۲ اشتباه والدین در صحبت کردن با کودکان

پدر و مادر بودن یکی از وظایف شگرف و در عین حال معنی دار زندگی است. متأسفانه، عقاید و سوء تصورات غلط در میان عموم مردم در مورد چگونگی تربیت کودکان و تبدیل کردن آنها به فردی مسئولیت پذیر، می‌تواند منجر به ارتباط بی‌فایده و کشمکش‌‌های بزرگ شود.

بعضی از والدین با استفاده از استراتژی‌های استبدادی به کودکان خود اجازه استقلال یا احساس کارایی را نمی‌دهد. والدین دیگر در مقابل فرزندان خود بیش از حد تسلیم می‌شوند که در واقع سبب می‌شود تا بچه‌ها چیزی درباره محدودیت‌ها و کنترل خود نیاموزند. تحقیقات نشان می‌دهند افراط در هر دو گروه می تواند سبب متوقف کردن توانایی بچه‌ها برای تنظیم احساسات و ایجاد روابط سالم در بزرگسالی شوند. بهترین نوع والدین آن دسته از والدینی هستند که منصف، انعطاف پذیر، مورد احترام هستند و در جهت اهداف خود فرزندانشان را آموزش نمی‌دهند. شنیدن و احترام به احساسات، دادن حق انتخاب، با این حال اعمال محدودیت‌های منصفانه و روشن برای رفتارهای غیر قابل قبول، تعادلی مناسب است که همه ما باید برای آن تلاش کنیم. این مقاله به شما آموزش می‌دهد که چگونه برای جلوگیری از شیوه های ناکارآمد برای برقراری ارتباط با کودکان رفتار کنید که منجر به شکست، کشمکش‌‌های بزرگ یا صدمه زدن به عزت نفس کودکان نشود. همراه وینوک باشید.

۱- صحبت کردن بیش از حد

صحبت با کودکان

وقتی پدر و مادرها مدام پشت سر هم برای کودکان صحبت کنند بچه‌ها دیگر توجهی نمی‌کنند. محققان نشان داده‌اند که مغز انسان می‌تواند فقط مقدار محدودی اطلاعات یا ایده‌های منحصر به فرد در حافظه کوتاه مدت (فعال) خود نگه دارند. این مقدار در حدود ۳۰ ثانیه یا یک یا دو جمله صحبت است. 

مثال بیهوده

“مطمئن نیستم که در مورد باله و سافتبال در این ترم چه کار باید کنیم. می‌‌دانید، شما واقعا نمی‌توانید هر دو را با هم انجام دهید، زیرا سافتبال در روزهای سه‌شنبه، چهارشنبه و پنج شنبه‌ها ساعت ۴ برگزار می‌شود، اما پس از آن باید تغییر لباس دهید و آماده شوید که برای این کار زمان کافی ندارید، مگر آنکه وسایل باله خود را دوشنبه شب جمع کنید، که به این معنی است که روز یکشنبه آنها شسته شوند …… “

ایده‌های مختلفی در این پیام وجود دارد که بچه‌ها با شنیدن آنها از والدین خود توجه خود را از دست می‌دهند. همچنین، این صحبت‌ها دارای لحنی منفی و اضطرابی است که می‌تواند منجر به واکنش کودک به شک و اضطراب شود. لازم نیست همه اطلاعات را یک باره در اختیار کودکان خود قرار دهید. بلکه، آنها را به گام‌های جداگانه تقسیم کنید تا برای کودکان راحت‌تر هضم شود. قبل از قرار دادن موانع مقابل کار کودکان ابتدا به آنها اجازه دهید تمام توان خود را نشان دهند.

