همه چیز درباره داستان فیلم کتاب سبز ساخته پیتر فارلی

برای ماه‌ها، فیلم کتاب سبز به عنوان پیشتاز اسکار ۲۰۱۹ شناخته می‌شد. و در شب اسکار فیلم سال ۲۰۱۸ در سه بخش از پنج قسمتی که در آن برای جایزه اسکار نامزد بود، از جمله بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل و بهترین نمایشنامه اصلی، برنده شد.

فیلم کتاب سبز فیلم کمدی-درام تاریخی پیتر فارلی داستان یک سفر جاده‌ای واقعی در دل جنوب آمریکا و طی دهه طوفانی ۱۹۶۰ و دوره جیم کرو، دوره تفکیک نژادی سیاه‌پوستان از سفیدپوستان را روایت می‌کند. مسافران خودروی نمایشی فارلی، پیانیست تحسین‌شده، دکتر دان شرلی (ماهرشالا علی) و فرانک آنتونی واله‌لونگا هستند که بخاطر خوش‌صحبتی و پرگویی‌اش در آخر تونی لیپ (ویگو مورتنسن) خوانده می‌شود.

این فیلم از بیننده می‌خواهد تا هنگام تماشای این دو فرد عجیبِ سوار بر یک کادیلاک سدان دویل فیروزه‌ای که با نژادپرستی و تفکیک نژادی سر و کار دارند، در صندلی کنار راننده بنشیند.

فیلم سینمایی “کتاب سبز” یادآور فیلم کلاسیک سال ۱۹۸۹ یعنی ” رانندگی برای خانم دیزی” با بازی مورگان فریمن و جسیکا تندی است. فقط این‌بار یک مرد سفیدپوست (واله‌لونگا) پشت فرمان است و مردی سیاه‌پوست (دکتر شرلی) از صندلی عقب وی را هدایت می‌کند.

دو مردی که بیشتر از این نمی‌توانند از نظر ترکیب نژادی و اعتقادات با هم متفاوت باشند. هرچند به‌ واسطه قدرت رهایی‌بخش موسیقی، در میان این نژادپرستی و تفکیک نژادی رفاقت غیرمنتظره‌ای بین آنها شکل می‌گیرد. این گردش و سواری لذت‌بخش در جنوب همزمان هم سرگرم‌کننده، ناخوشایند و مهم‌تر از همه الزامی است که تحسین سینماروها را بخاطر روایت واقعی غائله نژادی دهه شصت برانگیخته است.

هرچند فیلم “کتاب سبز”  چندان هم خالی از انتقاد نیست. خانواده دکتر شرلی که در فیلم از آنها به عنوان “سمفونی دروغ‌ها” یاد می‌شود، از فارلی به خاطر سیاه‌نمایی درباره میراث و یاد و خاطره دکتر شرلی و مشورت نکردن با آنها قبل از ساخت فیلم خرده گرفته‌اند.

ناگفته نماند که برخی از منتقدان به فیلم به دلیل عاری بودن آن از احساسات نژادپرستانه انتقاد کرده‌اند و فارلی و نویسندگان فیلم را به زنده‌کردن کلیشه ” ناجی سفیدپوست” متهم کرده‌اند، اصطلاحی که برای توصیف ابزاری سینمایی به‌کار می‌رود که عمدتا در فیلم‌ها برای به تصویرکشیدن شخصیتی سفیدپوست که افراد رنگین‌پوستی را از یک وضعیت دشوار نجات می‌دهد، استفاده میشود.

فارلی در گفتگو با نشریه نیوزویک در رابطه با عدم دسترسی به اعضای بازمانده خانواده دکتر شرلی می‌گوید: “در این مورد بسیار ناراحتم، کاش کار بیشتری از دستم برمی‌آمد.”. ” راستش را بخواهید، افرادی که به دنبال خانواده دکتر شرلی می‌گشتند نتوانستند ردی از آنها پیدا کنند، و خراب کاری کردند…مطمئنم بعدها از فیلم انتقاد خواهد شد که فیلم چندان موثق نیست چون به اندازه کافی فیلم سیاهی نیست. اما ساخت فیلم‌های سیاه با سلیقه من جور نیست. ما نمی‌خواستیم با ساخت فیلمی جنجالی سعی در جلب موافقان این ایده داشته باشیم.”

