معرفی کتاب: وقتی نیچه گریست

کمتر کتابی هست که عالی شروع شود و در تمام طول کتاب عالی باقی بماند. اما هنگامی که نیچه گریست دقیقا این چنین کتابی است.


 

رمان “وقتی نیچه گریست” را می‌توان جزو  ژانر قصه‌های تاریخی قرار داد. همون ژانری که ایلیاد هومر داستان جنگ تروجان و تراژدی‌های شکسپیر نیز جزوی از آن هستند. این نوع از رمان ها معمولا این گونه هستند که شخصیت‌ها با نام واقعی خود ظاهر می‌شوند و صحنه‌ها بر‌اساس حقایق تاریخی مستند در مورد موقعیت‌ها، وضعیت‌ها و خصوصیات ظاهری شخصیت‌ها طراحی شده‌اند و در بعضی موارد متن کتاب‌ها و نامه‌های پیچیده نیز به آنها اضافه شده‌اند.

 

وقتی کتاب را می خواندم از شروع فوق العاده کتاب بی نهایت لذت بردم ولی با خودم فکر کردم شاید ادامه کتاب اینقد عالی نباشد. کمتر کتابی هست که عالی شروع شود و در تمام طول کتاب عالی باقی بماند. اما هنگامی که نیچه گریست دقیقا این چنین کتابی است. در سراسر کتاب داستان اوج می گیرد و ماجراها زیباتر، هیجانی تر و فلسفی تر می شوند. پایین کتاب هم به اعتقاد من اوج کتاب است و از این بهتر نمی توانست باشد. نویسندگان این ژانرها علاوه بر اینکه باید توانایی زیادی در نوشتن قصه داشته باشند باید دارای مهارت‌های پژوهشی لازم برای خلق صحنه‌های تاریخی نیز باشند.

 

داستان وقتی نیچه گریست:

دکتر ژوزف بروئر یک دکترموفق است. در سال ۱۸۲۲ یک زن جوان به نام لو سالومه برای ملاقات دکتر ژوزف بروئر می‌آید، او از دکتر که یکی از موفق ترین دکتر های آن زمان است می‌خواهد که دوستش نیچه را گرفتار افسردگی شدید است نجات دهد. زن جوان خود را مقصر این افسردگی می‌داند و از این می‌ترسد که نیچه مرتکب خودکشی شود و دنیا از وجود چنین فیلسوف بزرگی محروم شود.

 

سالومه در یادداشتی برای برویر می‌نویسد که «آیندۀ فلسفۀ آلمان در خطر است» و از او می‌خواهد که این خطر را خنثی سازد. برویر باید اندیشمندِ بزرگ و تنهایی را که از سردردهایِ شدید میگرنی رنج می‌برد، معالجه کند و او را از این گرفتاری برهاند. ولی نیچه نباید از این جریان و دیدار برویر و سالومه بویی ببرد. برویر تصمیم می‌گیرد با روشِ جدید «بیان‌درمانی» که به‌تازگی در مورد بیمار دیگرش آنا. او. تجربه کرده، او را درمان کند. با این حال فیلسوفِ مغرور آلمانی، حاضر نیست «روانِ» خود را به دست یک پزشک بسپارد و تنها از او می‌خواهد که «جسم» او را درمان کند.

 

کوشش‌ها و ترفندهای گوناگون برویر برای مطرح ساختن مشکلاتِ روحی نیچه راه به جایی نمی‌برد. سرانجام ترفند زیرکانه و البته خطرناک برویر برای ورود به دنیایِ درونی نیچه سرآغاز دیدارهای پیاپی او و نیچه می‌شود، دیدارهایی که در آن هر یک از آن‌ها می‌کوشند تا دیگری را درمان کنند. به‌این‌ترتیب میان برویر آرام و دلسوز، و نیچۀ حساس و خوددار، دوئل گفتاری تندی به‌وجود می‌آید و هر چه این دو به هم نزدیکتر می‌شوند، برویر بیشتر متوجه می‌شود که فقط در صورتی می‌تواند نیچه را معالجه کند که وی اجازه‌ی این کار را بدهد.

 

وقتی نیچه گریست آمیزه‌ای است از واقعیت و خیال، جلوه‌ای از عشق، تقدیر و اراده در وینِ خردگرای سدهٔ نوزدهم، و در آستانهٔ زایشِ دانش روانکاوی. فردریش نیچه، فیلسوف آلمانیِ جوان و هنوز شناخته نشده، یوزف برویر، از پایه‌گذاران روانکاوی و دانشجوی پزشکیِ جوانی به نام زیگموند فروید، همه اجزایی هستند که در ساختار رمان در هم تنیده شده‌اند تا حماسهٔ فراموش‌نشدنی رابطهٔ خیالی میان بیماری خارق‌العاده و درمان‌گری استثنایی را بیافرینند. در این رمان، دو مرد برجسته و اسرارآمیز تاریخ، تا ژرفای وسواس‌های خویش پیش می‌روند و در این راه، به نیروی رهایی بخشِ دوستی دست می‌یابند.

