مادر! فیلمی که نفس‌ها را در سینه حبس می‌کند

دارن آرونفسکی نوشتن فیلمنامه « مادر! » را پس از به اتمام رساندن پروژه « نوح » آغاز نمود. فیلمنامه ای که در ۵ روز نسخه اولیه آن آماده شد و در نهایت پس از بازنویسی های چند باره به مرحله ساخت رسید.

فیلم  “مادر!”  دارن آرونوفسکی از آن دسته از فیلم هایی است که نفس‌ها را در سینه حبس می‌کند فیلمی که به صندلی میخکوبتان می‌کند و یک لحظه راحتتان نمی‌گذارد. فیلمی که ترس جادویی و کابوس سیاهش را به بیننده تزریق کرده و او را بی‌حال می‌کند.

فیلم مادر دارن آرونفسکی

فیلم مادر با فیلم‌های ترسناکی که تا به کنون دیده اید متفاوت است چون آرنوفسکی فیلم ترسناک نساخته! بلکه ترس را در غالبی تازه، زنده و قابل لمس دوباره تعریف می‌کند. فضای ترس فیلم شبات زیادی به Black Swan دارد و همین ویژگی کیفیت کلی فیلم را بالا می‌برد.

از طرف دیگربا  محیطی سوررئال طرف هستیم و سکانس‌های آزاردهنده‌ی Requiem for a Dream نیز بار دیگر در قالبی جدید بازگشته‌اند. به راحتی می‌توان گفت با اثری رو به رو هستیم که فریم به فریم محصول ذهن آرنوفسکی است و با فراغ بال تک تک پلان‌ها، زوایای دوربین، لباس‌ها، معماری خانه و دیالوگ‌ها را در ذهن خود پرورش داده و به ثمر رسانده است. در فیلم مادر به شدت از دوربین روی دست و نماهای بسته استفاده شده تا ما را با کاراکتر جنیفر لارنس همراه کند و تدوین از نمای پشت و جلوی او نشان‌دهنده‌ی این است که ما قرار است همه چیز را از زاویه‌ی او ببینیم.

داستان فیلم:

داستان فیلم در خانه ای در مکانی نامشخص رخ می دهد که طی آن زنی بی نام (جنیفر لارنس) به همراه همسرش (خاویر باردم) زندگی عاشقانه خود را آغاز کرده اند. مرد، شاعری مشهور است که آثارش عمیقاً دیگران را تحت تأثیر قرار داده؛ می‌توان او را به “پائولو کوئیلو” تشبیه کرد که البته به بن بست ذهنی رسیده و از آوردن کلماتِ بشدت حساس اش، عاجز شده.و در این میان، جنیفر، به سان “سوفیا تولستوی” محکوم به آزار دیدن توسط شوهر خود است. بزودی غریبه ای ( اد هریس ) از راه می رسد و درب منزل آنان را می زند.

او فکر میکند که خانه مذکور در واقع محلی برای استراحت است و نمی داند که ملک شخصی زن و شوهر است! با اینحال شاعر، او را در کمال تعجب همسرش به خانه دعوت می کند و سپس نوبت به ورود همسرِ مرد غریبه ( میشل فایفر ) می رسد که او نیز به خانه وارد شود و…

این مقاله را از دست ندهید: معرفی فیلم مردی به نام اوه

فیلم مادر دارن آرونفسکی

« مادر! » مقدمه ای عجیب و ساده دارد. در ابتدا فیلمساز از مخاطبش می خواهد تا شخصیت های اصلی داستانش را بدون آنکه نامی برای آن ها انتخاب شده باشد، بپذیرد و با آنان همراه شود. در ادامه فیلم نیز شخصیت های دیگری وارد داستان می شوند که همگی آن ها  مانند شخصیت های اصلی، بی نام و هویت هستند. تصمیمی که تعمداً گرفته شده و دلالت بر مفهومی دارد که افراد را تبدیل به نماد و نشانه هایی از رویکردهای طبیعی و اجتماعی می کند. نامگذاری فیلم با عنوان « مادر! » شاید در ظاهر ساده و بی آلایش باشد اما زمانی که به علامت تعجب پس از کلمه مقدس مادر می رسیم، سوال بزرگی در ذهن شکل می گیرد که چرا از مادر با عنوان کنایه ای نام برده شده؟

در « مادر! » آرونفسکی می توان نشانه های فراوانی یافت. از انجیل مقدس گرفته تا اشاره هایی به آدم و هوا که هرکدام سعی دارند تلنگری به مخاطب بزنند. خانه ای که مرد و زن در آن زندگی می کنند به مثابه زمینی در نظر گرفته شده که شاید هجوم افراد مختلف به درون آن سبب تخریب و هرج و مرج و البته گاهاً رویکردهای خوشایند می گردد. شخصیت مرد که در مواجه به انتقادات همسرش تنها یک لبخند از خود به نمایش می گذارد، به مانند پروردگاری معرفی می گردد که سعی در مدیریت شرایط و مادر دارد و البته مادر و منزل که نمادی از سیاره زمین هستند و بزودی میزبان مهمانان عجیب و ناخوانده ای می گردند.

فیلم مادر دارن آرونفسکی

از لحاظ کاراکتر، فیلم کاملا همراه با جنیفر لارنس است و اوست که وظیفه‌ی همراه کردن  ما در این راه پر پیچ و خم، معنوی و سوررئال را بر عهده دارد.جنیفر لارنس تنها کسی است که دقیقا مثل ما، سر از هرچه که در حال رخ دادن است در نمی‌آورد. هرچند که خیلی جای زیادی برای درخشیدن در آن خانه‌ی تو در تو ندارد و در اکثر سکانس‌ها یا بهت‌زده است یا وحشت‌زده. در نقطه‌ی مقابل اما خاویر باردم، اد هریس و میشل فایفر قرار دارند که انگار همه‌ی آن‌ها از چیزی باخبرند که ما بی خبریم. آن‌ها جوری رفتار می‌کنند که انگار هیچ اتفاق ویژه‌ای در حال رخ دادن نیست و بالاتر از همه‌ی آن‌ها، نگاه‌های میشل فایفر با آرامش اذیت‌کننده‌اش تا عمق روحتان نفوذ می‌کند.

فیلم مادر برای طرفداران آرنوفسکی، همان چیزی است که می‌خواستند، “مادر!” سرشار از نماد و کنایه و استعاره است که هر مخاطبی می تواند نمادها و تحلیل های فراوانی از آنچه که در فیلم مشاهده نموده را مطرح نماید. شاید فیلم در نگاه اول الهام پذیری فراوانی از شاهکار رومن پولانسکی به نام « بچه رزماری » داشته باشد، اما در اجرا تفاوت فراوانی به اثر مذکور دارد و به مراتب جسورتر و البته شلوغ است.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.