کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا

نگاهی کوتاه به فیلم به وقت شام

بازیگران: بابک حمیدیان، هادی حجازی فر، پیر داغر، خالد السید، جوزف سلامه، رامی عطاءالله، لیث المفتی، علی سکر، سامر خلیلی، محمد شعبان، سینتیاکرم
 مسیر فیلم‌سازی ابراهیم حاتمی کیا را از هویت و مهاجر و دیده‌بان تا بادیگارد و به‌وقت شام در ذهنم مرور می‌کنم. تصویر به‌جامانده، یک فیلم‌ساز همچنان وفادار و پایبند به اصول و مبانی اعتقادی‌اش است. همواره آدمی را که تکلیفش با خودش روشن باشد به ابن‌الوقت‌های نان به نرخ روز خور که هرکجا باد بوزد به آن سمت غش می‌کنند، ترجیح داده‌ام.


 

به همین خاطر وقتی حاتمی کیا در اختتامیه‌ی جشنواره‌ی فیلم فجر سال گذشته هنگام دریافت جایزه‌اش در پاسخ به موضع‌گیری افراطی چند تن نسبت به فیلمش رک و پوست‌کنده گفت فیلم‌ساز این نظام است و از شخصیت حقوقی تهیه‌کننده‌اش (سازمان سینمایی اوج) حمایت کرد، توی ذوقم نخورد. منتها در آن شرایط، لزومی نداشت که با سردار سلیمانی محشور شود که شد. اما ازنظر مضمونی و ساختاری، دو دیدگاه نسبت به به‌وقت شام می‌توان داشت: در وجه مضمونی با هر نگاه و مقایسه‌ی تطبیقی و تاریخی، باز نهایتاً با یک فیلم ایدئولوژیک طرفیم. درصورتی‌که قبلاً در لب مرزترین فیلم‌های حاتمی کیا مانند آژانس شیشه‌ای، به رنگ ارغوان، چ و بادیگارد، خصایص فردی و احساسات درونی بر این وجه ایدئولوژیک می‌چربید.

حتی در موج مرده که قابلیت زیادی برای همسو شدن با مایه‌های ایدئولوژیک داشت، حاتمی کیا با دن‌کیشوت شدن شخصیت اصلی‌اش (سردار راشد) از سوی فرزند او کنار می‌آید. بهتر است همین‌جا برای رفع هرگونه سوءتفاهم، «ایدئولوژی» را کمی باز کنیم و ببینیم اصلاً چنین نگرشی در ذات هنر چیز بدی است یا نه. کارل مارکس ایدئولوژی را نظام‌های کاذبی متشکل از مفاهیم سیاسی، اجتماعی و اخلاقی می‌داند که طبقات حاکم بر اساس نفع شخصی خویش و توجیه وضع موجود ساخته و حفظ کرده‌اند. شماری از تحلیل گران و نظریه‌پردازان ایدئولوژی را نقطه‌ی مقابل دموکراسی می‌دانند، زیرا معتقدند ایدئولوژی نه‌تنها در پی اقناع نیست، بلکه خواهان جمع‌کردن پیروان صادق و وفادار است. در این چارچوب، سه مشخصه‌ی اصلی ایدئولوژی، مشروعیت بخشیدن، اسطوره‌سازی و ایجاد وحدت است. اما در یک تعریف واقع‌بینانه و همخوان با تجربه‌های تاریخی دور و نزدیک، ایدئولوژی برنامه و طرحی برای یک سازمان و نظام اجتماعی – سیاسی است که درعین‌حال تحقق آن مستلزم نوعی نزاع است. ایدئولوژی صرفاً از تشویق افراد مدد نمی‌جوید، بلکه بر آن است تا هوادارانش را به استخدام خود درآورد و درواقعیت امر، نیازمند شکلی از تعهد است.

خاورمیانه بزرگ!