داستان فیلم آنقدر فوق‌العاده است که تنها بیان حقیقت در آن کافیست

عقیده کلی فیلم “کتاب سبز” که در صدای ناهنجار مشاجرات محصور شده معتبر و موثق است و علت آن تا حدی این است که برخی برایشان سوال پیش آمده که در این داستان هیچ حقیقتی وجود دارد یا خیر. مثلا اینکه آیا دکتر شرلی واقعا واله‌لونگا را به عنوان راننده‌اش استخدام کرده بود؟ واله‌لونگا واقعا به همان میزانی که در فیلم نشان‌داده شده است نژادپرست بود؟ آیا این دو نفر پس از سفرشان نیز رفیق باقی ماندند؟ تمام این‌ها سوالاتی منطقی است.

فیلم کتاب سبز

خوشبختانه به لطف اظهارات بازماندگان خانواده دکتر شرلی و پسر واله‌لونگا که یکی از نویسندگان فیلم است، پاسخ تمامی این سوالات و حتی جزئیات بیشتری را در اختیار داریم.

پسر واله‌لونگا در گفتگو با نشریه تایمز میگوید: ” دلم می‌خواست احساسات فیلم از دل حقیقت بیایند زیرا داستان فیلم آنقدر فوق‌العاده است که تنها بیان حقیقت در آن کافیست. حس کردم نمی‌توانیم هیچ صحنه غیرواقعی و ساختگی‌ای  به فیلم اضافه کنیم.”

برای فهمیدن اینکه داستان “دو مرد در یک ماشین” و رابطه‌شان چگونه تبدیل به یکی از پربحث‌ترین فیلم‌های سال ۲۰۱۸ و یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های اسکار شود با ادامه مقاله با وینوک همراه باشید.

بیشتر بخوانید: با برندگان گلدن گلوب ۲۰۱۹ آشنا شوید

دلیل اینکه دکتر شرلی واله‌لونگا را به عنوان راننده و محافظش استخدام کرد

فیلم کتاب سبز

همانگونه که بینندگان در فیلم شاهد بودند، واله‌لونگا در کلوب شبانه کوپاکابانا در نیویورک گارد امنیتی بوده است. دکتر شرلی، نابغه موسیقی که در پنساکولای فلوریدا متولد شده، در اصل نواختن پیانو را از سن دو سالگی آغاز کرده است. وی پیش از آماده‌‌شدن برای تور کنسرتش در سال ۱۹۶۲، هنگامی که برای اجرا به سمت جنوب می‌رفتند، مانند بسیاری از علاقه‌مندان موسیقی ِآن زمان، مخفیانه از خشونت و تحقیر نژادی وارده بر سایر موسیقی‌دانان سیاه‌پوست آگاه بود.

یکی از آن هنرمندان افسانه‌ای، نت کینگ کول بود که معروف است در سال ۱۹۵۶، درست شش سال پیش از آنکه دکتر شرلی سفرش به آن ایالت را آغاز کند، روی صحنه بدست کو کلاکس کلنهای ایالات موتلفه آمریکا در بیرمنگامِ آلاباما مورد ضرب و شتم قرار گرفت. در نتیجه، دکتر شرلی، واله‌لونگای متولد برونکس را به عنوان راننده و محافظ شخصی‌اش طی تور استخدام کرد.

فیلم کتاب سبز

طبق مقاله نشریه تایمز، پسر واله‌لونگا ماجراهای این سفر جاده‌ای را مستقیما از زبان پدرش و دکتر شرلی شنیده است.  او همچنین نامه‌هایی که پدرش به مادرش، دلورس واله‌لونگا نوشته بود و به عنوان اطلاعات مرجع در ساخت فیلم به کار رفته است را نگه داشته بود.

