نقد فیلم همه می‌دانند ساخته کارگردان اسکاری ایران اصغر فرهادی

خرید فیلم و دانلود آن به صورت غیرقانون به هیچ عنوان تایید نمی‌شود اما برای فیلم همه می‌دانند داستان کمی فرق داشت زیرا به احتمال ۹۹ درصد امکان نمایش این فلیم در ایران وجود ندارد و در نهایت برای تماشای این فیلم مجبور به دانلود آن می‌شدیم. اگر فیلم را ببینید متوجه خواهید شد که امکان نمایش این فیلم با توجه به سخت‌گیری‌های ارشاد اصلا امکان ندارد مگر اینکه فیلم را با سانسور تماشا کنیم.

در مقاله‌ همه می‌دانند درباره فیلم کاملا صحبت کردیم. اما با دیدن فیلم و بعد تجزیه تحلیل آن در ذهن تنها چیزی که به ذهن خطور می‌کند این است که این فیلم اصغر فرهادی شاید انتظارها را از کارگردان اسکاری سینمای ایران برآورده نکند.

در فلیم درست همانند دیگر فیلم‌های اصغر فرهادی خصوصا درباره الی در دقایق ابتدایی شاهد داستانی هستیم که با شادی و سرخوشی آغاز می‌شود و به سبب مضوعی در اوایل داستان تمام ماجرا عوض می‌شود.

گم شدن یکی از کاراکترهای داستان، فیلم را دگرگون می‌کند و تمام افراد روستا را درگیر خود می‌کند تا دختر گمشده پیدا شود. روند همه می‌دانند درست همان مسیری است که فرهادی در کارهای خود در یک دهه اخیر به آن پرداخته است و آن ایجاد یک گره کور و باز شدن زخم‌های کهنه است.

گره کور همه می‌دانند درست بعد از ربوده شدن دخترک نمایان می‌شود. یعنی ما در ابتدا با خانواده‌ای نزدیک به هم مواجه هستیم که در ظاهر بسیار خوشبخت هستند و یکدیگر را بسیار دوست دارند.

اما اما بعد از ربوده شدن دختر دیگر خبری از آن عشق و علاقه نیست و اختلافات عمیقی بینشان به وجود می‌آید و البته رازهای سربسته‌ای آشکار می‌شود که این گره کور را به مراتب پیچیده تر می‌کند و باعث به وجود آمدن بحران در خانواده می‌شود.

با روند داستان به دنبال این هستیم که گره گشایی داشته باشیم اما برخلاف انتظار ما جنبه‌هایی جدیدی از کارکترهای داستان کشف می‌کنیم که تا قبل از آن فکر می‌کردیم آنها را می‌شناسیم. در فیلم‌های قبلی اصغر فرهادی قهرمانان اصلی‌ داستان را بیشتر می‌شناختیم. در این فیلم چیزی از پاکو و لائورا نقش‌های اصلی نمی‌دانیم. با گم شدن دختر رازهایی که تا آن روز در دل شخصیت‌های فیلم پنهان بود یکی پس از دیگری آشکار می‌شود و این موضوع نشان دهنده این است که فرهادی کارت‌هایش را برای بیننده به یکباره روی میز نمی‌ریزد.

فرهادی تا دقایق پایانی فیلم هنوز هم رازی برای عنوان کردن دارد و با بازگو کردن آن تماشاگر غافلگیر می‌شود. 

صحنه‌های ابتدایی فیلم از عروسی بسیار درخشان است. حرکت‌های دوربین در صحنه‌های پرحرکت و شلوغ عروسی با تدوین و کارگردانی عالی ابتدای فیلم را بسیار جذاب و تماشایی کرده است.

همه می‌دانند داستان یک آدم ربایی است که باعث آشکار شدن روابط بین شخصیت‌ها می‌شود و در عین حال یک ملودرام افراطی است که در مواجه با آن به ذهن می‌رسد که داستان آن از یک سریال تلویزیونی کم ارزش قرض گرفته شده است.

