلی در این بخش استفاده کند، دو بازیگر واقعی را در نقش‌های خودشان قرار داده است.

سم در آنجا با کنستانس زیمر (Constance Zimmer) برخورد می‌کند که او هم آمده تا تست بدهد. در ادامه جولی بوون (Julie Bowen)، بازیگر سریال خانواده مدرن (Modern Family) را می‌‎بینیم که نقش را ازعان خودش کرده است.

با اینکه این سکانس کوتاه بوده و هرگز روی زیمر و بوون متمرکز نمی‌شود اما با حضور آن‌ها، سریال تلاش می‌کند تا خط باریک میان داستان و واقعیت را کم‌رنگ کند و مخاطب را به این فکر بیاندازد که داستان در یک دنیای واقعی در حال رخ دادن است.

جمع بندی

در انتها باید گفت که سریال Better Things یک کمدی قدرتمند دیگر از شبکه FX است که در قسمت اول یک شروع خوب را برای خودش رقم زده. این سریال در همین ابتدای کار، موفق می‌شود هم شخصیت‌هایش را به خوبی معرفی کند و هم تعادل مناسبی بین کمدی و درام به وجود بیاورد. پاملا ادلون به جای اینکه بخواهد یک شخصیت جدید خلق کند، سعی کرده خودش را جلوی دوربین تکرار کند


سایر مقالات:

فیلم The carnage، یک کشتار تمام عیار

رستوران گردی در کافه کباب هیوا بهترین رستوران تهران از دیدگاه کاربران

اکران همه میدانند در ایران ممکن است؟

عضویت در خبرنامه وینوک
عضویت در خبرنامه وینوک
در خبرنامه وینوک عضو شوید بهترین مطالب را هر هفته در ایمیل خود بخوانید
میتونید هر لحظه که خواستید عضویت خود را غیر فعال کنید

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.