رستوران هفت خوان همانند نگینی در شیراز

مجموعه رستوران‌های هفت خوان یکی از بزرگترین مجموعه‌ رستوران‌هایی بود که تا به حال دیده بودم. ساختمانی چند طبقه که در هر طبقه از آن یک مدل رستوران وجود دارد. زیر زمین رستوران سنتی( رستوران مورد علاقه من)، طبقه اول رستوران بوفه، طبقه دوم فست فود و کافی شاپ، طبقه سوم رستوران ملل و در نهایت طبقه چهارم باربیکیو تنوع رستوران‌های مجموعه هفت خوان را شامل می‌شدند. در این مقاله همراه وینوک باشید تا با این مجموعه بزرگ و مجلل آشنا شوید.


 

داستان رفتن‌های هر روزه من به رستوران هفت خوان از سفر چهار روزه من به شیراز شروع شد. قرار بود برای اردیبهشت به شیراز سفر کنم اما به دلیل پاره‌ای از مشکلات سفرم به شیراز به اواخر خرداد افتاد. البته باید بگم که بسیار از این بابت خوشحالم چون شیراز خلوت بود و برای دیدن مکان‌های دیدنی و گشت داخل شهر با ترافیک مواجه نمی‌شدم.

رستوران هفت خوان بهترین اتفاقی است که برای یک توریست می‌تواند بیفتد. مجموعه‌ای که تمام سلایق را پوشش می‌دهد و هر بار می‌توان یکی از غذاهای آن را امتحان کرد. خصوصا برای کسانی که توریست و گردشگر هستند وجود همچنین رستورانی کار را برای گشت در شهر با خیال راحت و بدون دغدغه پیدا کردن رستوران خوب راحت می‌کند.

 

چجوری بریم رستوران هفت خوان؟

اقامتگاهی که من توش بودم در قسمت قدیمی شهر بود و هم از نظر دسترسی به مکان‌های تاریخی و هم رستوران هفت خوان کاری بسیار راحت داشتم. اگر به بلوار جدید قرآن، نبش کوچه هفدهم بروید ساختمان مدرن و جالبی خواهید دید که آن ساختمان متعلق به مجموعه رستوران‌های هفت خوان است. طراحی و سبک دیزاین نمای بیرونی ساختمان هفت خوان ترکیبی از مدرنتیه و سنت بود. در کل دیدن چنین طراحی برام خیلی جالب و هیجان انگیز بود.

خوبی مجموعه رستوران‌های هفت خوان این است که به دروازه قرآن شیراز بسیار نزدیک است به همین خاطر با یک تیر می‌توان دو نشان زد یعنی هم میشه در رستوران غذایی خوشمزه خورد و هم از دروازه قرآن دیدن کرد.

یک نکته خوب درباره شیراز میزان کم کرایه ماشین نسبت به تهران بود به همین خاطر اگر مثل من علاقه زیادی به خوردن غذاهای خوشمزه دارید می‌تونید تو سفرتون به شیراز مدام به هفت خوان سر بزنید. در واقع میشه گفت که هفت خوان جایی مناسب برای شکموها است.

 

مجموعه رستوران‌ هفت خوان

نام رستوران هفت خوان طبق نوشته سایت خود رستوران، ” هفت خوان” در شاهنامه، هفت منزل و سرایی است که رستم برای رهایی از اسارت کیکاووس پیمود و کلمه ” خوان” در متون ادبی فارسی به معنای سفره و طبق خوردنی به کار برده شده است. خوان‌های رستوران بر طبق گفته سایت هفت خوان به طبقه‌بندی‌های زیر تقسیم می‌شود:

خوان اول: رستوران سنتی فرود به معنای زیر و پایین
خوان دوم: رستوران بوفه آزاد سیندخت به معنای دختر سیمرغ و دختر سین
خوان سوم: فست فود بلیان که از نام های حضرت خضر پیامبر(ع) می باشد.
خوان چهارم: کافی شاپ زریر به معنای زرین جوشن و پسر سهراب
خوان پنجم: رستوران ملل نوفل به معنای زیبا و بخشنده
خوان ششم: کافی شاپ گیسیا که از نام های برگزیده شاهنامه است.
خوان هفتم: رستوران باربیکیو گرسیوز به معنای استقامت و برادر افراسیا