بازی بازیگران فیلم

بازیگران فیلم همه می‌دانند از بزرگان سینمای اسپانیایی زبان هستند که همه آنها اصغر فرهادی را تحسین کردند و کار کردن با او را از افتخارات خود می‌دانند. باردم و پنه لوپه کروز که یکی از زوج‌های مشهور در سینمای جهان هستند، قبلا نیز با هم همبازی بودند اما بازی آنها در همه می‌دانند شیمی بسیار قوی‌تری ایجاد می‌کند به طوری که درباره شیمی بین این دو منتقد گاردین گفته است که این شیمی از شدت واقعیت گاهی تبدیل به منطق می‌شود.

پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم هر دو یکی از بهترین بازی‌هایشان را ارائه دادند که با توجه به کارنامه درخشان این دو بازیگر این یک تعریف بزرگ برای فیلم فرهادی به شمار می‌آید. درباره این موضوع باید گفت که اصغر فرهادی یکی از بهترین‌ها برای به بازی‌ گرفتن بازیگران است و کاری می‌کند که بازیگر بهترین عملکرد خود را به نمایش بگذارد. 

نقش باردم در این فیلم نقش مردی است که رازهای زیادی در دل دارد و هنوز هم عاشق عشق دوران نوجوانی و جوانی‌اش است و این عشق پنهان را می توان در تک تک اعضای چهره او دید. پنه لوپه کروز نیز نقش مادری را بازی می کند که دخترش را گم کرده و از غیب زدن آن غمی بزرگ دارد که این غم و نارحتی او تا مغز استخوان بیننده نفوذ می‌کند.

ریکاردو دارین آرژانتینی نیز که در این فیلم نقش همسر پنه لوپه کروز را بازی می‌کند خیلی نقش بلندی ندارد و  ندرخشیدن او در شخصیتش از معدود اشکالات کار فرهادی است.

اولین فیلم بین المللی اصغر فرهادی

همه می‌دانند اولین فیلم اصغر فرهادی به زبانی غیر از زبان فارسی است که در کشوری غیر از ایران ضبط شده است. همه می‌دانند کیفیت و کشش فیلم‌های قبلی فرهادی را ندارد. می‌توان این اثر فرهادی را یک تجربه جدید از فیلمسازی درنظر گرفت که به دنبال شیوه‌ای جدید در فیلمسازی است و می خواهد از شیوه قدمی خود فاصله داشته باشد.

فیلم البته دارای کشش‌ است که می‌ارزد یک بار آن را دید. حضور بازیگرانی مثل خاویر باردم، پنه‌لوپه کروز و ریکاردو دارین دلیل محکمی برای دیدن این فیلم است که البته به جذابیت فیلم نیز کمک می‌کنند. به این‌ها خوش ریتم بودن فیلم و داشتن قاب‌های چشم نواز در اسپانیا را نیز اضافه کنید.

قبل از اصغر فرهادی عباس کیارستمی نیز در خارج از کشور با عوامل خارجی فیلم ساخته بود که فیلم‌های خارجی‌اش مورد استقبال قرار گرفتند. کیارستمی در فیلمسازی همانند شاعری عمل می‌کرد که به زبان تصویر حرفش را بیان می‌کرد. 

همه می‌دانند در بهترین مانند کارهای متوسط خود فرهادی است که از انها کپی برداری شده است. در بهترین فیلم‌های اصغر فرهادی مثل جدایی نادر از سیمین و درباره الی پیچیدگی خاصی در فیلمنامه وجود داشت و مخاطب را درگیر آن پیچیدگی حاکم بر شخصیت‌ها و داستان می‌کرد. همه می‌دانند با داستانی کلیشه‌ای و اتفاقات غیرقابل پیش بینی‌اش به نظر نتوانسته انتظارات را برآورده کند.

فرهادی برنده جایزه‌ی اسکار برای جدایی نادر از سیمین و فروشنده این بار به نظر می‌رسد با اولین فیلم اسپانیایی زبانش نتواند این موفقیت دوباره به دست بیاورد.