وی ادعا می‌کرد که تایید پدرش و دکتر شرلی را پیش از آنکه این داستان‌ها و نامه‌ها را به فیلمنامه تبدیل کند فقط به یک شرط از دکتر شرلی گرفته است، اینکه تا پس از مرگش هیچ مطلبی را منتشر نکند.

واله‌لونگا حرف دکتر شرلی را به یاد می‌آورد که گفته بود: “باید تمام چیزهایی که من و پدرت به تو گفتیم را ذکر کنی” ، ” تو باید حقیقت را عینا برای مردم بیان کنی اما باید تا زمانی که از این دنیا نرفته‌ام دست نگه‌داری”.

فیلم “کتاب سبز” بر اساس نسخه حقیقی کتاب “کتاب سبز” ساخته شده است

از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۶۶ پستچی محله هارلم، ویکتور.اچ.گرین کتاب دست‌نویس یکی از بازماندگان را با عنوان “کتاب سبز راننده سیاه‌پوست: یک راهنمای سفر بین‌المللی” منتشر کرد که اینگونه معلوم می‌شود نام فیلم از چه چیزی گرفته شده است.

آقای گرین کتاب را به عنوان ماخذی برای مسافران سیاه‌پوست گردآوری کرد تا با تبعیض نژادی در “شهرهای سان دَون”ِ تماما سفیدپوست مقابله کنند، “شهرهای سان دَون” به شهرهایی گفته می‌شود که در آنها تابلوهایی نژادپرستانه نصب‌شده است که به آفریقایی‌تبارهای آمریکایی هشدار می‌دهد که پس از غروب آفتاب در شهرهای آنها کار نکنند و آنجا را ترک کنند. کتاب همچنین به عنوان ابزاری برای کمک به رنگین‌پوستان در یافتن مهمانسراهای امن، پمپ بنزین و رستوران در هنگام سفر در سراسر آمریکا و خصوصا جنوب کمک می‌کرد.

لونی بانچ مدیر موزه ملی ِتاریخ و فرهنگ آفریقایی‌تبارهای آمریکایی اسمیت‌سونین، در گفتگو با روزنامه نیویوک تایمز مورخه آگوست ۲۰۱۱ اظهار داشت: ” کتاب سبز سعی در فراهم‌نمودن ابزاری برای فائق آمدن با این شرایط داشت.”

وی همچنین افزود: “این کتاب همچنین به خانواده‌ها اجازه‌ داد تا از فرزندانشان محافظت‌کنند، به آنها کمک‌ کنند تا از آن مکان‌های ترسناک که احتمال دارد از آنجا بیرون‌ انداخته شده یا اجازه نشستن به آنها داده نشود دوری‌ کنند. این هم یک مکانیزم دفاعی و هم یک مکانیزم کنشگرایانه است.

واله‌لونگا در زندگی واقعی انسان نژادپرستی بود

در نیمه اول فیلم، واله‌لونگا بدنام شده است که تا حدی واقعیت نیز دارد، که در نوع اشاره کردن وی به سیاهپوستان و در صحنه‌ای که از الکل‌ نوشیدن پشت گروهی از افراد ارتشی سیاه‌پوست امتناع می‌کند مشخص است.

وی همچنین با آفریقایی‌تبارهای آمریکایی مانند مجسمه رفتار می‌کند، و در مورد برخی رفتارهای یکنواخت خاص نژادپرستانه مثل این ایده که همه آفریقایی‌تبارهای آمریکایی جوجه می‌خورند و تنها به نوع خاصی از موسیقی گوش می‌دهند مجاب شده بود. در اواخر فیلم، این سفر جاده‌ای دید واله‌لونگا را تغییر می‌دهد، چیزی که پسرش در گفتگو با نشریه تایمز آن را تایید کرده است.