مثال موثر

“اگر هم باله و هم سافتبال را این ترم انجام دهید، هر شب خودتان را درگیر این دو می‌کنید. پس بیا بنشینیم و ببینیم آیا این برای شما و من منطقی است. “

در این مثال، مکالمه والدین به دو جمله محدود می‌شود، که باعث می‌شود بچه بتواند اطلاعات را آسان‌تر درک کند. همچنین هدف کلی برای او کاملا واضح است، و در مراحل بعدی از او درخواست می‌کنید که بنشیند و در مورد موضوع بحث کنید. در نهایت، والیدن با در نظر گرفتن نیازهای کودک خود و همچنین خودشان ارتباط رضایت بخشی با او قرار می‌کند.

۲- غرزدن و تذکرهای متعدد

صحبت با کودکان

بهترین نوع والدین آن دسته از والدینی هستند

که منصف، انعطاف پذیر، مورد احترام هستند

و در جهت اهداف خود فرزندانشان را آموزش نمی‌دهند.

 

اکثر والدین با عجله صبح زود آشنا هستند تا همه را از خونه همراه با ناهار، لباس ورزشی، آلات موسیقی، تکالیف امضا شده و غیره به موقع راهی کنند. کودکانی که در این مواقع پریشان می‌شوند و به نظر می‌رسد که انگیزه‌ای برای آماده شدن سر وقت را ندارند، بزرگترین چالش برای یک پدر یا مادر پر مشغله است. بسیاری از والدین در این مواقع کنترل خود را از دست می‌دهند و با ناامیدی، با غر زدن و یا عیب گویی کردن قصد کنترل وضعیت را دارند. مشکل غر زدن این است که شما در واقع به بچه‌ها یاد می‌دهید که شما را نادیده بگیرند زیرا آنها می‌دانند که در اینده نیز همین تذکرات وجود دارند. در حالی که کودکان، ممکن است نیاز بیشتری به کمک و راهنمایی داشته باشند، والدین موثر اجازه می‌دهند تا فرزندانشان با بالا رفتن سنشان احساس مسئولیتشان نیز افزایش پیدا کند.

مثال بی اثر (به یک بچه ۱۰ ساله)

“یک ساعت زودتر از خواب بیدارت کردم چرا که هرگز کارهایت سر وقت نبوده. الآن باید لباس بپوشی. آیا تکالیفت را دادی که امضا بکنم؟ ” 

ده دقیقه بعد.

“من به تو گفتم آماده شو اما هنوز هم در حال وقت تلف کردن هستی. فصد داری که ما دیرمان بشود. برو دندان‌هایت را بشور و لباس هایت را تنت کن. “

ده دقیقه بعد.

“تکالیفت کجاست؟ مگه نگفتم بیارشون تا امضا کنم؟ هنوز لباس نپوشیدی دیرمون شد. “

و به همین ترتیب.

این رفتار والدین دادن مسئولیت بیش از حد و ارتباط غیر مستقیم با کودک است که به دلیل بی اعتمادی به او برای اداره وضعیت بدون مداخله و دستور است. طبق گفته دکتر Carol Deck، نویسنده و پژوهشگر کتاب پرفروش والدین و انگیزه، به اصطلاح به این والدین “پدر و مادر هلی کوپتر” گفته می‌شود که می‌تواند منجر به دودلی و وابستگی بیش از حد شوند. حالت این رفتار منفی و مزاحم است که احتمالا باعث خشم، سخت شدن و حالت تهاجمی می‌شود.

مثال موثر

“۴۵ دقیقه به سمت مدرسه حرکت می‌کنیم. اگر همه چیز برای مدرسه آماده نباشد خودت باید  برای معلمت توضیح بدهی. “

این یک راهنمایی مختصر و کامل است، که نتیجه منطقی آن راهی برای موافقت نکردن نمیگذارد. با این روش کودکان آزاد از قضاوت، اضطراب و تلاش برای کنترل هستند. والدین به کودکان خود اجازه می‌دهند تا از عواقب طبیعی رفتارهایشان یاد بگیرند.

 

منبع: beautyheadlines

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.