یک نکته دیگر درباره همه می‌دانند برخی از حرف‌ها، دیالوگ‌ها و رفتارهای ناگهانی‌ بازیگران است که شاید در قالب یک انسان، پذیرفتی به نظر برسند اما شخصیت آن‌ها را در قالب یک محصول سینمایی به شدت دچار مشکل می‌کند.

به عنوان مثال صحنه‌ای که الخاندرو شوهر پنه لوپه کروز در فیلم با خاویر باردم درباره نجات دختر حرف می‌زنند و الخاندرو از قدرت خدا مقابل پول صحبت می‌کند و این مکالمه به قدری کلیشه‌ای و دور از ذهن است که بیننده را مجبور به واکنش می‌کند.

اما عملکرد قابل قبول همه می‌دانند در بسیاری از بخش‌های فنی مانند فیلم‌برداری‌های جذاب آن و حضور فوق العلاده بازیگرانی مانند پنه‌لوپه کروز، خاویر باردم و ریکاردو دارین در فیلم کاری می‌کند که اگر از طرفداران پروپاقرص سینمای اصغر فرهادی هستید تا به انتها به تماشای فیلم بنشینید و از دیدن فیلم جدیدش لذت ببرید.

اما اگر به دنبال داستان‌های میخکوب‌کننده قبلی او هستید و دوست دارید تا تعلیق را در فروشنده دوباره تجربه کنید، در همه می‌دانند متاسفانه نمی‌توانید به خواسته‌تان برسید. 

در ادامه مقاله نقد خلاصه واکنش منتقدان چهار نشریه سینمایی مطرح به ساخته جدید فرهادی را عنوان خواهیم کرد:

پیتر دبروژ، منتقد ورایتی:

شاید بتوان همه فیلم‌های اصغر فرهادی را یک در میان «گذشته» یا «یک جدایی» نامید، اما این درام اسپانیایی با بازی پنه لوپه کروز و خاویر باردم اولین بار است که احساس تکرار به مخاطب می‌دهد. از «گذشته» که داستانش در پاریس می‌گذشت تا درام اسپانیایی جدید «همه می‌دانند» با جذابیت‌های بصری‌اش، مسیر حرفه‌ای اصغر فرهادی کارگردان ایرانی برنده جایزه اسکار هم به طرز مشکوکی شبیه وودی آلن به نظر می‌رسد که یکی پس از دیگری فیلم‌هایی با بازی افراد زیبا و خوش‌ظاهر در یک کشور اروپایی می‌سازد.

فیلمساز مولف فوق‌العاده بااستعداد که فیلم‌های «یک جدایی» و «فروشنده» را در کارنامه دارد و برای پرداختن به موضوعات مشخصی در کشور خودش شدیدا محدود و تحت نظارت است، از فرصت کار کردن در خارج به منظور تاثیرگذاری بیش‌تر استفاده می‌کند.

ضعیف‌ترین فیلم فرهادی تا امروز همچنان بهتر از اکثریت قریب به اتفاق درام‌های سینمای تجاری در اسپانیا، فرانسه یا امریکا بهتر است. «همه می‌دانند» هم مانند بهترین آثارش سناریوی ساده‌ای دارد.

شاید نقش کروز بیش‌تر به چشم بیاید اما مردهای قصه – باردم و دارین هر دو – به شیوه‌های حیرت‌انگیز روح‌شان را آشکار ساخته‌اند.

برای خیلی‌ها سوال است چرا فرهادی تا امروز فیلمی به زبان انگلیسی کارگردانی نکرده و بی‌تردید در آینده سیر و سفرش به دور دنیا چنین مقصدی خواهد بود. بیایید امیدوار باشیم وقتی زمانش رسید او از خودش پیشی گرفته باشد.