با تمام این تفاسیر بار اولی که به رستوران هفت‌خوان رفتم برای نهار بود و دچار دوگانگی شده بودم و نمی‌تونستم از میان تنوع رستوران‌ها انتخاب کنم. اما بالاخره تصمیم نهایی رو گرفتم و پا به رستوران سنتی هفت خوان گذاشتم. به محض ورود به رستوران اصلا توقع دیدن این مدل رستوران سنتی را نداشتم. سبک تمام آن رستوران‌ سنتی‌هایی که تا به حال دیده بودم اصلا شبیه به رستوران سنتی هفت خوان نبود. فضایی شیک و جالب که مدل آن را تا به امروز ندیده بودم. 

مبلمان و میز و صندلی‌های رستوران تمام کرم و رنگ روشن بود و چون رستوران زیرزمین بود این مدل چیدمان به روشن شدن فضا بسیار کمک می‌کرد. مدل و شکل میزها در نوع خودش تک و جدید بود و واقعا از مدل تخت‌ها به چند دلیل خوشم اومد. یک اینکه تمام تخت‌ها جای کفش داشت و مجبور نبودی هنگام غذا خوردن از دیدن کفش‌های بقیه دچار سوء هاضمه بشی. دو اینکه تمام تخت‌ها به دکمه پیجر مجهز بود و با کمک اون پیجر بدون داد زدن می‌تونستی با کارکنان در ارتباط باشی. سه اینکه روی همون تخت‌ها میزی قرار داشت که به راحتی می‌تونستی پا رو زیر اون میز دراز کنی و کسی پاهات رو نبینه. رستوران سنتی هفت خوان همچنین اجرای موسیقی زنده داشت که فضا رو به شدت شاد کرده بود.

چی سفارش بدیم؟

به محض ورود با استقبال گرم کارکنان رستوران مواجه شدم و کسی که از من استقبال کرد من رو به سمت تختی راهنمایی کرد. پس از فاصله‌ای کوتاه خانمی برای گرفتن سفارش آمد و منو رو جلوم گذاشت. اومدن به رستوران هفت خوان با پیشنهاد یکی از دوستان شیرازی‌ام اتفاق افتاد.

شب قبل از اومدن به هفت خوان رستوران دیگه‌ای تو شیراز کلم پلو خوردم و به محض اینکه منو هفت خوان جلوم گذاشته شد چشمام قلیه ماهی رو گرفت و اصلا تو سفارش دادنش تردید نکردم. قبل از آوردن غذای اصلی مانند دیگر رستوران‌های ایرانی، ظرفی از پنیر و سبزی خوردن آوردن و سعی کردم کمی از آن بخورم تا برای خوردن قلیه جا داشته باشم.

عکسی که مشاهده می‌کنید قلیه ماهی است که من تا عمر دارم مزه آن را فراموش نمی‌کنم. به قدری این غذا خوشمزه و لذیذ بود که بی‌خیال چاقی و اضافه وزن شدم و تا سرحد مرگ غذا رو خوردم. طعم قلیه طوری بود که نه اصلا بوی بد ماهی رو متوجه می‌شدی و نه تندی اون معده رو اذیت می‌کرد. همه چیز اون به اندازه بود حتی تندی هم که داشت مزه بسیار خوبی به غذا داده بود. دیدید یه موقع‌ها یه مزه‌هایی هیچ وقت از یاد آدم نمیره، درباره این قلیه هم داستان همین و باید بگم که بهترین قلیه ماهی عمرم رو خوردم و مطمئنم که تا آخر عمر هم این مزه رو فراموش نکنم.

شروع بسیار خوبی برای رستوران هفت خوان و من بود و همین موضوع باعث شد که برای شب باز هم به هفت خوان برگردم اما این بار قسمت فست فود و کافی شاپ که بتونم تو جمع فوتبال ایران و مراکش رو تماشا کنم. 

شب برای دیدن فوتبال دوباره به هفت خوان آمدم و این بار به خوان سوم رفتم. فضای رستوران کاملا فوتبالی و هیجان انگیز بود و دو ال سی دی بزرگ دو طرف رستوران وجود داشت. میز جلوی یکی از اون ال سی دی ها نشستم و سریع برای بالا رفتن قند خونم که از استرس فوتبال افتاده بود یه قهوه ماکیاتو و کیک سفارش دادم.