یکی از ویژگی های خوب این رمان ریتم عالی آن است. در سراسر کتاب داستان اوج می گیرد و ماجراها زیباتر، هیجانی تر و فلسفی تر می شوند. پایین کتاب هم به اعتقاد من اوج کتاب است و از این بهتر نمی توانست باشد.

این رمان بیشتر از زاویه دید سوم شخص نوشته شده است، خواننده‌ی کتاب همواره می‌تواند تفکرات دکتر بروئر را در سراسر داستان مخصوصا در گفتگوهای بین نیچه و بروئر بشنود اما افکار شخصیت‌های دیگر داستان شنیده نمی‌شود. کاربرد زاویه‌ی دید سوم شخص محدود به نویسنده این امکان را می‌دهد که رشد شخصیتی یک شخصیت خاص داستان را که در اینجا دکتر بروئر است را  به ما نشان دهد در آغاز داستان کاملا مشخص است که دکتر بروئر مرد قدرتمند و فروتنی است، در پایان  داستان خود مخاطب جزئیات مربوط و تغییر روابطش با نیچه را در می‌یابد. در بیشتر کتاب به دلیل  زاویه‌ی دید محدود؛ نیچه همچون یک معما باقی می‌ماند و نویسنده برای جبران این موضوع نامه‌هایی که توسط نیچه نوشته شده‌اند را به متن وارد می‌کند. 

همچنین این کتاب در سال ۱۹۹۲ برنده‌ی مدال طلای کتاب کالیفرنیا شد. بخش دنیای کتاب روزنامه‌ی واشنگتون پست نیز این کتاب را «جادویی» خوانده است.

 

معرفی کتاب: وقتی نیچه گریست
معرفی کتاب: وقتی نیچه گریست

قسمت هایی از کتاب:

 

هر انسانی، مالک مرگ خود است و می تواند به روش دلخواه عمل کند. شاید… و تنها شاید… بتوان حق زندگی کردن را از هر انسانی گرفت، ولی حق مردن را در هیچ شرایطی نمی توان سلب کرد.

پاداش انتهایی مرده، این است که دیگر نخواهد مرد.

درست به همان ترتیب که پوست، اجزایی چون استخوان، عضله، روده و رگ خونی را از گستره دید انسانی پنهان نگه می دارد، خودبینی و غرور نیز بی قراری و هیجان روح را می پوشاند و همچون پوستی بر روح آدمی کشیده شده است.

در برابر هر زن زیبا، مرد بدبختی هم حضور دارد که از حضور در کنار او خسته شده!

ناامیدی هزینه ای است که هر فرد به منظور خودآگاهی باید بپردازد.

 

درباره نویسنده:

 

نویسنده این کتاب اروین دیوید یالوم در سال ۱۹۵۶ در بوستون در رشته پزشکی و در سال ۱۹۶۰ در نیویورک در رشته روانپزشکی فارغ‌التحصیل شد و بعد از خدمت سربازی، در سال ۱۹۶۳ استاددانشگاه استنفورد شد. در همین دانشگاه بود که الگوی روانشناسی هستی گرا یا اگزیستانسیال را پایه‌گذاری کرد. یالوم هم آثار دانشگاهی متعددی تألیف کرده‌است و هم چند رمان موفق دارد. او جایزه انجمن روانپزشکی آمریکا را در سال ۲۰۰۲ دریافت کرد.

 

 این رمان مناسب کسانی است که نیچه و عقاید او را می‌شناسند و به او علاقه‌مند هستند. به‌علاوه کسانی که به روان‌کاوی و ایده‌های اولیه‌ی روان‌شناسی علاقه دارند نیز می‌توانند از این رمان لذت ببرند. یکی از بهترین نکات درمورد رمان این است که لازم نیست تا خواننده با شخصیت‌ها آشنا شود و آنها را دوست داشته باشد. «کتاب وقتی نیچه گریست» باعث می‌شود تا به علم روان‌شناسی ایمان پیدا کنید. این رمان بدون اینکه خواننده را با اصطلاحات تخصصی و مکالمات بی‌سروته گمراه کند، با دقت هرچه تمام‌تر به تکنیک‌ها و تفکرات یک روان‌کاو می‌پردازد.

نویسنده مهمان


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های علامت گذاری شده با * را باید تکمیل نمایید.



 

۱۳۹۵. تمامی حقوق برای وبسایت vinok (وینوک) محفوظ است.

عضویت در خبرنامه وینوک

در خبرنامه وینوک عضو شوید و آخرین مطالب وینوک را در ایمیل خود بخوانید