پیتر برادشاو، منتقد گاردین:

بازی‌ها به خودی خود بسیار هوشمندانه، پخته و با این حال، بدون محدودیت و رها به نمایش گذاشته شده‌اند. قصه‌گویی فرهادی از نیرویی قدرتمند و تاثیرگذار برخوردار است.

«همه می‌دانند» همان خطوط اصلی فیلم‌های فرهادی را دنبال می‌کند و ایده‌اش یادآور ساخته‌های پیشین اوست و از منظری دیگر تحت تاثیر آثار میشاییل هانکه و میکل‌آنجلو آنتونیونی است.

همچنین مضمون جنایی فیلم به طرز عجیبی مرا به یاد نمایش‌نامه «بازپرس وارد می‌شود» نوشته «جی. بی. پریستلی» انداخت. به نظرم، جو حاکم بر جنوب اروپا و نقش‌آفرینی‌های فیلم، قدرتی تازه به زبان سینمایی فرهادی بخشیده است.

بوید فن هویی، منتقد هالیوود ریپورتر:

اگر همه می‌دانند، پس رازآلودگی‌اش در کجاست؟

نتیجه فیلم فرهادی آمیزه‌ای عجیب و غریب و تا حدودی مایوس‌کننده‌ست که بخشی‌اش فیلم مهیجی پردیالوگ است و بخش دیگرش درامی خانوادگی. اگرچه پکیج فرهادی به علاوه پنه لوپه کروز و خاویر باردم به قدر کافی این فیلم را برای سینماهای هنری سراسر دنیا جذاب می‌کند.

خط داستانی مدام از این شاخه به آن شاخه می‌پرد بی آن‌که با بدتر شدن موقعیت برای شخصیت‌ها واقعا تبدیل به گردابی از گره‌گشایی‌های جذاب شود.

استیو پاند، منتقد درپ (The Wrap):

جشنواره فیلم کن در چند سال اخیر اغلب با نمایش فیلم‌های فراموش‌شدنی افتتاح شده: ملودرام فرانسوی «ارواح اسماعیل» در جشنواره پارسال، «کافه سوسایتی» ووی آلن دو سال پیش، فیلم به شدت ناخوشایند «سربلند» و فیلم خنده‌دار «گریس موناکو» به ترتیب در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۴٫ با این حال، کن امسال با نمایش «همه می‌دانند» اصغر فرهادی آغاز به کار کرد که به کلی اثری متفاوت است. کارگردان ایرانی استاد پرداختن به تنش طبقاتی و جنسیتی و همچنین شرح دادن مسایل ریز و درشتی است که می‌تواند روح مردم و یک جامعه را مثل خوره بخورد.

پنه لوپه کروز و خاویر باردم به ندرت در همکاری با یکدیگر اجرایی تا این حد احساسی از خود به نمایش گذاشته‌اند.

فیلم اسپانیایی زبان او جانشینی خلف در ادامه فیلم‌های برجسته اوست که در یک دهه اخیر در جشنواره‌های بین‌المللی به نمایش درآمده‌اند.

فرهادی فیلمسازی دقیق است اما اهل خودنمایی نیست. فیلم اخیر او اثری‌ست قدرتمند و تشویش‌برانگیز درباره سویه تاریک شخصیت‌هایی که هرگز از شر زخم عشق‌های قدیمی و کینه‌های کهنه رهایی نخواهند یافت.

پس از سال‌ها، «همه می‌دانند» فاخرترین فیلمی‌ست که در افتتاحیه جشنواره کن به نمایش درآمده است.


مقالات بیشتر:

تقابل غم و امید در فیلم یک کیلو بیست گرم

عضویت در خبرنامه وینوک
عضویت در خبرنامه وینوک
در خبرنامه وینوک عضو شوید بهترین مطالب را هر هفته در ایمیل خود بخوانید
میتونید هر لحظه که خواستید عضویت خود را غیر فعال کنید
1 نظر
  1. زهرا قاسمی

    خیلی تصورم از فیلم با اون چیزی که دیدم فرق داشت

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.