این پکیج برای قبل از فوتبال به شدت پیشنهاد می‌شه چون فشاری که افتاده رو به سرعت به حالت طبیعی برمی‌گردونه. هم قهوه و هم کیک خوشمزه بود و بعد از خوردن این دو به استقبال فوتبال رفتم. جمعیتی که تو رستوران بود بسیار زیاد و غیر قابل باور بود. همه با پرچمی از ایران اونجا بودن و استرس اونا هم دست کمی از استرس من نداشت.

بین دو نیمه هم به دلیل پرخوری بسیار فقط خواستم سبزیجات و میوه بخورم به همین خاطر یه سالاد سزار و سالاد میوه سفارش دادم. این ترکیب هم خوشمزه بود و نمره قبولی رو گرفت. اما باید بگم که قلیه یه چیز دیگه بود. بالاخره فوتبال با تمام هیجانش تمام شد و دومین تجربه من از هفت خوان با خوشی و شادی به پایان رسید.

درباره قیمت منوی هفت خوان باید بگم که این رستوران، رستوران خیلی گرونی نیست و میشه گفت که از بسیاری از رستوران‌های تهران حتی قیمت مناسب‌تری داشت. قلیه ماهی با پلویی که من سفارش دادم حدود ۵۰ هزار تومن شد.

اما سومین باری که به رستوران هفت خوان رفتم باز هم همان رستوران سنتی رو انتخاب کردم و این بار مرغ شکم پر با زرشک پلو سفارش دادم. اما به دلیل گرسنگی بیش از حد یادم رفت که از غذا عکس بگیرم و میز آماده قبل از غذا است که عکس داره. این غذا نیز خوشمزه و جذاب بود و در کنارش سالاد شیرازی جذاب‌ترش هم کرده بود.

بعد از خوردن غذا نیز چای سنگی سفارش دادم تا به قول امروز‌ی‌ها بشوره ببره. چای سنگی به دلیل اینکه روی سنگ دم میکشه آوردنش کمی طول کشید اما وقتی آورده شد از مزه آن خوشم آمد. چای لیمو امانی داشت و یه مزه ترش خیلی خوبی داشت که برای من تازه و جالب بود.

یک نکته جالب درباره مجموعه رستوران‌های هفت خوان، وجود فروشگاهی از صنایع دستی در طبقه اول آن بود که به راحتی هر توریستی با مراجعه به این رستوران می‌تونست از فروشگاه صنایع دستی نیز دیدن کنه. انواع فرش و زیر انداز، ظروف مسی، خاتم کاری و ظروف مینا از جمله صنایع دستی موجود در این فروشگاه بود.

در کل باید بگم که بودن در رستوران هفت خوان یکی از بهترین اتفاقات سفرم به شیراز بود که باید هم از پرسنل خوش برخورد و مودب آن و هم از مدیریت خوب آن تشکر کنم. وجود چنین رستوران‌های قوی در شهرهای توریستی یکی از اتفاقات خوب است که در شیراز رخ داده است. امیدوارم که باز هم بتونم به این رستوران خوب برم و باز هم از اون قلیه ماهی خوشمزه بخورم.

 

حرف آخر: اگر صاحب کافه یا رستوارن هستید و می‌خواید کافه یا رستورانتان در وینوک معرفی بشه وارد این لینک بشین و رستوران خودتون رو ثبت کنید.
مقالات بیشتر:

فرزانه علی‌نقی

فرزانه علی‌نقی کارشناس مترجمی زبان انگلیسی هستم. . اصولا آدمی هستم که دوست دارم در هر شاخه ای تجربه ای کسب کنم. همچنین علاقه زیادی به سفر، هنر، آشپزی، عکاسی و ورزش دارم.


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های علامت گذاری شده با * را باید تکمیل نمایید.



 

۱۳۹۵. تمامی حقوق برای وبسایت vinok (وینوک) محفوظ است.

عضویت در خبرنامه وینوک

در خبرنامه وینوک عضو شوید و آخرین مطالب وینوک را در ایمیل خود بخوانید