فیلم به وقت شام

با در نظر گرفتن این مفاهیم و دیدگاه‌ها، به‌وقت شام تقابل دو نگرش عقیدتی است که هرکدام خود را حق و دیگری را باطل می‌داند. به این نکته توجه داشته باشیم که داعش به‌عنوان یک تفکر انحرافی و منحط و بی‌ریشه، محصول جنگ ایدئولوژی‌ها و نظام‌های حکومتی است که بر حضور مقتدرانه‌ی خود در یک منطقه‌ی جغرافیایی اصرار دارند. حاتمی کیا در این میدان کارزار وحشتناک که قواعد بازی دوران خودش را بر اساس طرح برنامه‌ریزی‌شده‌ی «خاورمیانه‌ی بزرگ» دارد، از یک‌سو می‌خواهد در مقام یک تکنیسین همای جلوه‌گری‌های افراطی داعش را به نمایش گذارد. قاعدتاً در رئالیسم جاری این نگاه و تشکر جزم اندیشانه و هیستریک، فانتزی و کاریکاتوری شدن آدم‌های جناح داعش و نمایش خشونتی جنون‌آمیز، می‌تواند منطق‌پذیر باشد. ازاین‌جهت، برخی از انتقادات در زمان برگزاری جشنواره‌ی فیلم فجر که اشاره به کمدی شدن لحن به‌وقت شام در بعضی صحنه‌ها داشتند، بی‌مورد و ناشیانه و یا مغرضانه بود. درواقع، ما ازنظر روان‌شناسی شخصیتی نیروهای داعشی با کودکانی وحشی سروکار داریم که خون بازی را دوست دارند. اما متقابلاً باید پرسید که اثبات این کاربلدی تکنیکی و مرعوب کردن تماشاگر ایرانی، چه فضیلتی برای فیلم‌سازی با پیشینه‌ی حاتمی کیا دارد؟ زیرا نمونه‌ها و الگوها و شیوه‌های اجرایی آن در سیستم نرم‌افزاری (سی جی آی) و تولیدات آمریکایی سال‌های اخیر موجود است و در الگوبرداری از آن خلاقیت‌های فردی نقش چندانی ندارد.

در این چارچوب، موضوع انتخابی که حول محور داعش می‌چرخد و نوع مواجهه با آن برای حاتمی کیا همچون یک مأموریت نظامی ابلاغ شده از سوی «سازمان اوج» به اوست. طبیعتاً با این دست‌مایه‌ی محوری، نگاه ایدئولوژیک بر کلیت فیلم به‌طور اجتناب‌ناپذیر غلبه پیدا می‌کند. وقتی در مقام فیلم‌نامه‌نویس، افراد غلط‌اندازی چون ابوطلحه، شیخ ممدوح و پسرش ابو خالد، ام‌سلما و … را در طیف داعشی ها علم کنی، ایدئولوژیک شدن اثرت را رقم زده‌ای. حال هرچقدر بخواهی یک رابطه‌ی عاطفی پدر و فرزندی از نوع فیلم‌های قبلی خودت را در کنار این جریان اصلی شکل ببخشی و جلو ببری، آن تأثیر حسی بی‌واسطه ایجاد نمی‌شود. روی همین اصل، می‌بینیم که یونس (هادی حجازی فر) و پسرش علی (بابک حمیدیان) در طول فیلم به شخصیت تبدیل نمی‌شوند و موقعیت‌های فردی (مثلاً اشاره به بازنشستگی یونس) و ارتباط‌های کلامی‌شان، تکرار فیلم‌های موج مرده، به نام پدر و بادیگارد است.