فیلم کتاب سبز

واله‌لونگا گفت: “پدرم محصول زمانه و محیط اطرافش بود، و این بهانه برای رفتارش نیست”. وی افزود: “تمام اینها پس از رفاقت وی با دکتر شرلی و سفر دیوانه‌واری که با هم گذراندند و جریاناتی که بر آنها گذشت از میان رفت. اینها چیزی نیست که فقط آن را از زبان کسی شنیده باشید؛ او آن را به چشم دید و شاهد آن بود.”

بعدها واله‌لونگا در مصاحبه با نشریه تایمز افزود: ” این سفر خاص واقعا بر او تاثیر گذاشت و او را متحول کرد. شیوه تربیتی ما توسط او را تغییر داد و به ما یاد داد که همه با هم برابرند و همه با هم یکی هستند.”

در زندگی واقعی دکتر شرلی و واله‌لونگا با هم دوست بودند – البته بستگی دارد از که بپرسید

پس از صحنه دلگرم‌کننده‌ای که در آن دکتر شرلی برای شام کریسمس به منزل واله‌لونگا می‌رود، این سوال برای هواداران ” کتاب سبز” به‌وجود آمد که آیا دکتر شرلی و واله‌لونگا همچنان با هم دوست باقی ماندند یا خیر.

فیلم کتاب سبز

پسر واله‌لونگا می‌گوید: ” از آن لحظه به بعد همه چیز تغییر کرد “وی ادعا می‌کند که ” دوستی آنها عمیق‌تر شد  و پدرش به حرف‌های دکتر شرلی گوش داد.”

هرچند خانواده دکتر شرلی پافشاری می‌کنند که آنها به هیچ وجه با هم صمیمی نبوده‌اند.

پاتریشیا شرلی، خواهر زن دکتر شرلی در یک مصاحبه اختصاصی با وبسایت Shadow and Act بیان کرد که: “رابطه آنها یک رابطه کارمند-کارفرما بود.” وی اظهار کرد که شوهرخواهرش ترجیح می‌داد تا روابطش را حرفه‌ای نگه‌ دارد و این تنها نوع از رابطه‌ای بود که دکتر شرلی با کسانی که با وی کار می‌کردند داشت.”

فیلم کتاب سبز

پس از پایان نگارش ” کتاب سبز “، دکتر شرلی به اجرا در تالار کارنگی در سال ۱۹۷۱ ادامه می‌دهد. واله‌لونگا و دکتر شرلی هر دو به فاصله پنج ماه در سال ۲۰۱۳ درگذشتند.

تنها نکته‌ای که در فیلم حقیقت ندارد

فیلم چندان هم روایت موثقی نیست، زیرا سفر جاده‌ای آنها به مدت یک سال و نیم به طول انجامید. در حالیکه فیلم نشان می‌دهد که سفر آنها تنها دو ماه به طول انجامیده است. به گفته نیک، پسر ِواله‌لونگا این تنها کار مبتکرانه‌ای است که فیلمسازان ِفیلم انجام داده‌اند. او بیان‌کرد به جز زمان طولانی‌ای که آنها با هم در ماشین می‌گذرانند، براساس خاطرات وی، باقی روایت فیلم کاملا دقیق است.

او می‌گوید: ” گمان میکنم به همین دلیل است که این فیلم، فیلم پرآوازه و معروفی شده است زیرا فیلم راست و واقع‌نمایانه‌ای است.


مقالات بیشتر:

معرفی انیمیشن کوتاه Bao برنده اسکار بهترین انیمیشن کوتاه ۲۰۱۹

۲۰ مورد از بهترین و بدترین فیلم‌های انیمیشن دیزنی بنا بر نظر منتقدان

معرفی فیلم‌های محبوب سال ۲۰۱۸

۱۱ فیلم ارزشمند که اسکار آنها را نادیده گرفت

منبع oprahmag
عضویت در خبرنامه وینوک
عضویت در خبرنامه وینوک
در خبرنامه وینوک عضو شوید بهترین مطالب را هر هفته در ایمیل خود بخوانید
میتونید هر لحظه که خواستید عضویت خود را غیر فعال کنید

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.