سفرنامه: سفر به ارمنستان سرزمین خورشید تابان – قسمت دوم

در قسمت قبل سفرنامه ارمنستان اتفاقاتی که طی دو روز اول سفر برام رخ داده بود رو گفتم. درباره مکان‌هایی که رفته بودم توضیح دادم تا اگر روزی قصد سفر به ارمنستان را داشتید از این اطلاعات کمک بگیرید.


 

اما در این مقاله درباره دو روز پایانی سفرنامه صحبت می‌کنم. سفر به ارمنستان نیز مانند دیگر سفرها برای من مجالی است تا با فرهنگ‌های مردم جهان آشنا بشم. قبل از گفتن اتفاقات سفر در روزهای پایانی میخوام کمی درباره فرهنگ و کارهای مردم ارمنستان صحبت کنم.

ارمنستان بعد از جدایی از شوروی و استقلال به لحاظ اقتصادی خیلی در وضعیت مناسبی قرار ندارد. ارمنستان حدود ۴ و نیم ملیون جمعیت داره که تنها ۳ میلیون از اون جمعیت داخل خود ارمنستان زندگی می‌کنند و حدود ۱ ملیون از جمعیت ۴ و نیم میلیونی بیرون از ارمنستان و تو ایران و روسیه و لبنان و دیگر کشورها هستند. اصلی‌ترین صنعت ارمنستان کارخانه شراب و کنیاک است. از مرز ایران که رد شدیم و وارد جاده‌های ارمنستان شدیم با ماشین‌های مواجه شدیم که تصویری مانند فیلم‌های دوره جنگ جهانی برام زنده کرد. ماشین‌های قدیمی و اکثرا روس که جاده‌ها را بالا و پایین می‌رفتند. وقتی از لیدر درباره این ماشین‌ها پرسیدم گفت که این قسمت از ارمنستان و شهرهای دیگر غیر از ایروان وضع اقتصادی مردم اجازه خرید همچین ماشین‌هایی را می‌دهد و قدرت خرید آنها کم است. اما باید گفت که در پایتخت ارمنستان، ایروان ماشین‌های روز دنیا کم نبود. جدیدترین بنز و بی ام دبلیوها در ایروان دیده می‌شد.

ایروان سرمایه‌دار بزرگی به نام زاروکیان دارد که در ایروان املاک و زمین‌های بسیاری به نامش است. داخل شهر  ماشین‌هایی با پلاک‌های دارای ارقام مشابه متعلق به خانواده این سرمایه‌دار بود و خیلی هم آدم‌های عجیب و به ظاهر ترسناکی بودند. در واقع می‌توان گفت که زاروکیان در ارمنستان نقش بسیار پررنگی ایفا می‌کند.

یک نکته دیگه در مورد ارمنستان قانون رانندگی در این کشور بود. اول اینکه خیابون‌های ایروان قدم به قدم چراغ راهنمایی رانندگی داشت. بعد اینکه توقف و نگه داشتن برای عابر پیاده، ایستادن برای ماشینی که حق تقدم با اون است حتی در میدون اصلی شهر بدون هیچ چراغ چشمک زنی راننده‌ها موظف به ایستادن و رد شدن ماشین‌های طرف مقابل بودند. به شخصه از دیدن این حجم از فرهنگ ترافیکی و رانندگی متعجب شده بودم. بسیاری از ما ایرانی‌ها خودمون رو دارای فرهنگ چند هزار ساله می‌دونیم اما حاضر نیستیم برای رعایت حق تقدم عابر پیاده پنج ثانیه توقف کنیم. واقعا از فرهنگ رانندگی اهالی ایروان بسیار خوشم اومد.

 

هزینه‌های سفر به ارمنستان

درباره میزان خرج و مخارج در ارمنستان هم باید بگم که در حد متوسط بود. یک بطی آب معدنی در حدود ۲۰۰۰ تومان می‌شود و در کل خورد و خوراک نسبتا در حد متوسطی است. به عنوان مثال گوشت کیلویی ۲۰۰ درامه که ۲۰ هزار تومان میشه. در مورد کرایه تاکسی بیشترین مصافت تو شهر ایروان بیش از ۱۲ هزار تومان نمیشه و معمولا کیلومتر اول ۶۰۰ درامه که میشه ۶۰۰۰ تومان. اواسط سفر مجبور به خرید قرص سرماخوردگی شدم و یک ورق قرص سرماخوردگی رو ۲۰۰۰۰ هزار تومن خریدم. البته این مدل قرص خارجی بود به همین دلیل گرون شد اما قرص‌های روس در ارمنستان قیمت بالایی ندارند. در مورد لباس و پوشاک کشور گرانی است. ماشین ارزان، اجاره خانه ارزان، خانه‌ها پول پیش ندارن، خرید آپارتمان هم از ایران ارزان‌تر است. اما به سبب اوضاع حال حاضر ارز تو ایران و سطح اقتصادی ما شاید خرید در این کشور اندکی برامون گران‌تر از ایران بشه.