فیلم به وقت شام

تکراری بودن احساسات

زمانی یکی از مشخصه‌های فیلم‌های مطرح حاتمی کیا، بار عاطفی صحبت‌های ردوبدل شده میان شخصیت‌های مرکزی بود. اما در اینجا، این خود خالی کردن به دل نمی‌نشیند و حالت متظاهرانه دارد و بیشتر نوعی بازی با کلمات است. مثلاً درصحنه‌ای علی خطاب به پدرش می‌گوید: «من بچه‌ی جنگم، من تو جنگ بزرگ شدم. ولی شما فرمانده موندین، من زیردست شما موندم. من شکست خوردم بابا». ما در مقام بیننده و شنونده، واقعاً این گله‌مندی و شکست‌پذیری را حس و باور نمی‌کنیم، چون پیش‌زمینه‌ی ذهنی ندارد و همین‌طور خلق‌الساعه بیان می‌شود. همان‌گونه که واکنش بعدی پدرش که به او می‌گوید «من دوسِت دارم علی» را باور نمی‌کنیم. یا درصحنه‌ای دیگر، صحبت علی با همسرش لیلا از طریق اسکایپ و احساس دل‌تنگی او، تکراری است و آن تأثیر تک‌گویی حاج کاظم در آژانس شیشه‌ای برای همسرش فاطمه را ندارد. این‌گونه رابطه‌های حسی و عاطفیِ رخ‌به‌رخ یا غیرمستقیم میان زن و شوهر یا پدر و فرزند در آثار قبلی حاتمی کیا از وصل نیکان و از کرخه تا راین (سکانس‌های پایانی) و آژانس شیشه‌ای تا موج مرده و به نام پدر و بادیگارد همواره وجود داشتند. آنچه بیش از همه به این موقعیت‌ها روح می‌دهد، فضاسازی مناسب و پر حس و حال است (به یاد بیاوریم پایان‌بندی بادیگارد را که حاج حیدر در داخل تونل ترور شده و روی زمین افتاده و همسرش چادر مشکی خود را روی پیکر بی‌جان او می‌اندازد و در آغوشش می‌گیرد). ولی در قبال این‌گونه صحنه‌های بی‌روح به‌وقت شام، حس جاری در صحنه‌ی بدون کلامی که یونس در حین هدایت هواپیما به‌وسیله‌ی پسرش علی، دستش را روی دست او می‌گذارد، به بیننده القا می‌شود.

به وقت شام؛ تجربه ای تازه و بلاتکلیف!

به‌وقت شام شاید یک تجربه‌ی تازه و متفاوت در بعد صنعتی و تکنیکی برای ابراهیم حاتمی کیا و سینمای ایران (صرف‌نظر از برخی ضعف‌های اجرایی‌اش) باشد، ولی بلاتکلیف است. در برابر آن حجم انبوه نیروهای داعشی و سوری و عراقی، قرار بوده یونس و علی یک‌تنه به‌عنوان شمایلی قهرمان گرایانه درهم‌تنیده شوند. ولی این اتفاق (به لحاظ ضعف آشکار فیلم‌نامه و شخصیت‌پردازی) نمی‌افتد؛ گویی آن‌ها خودشان هم معترف‌اند که بضاعت و قابلیت لازم را برای قهرمان شدن ندارند. هادی حجازی فر در جایی گفته است: «خودم را در به‌وقت شام دوست ندارم».

فیلم به وقت شام

عوامل به وقت شام:

  • کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس: ابراهیم حاتمی کیا
  • مدیر فیلم‌برداری: مهدی جعفری
  • تدوینگر: مهرداد خوشبخت
  • آهنگساز: کارن همایون‌فر
  • طراح صحنه: بابک پناهی
  • طراح لباس: نازی پرتوزاده
  • طراح چهره‌پردازی: شهرام خلج
  • جلوه‌های بصری: سید هادی اسلامی
  • جلوه‌های ویژه‌ی میدانی: محسن روزبهانی
  • بازیگران: بابک حمیدیان، هادی حجازی فر، پیر داغر، خالد السید، جوزف سلامه، رامی عطاءالله، لیث المفتی، علی سکر، سامر خلیلی، محمد شعبان، سینتیاکرم
  • تهیه‌کننده: محمد خزاعی
  • عکس: اسماعیل حاتمی کیا

 خلاصه‌ی داستان: دو خلبان ایرانی باید هواپیمایی را از یکی از مناطق درگیر جنگ سوریه خارج کنند.

 

مقالات بیشتر: 

درباره فیلم همه میدانند اصغر فرهادی

نگاهی به یک فیلم تکراری، آذر!

معرفی فیلم مردی به نام اوه

مادر! فیلمی که نفس‌ها را در سینه حبس می‌کند

نگاهی به فیلم سینمایی خفگی

نویسنده مهمان


One comment

  • ممد

    ۱۳۹۷-۰۵-۰۱ از ۲۱:۰۳

    واقعا فیلم ضعیف و مسخره ای بود به وقت شام

    پاسخ

پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های علامت گذاری شده با * را باید تکمیل نمایید.



 

۱۳۹۵. تمامی حقوق برای وبسایت vinok (وینوک) محفوظ است.

عضویت در خبرنامه وینوک

در خبرنامه وینوک عضو شوید و آخرین مطالب وینوک را در ایمیل خود بخوانید