اما برسیم به قسمت شیرین مقاله و گفتن از اتفاقات دو روز پایانی سفر به ارمنستان، همراه وینوک باشید.

 

روز سوم در ایروان

سفر به ارمنستان

اولین مقصد ما در روز سوم سفر به ارمنستان جایی به اسم اچمیاتزین در نزدیکی ایروان بود. کلیسای جامع اجمیادزین یکی از بزرگترین کلیساهای ارمنستان است که از نظر معماری و سبک ساخت بسیار زیبا و جالب بود. در مورد این شهر باید بگم که شهر مذهبی است و قبلا پایتخت ارمنستان بوده. کلیسای جامع اجمیادزین به کعبه ارامنه معروف است یعنی تمامی ارامنه حتی یک بار هم شده پا به این کلیسا و شهر میذارن و این محل مانند کعبه برای ارامنه می‌مونه. محیط داخلی کلیسا یه نکته جالب بود و آن هم وجود کشیش‌های بسیار در محوطه کلیسا بود که اندکی ما را به یاد حوزه علمیه می‌انداخت. 

قبل از اینکه وارد کلیسای جامع بشیم تور لیدر به ما گفت که کشیش‌های داخل کلیسا بسیار آدم‌های جدی هستن و من به چشم این موضوع رو دیدم. وارد یکی از عبادتگاه‌ها شدیم و در اون موقع کسی اونجا نبود اما به محض خارج شدن از عبادتگاه یکی از همان کشیش‌های بسیار جدی و فاقد اعصاب جلوی در ایستاده بود و اجازه ورود به کسی را نمی‌داد. باقی افرادی هم که بیرون وایساده بودن می‌پرسیدن که شما چه جوری رفتید داخل ما هم گفتیم که موقع ورود ما این آقا جلوی در نبودن. اما اگر داخل عبادتگاه هم نمی‌رفتیم، دیدن فضای بیرونی کلیسا و معماری زیبای ساختمان‌ها هم برای تماشا کافی بود.

سفر به ارمنستان

من در هر سفری که می‌رم سعی میکنم از دیگر زوایای آن شهر نیز عکس بگیرم و البته کمی کنجکاوی کنم. زمانی که کنار اتوبوس منتظر دیگر همسفرها بودیم با خرابه‌ای مواجه شدم. حس کنجکاوی من را به داخل این خرابه کشوند تا ببینم داخل این خرابه چه خبر است. والا راستش را بخواهید خبر خاصی نبود. ساختمانی بود که بیشتر شبیه به مدرسه‌ای بود که رها شده بود و بوی نامطبوعی هم داخلش به مشام می‌رسید. عکس بالا را هم از یکی از درهای این ساختمان گرفتم. جالب اینه که از این عکس هیچ ردی از خرابه بودن آن ساختمان به چشم نمی‌خورد و این معجزه عکس را نشان می‌دهد.

پس از جمع شدن تمامی همسفرها به سمت رستوران آرتاشی مود برای نهار رفتیم. نهار جوجه و کباب کوبیده به همراه همان سالاد معروف ارمنی‌ها بود. من به عمرم از خوردن این حد از کباب دچار کباب زدگی نشده بودم. ولی کماکان بخاطر احترام به جمع و تور غذا رو خوردم و خم به ابرو نیاوردم. راستش اون سالاد ساده هم منو خیلی خوشحال می‌کرد.

سفر به ارمنستان

اما قسمت جالب روز سوم دیدن کارخانه کنیاک نوی یا همون نوح بود. زاروکیان سرمایه دار ارمنی که اول مقاله از او گفتیم صاحب کارخونه کنیاک است. طبق گفته لیدر، ارمنستان در صنعت ساخت مشروب در جهان در رده سوم یا چهارم قرار دارد و جز اولین‌ها در جهان به شمار می‌آید. در واقع ساخت کنیاک به عنوان اصلی‌ترین و بزرگترین صنعت ارمنستان محسوب می‌شود. 

اما دیدن کارخانه ساخت شراب خیلی تجربه جالبی بود. این ساختمان متعلق به صدها سال پیش بود و سرداب این کارخونه در زمان صفویه به عنوان زندان استفاده میشده. تونل‌های نمور موجود در کاخانه که بلندترین آن ۱۰ کیلومتر طول دارد به خروجی شهر راه داشته و برای فرار در مواقع ضروری استفاده میشده. در واقع این قسمتی که ما برای بازدید رفتیم دیگه محل کار نبود و به موزه تبدیل شده بود. ساختمان اولی که برای تماشا رفتیم اتاق‌ها و میزکار اولین مدیران کارخانه را در خود جای داده بود. اما قسمت بعدی دیدن انبارهایی بود که کنیاک و شراب در آنجا نگه‌داری می‌شد. نم بسیار زیادی در این انبارها حس می‌شد که با پرس و جو متوجه شدم که برای به عمل اوردن و تکمیل فرایند تولید کنیاک باید نمدار باشد.

سفر به ارمنستان

دیدن کارخانه‌ای که تنها صنعت ارمنستان است بسیار جالب بود. هنگام خارج شدن از کارخانه همزمان شده بود با تعطیلی کارمندان بخش تولید که منتظر بودند تا بازدید کنندگان از کارخانه خارج شوند و بعد آنها بیرون بروند. نظم و انضباط هنگام بازدید از کارخانه نیز از جمله نکاتی بود که خیلی به چشم دیده می‌شد. دیدن این میزان از نظم و ترتیب باز هم من رو به فکر انداخت که چرا مردم ما در رعایت نظم کم کار هستند.

شب همگی در جشن سال نو شرکت کردیم و بعد از شام همگی به سمت هتل‌ها رفتیم.

روز چهارم در ایروان

سفر به ارمنستان

صبح پس از جمع شدن گروه در میدان هراپراگ به سمت مجسمه مادر راه افتادیم. مجسمه مادر واقع در هاختاناک پارک یا پارک پیروزی که به گفته لیدر گروه خانه سفیر ایران و خیلی از سفارت خانه‌های کشورهای دیگه نیز در این منطقه قرار داشت. مجسمه مادر ارمنستان یادبودی است از زن شجاعی به نام سوسه مایریک که در جنگ مقابل عثمانی ها بخاطر محافظت از کودکان و فرزندانش به تنهایی مقابل آنها ایستاد. قسمت تیز شمشیری که در دست مجسمه دیده می‌شود و همه تانک‌ها، هواپیماها و ماشین‌های جنگی نوکشون رو به کوه‌های آرارات و کشور ترکیه است و این نشانی از داشتن دشمنی پایدار و انتقام است. عکس مقاله عکس مجسمه مادر ارمنستان است که در آن شمشیر مشخص است.

سفر به ارمنستان

غیر از مجسمه، در محوطه آتشی همیشه روشن است که یادبودی است از کشته شدگان آن جنگ که هیچ وقت خاموش نمی‌شود. مجسمه در بالاترین نقطه شهر قرار گرفته است که در محوطه آن برای بازدید کل شهر دوربین‌های بزرگ‌نما قرار داده‌اند. درست مقابل مجسمه کوه آرارات قرار گرفته که به دلیل هوای تمیز شهر به زیبایی قابل تماشا بود. بارانی که روز اول در شهر بارید هوا را به قدری شفاف کرده بود که در طول سفر از دیدن کوه آرارات کلی لذت می‌بردیم. واقعا تصویر زیبایی در شهر درست می‌کرد. کوه آرارات ۲ قله دارد، قله بزرگ‌تر سیس و کوچک ماسیس نام دارد. که به گفته ارامنه کشتی نوح به قله‌های آرارات گیر میکنه و متوقف میشه. ارامنه ارادت خاصی به نوح دارند و اسم نوح رو خیلی از جاهای شهر میشه پیدا کرد البته آنها نوح رو نوی خطاب می‌کنند.

سفر به ارمنستان

موزه وزارت دفاع نیز زیر پایه‌های مجسمه مادر قرار داشت. درون موزه یادبودهایی از جنگ جهانی دوم و همچنین جنگ قره‌باغ قرار داشت. عکس‌هایی از کشته شدگان و فرماندهان جنگ، مدارک و لوازم مربوط به جنگ قره‌باغ، دست نوشته‌های جنگی و چیزهای دیگر که همگی جنگ را به تصویر می‌کشید. 

سفر به ارمنستان

پس از بازدید از موزه به تنهایی در پارکی که کنار محوطه قرار داشت راه می‌رفتم که تصمیم گرفتم دقایقی رو به روی کوه آرارات بشینم و عکس‌هایی از این منظره زیبا بگیرم. هوای عالی یکی از بهترین اتفاقاتی بود که برای این سفر می‌توانست بیفتد. به گفته لیدرمون ارمنستان نیز همانند دیگر نقاط دنیا بهار امسالش نسبت به سال‌های قبل گرم‌تر شده بود. به گفته وی ارمنستان هر سال عید ردپایی از برف و زمستان داشت اما امسال هوای مطبوعی داشت که از شانس خوب ما بود. 

سفر به ارمنستان

مقصد بعدی ما رفتن به فروشگاه شکلات و خرید سوغات بود. سخت‌ترین کاری که در هر سفر رخ می‌دهد همین خرید سوغات است. بهترین چیزی که برای سوغات میشه خرید همین شکلات است که نیاز به خرج کردن سلیقه ندارد. بعد از اینکه خریدمون تموم شد با جمعی از همسفران در همون فروشگاه کنار هم نشستیم و قهوه و شیرینی خوردیم. نشستن کنار هم و خنده‌ها و شوخی‌ها از بهترین اتفاقاتی بود که هنگام خرید می‌تونست بیفته. واقعا بودن در کنار دوستانی خوب و سرزنده بهترین اتفاقاتی بود که در این سفر برای من افتاد. 

بعد از خرید برای تماشای ساختمان اوپرا در روز به سمت مرکز شهر راه افتادیم. خیابانی شاد که سرتاسر کافه و رستوران دارد خیابانی نیست که از دیدن آن سیر شوی. ما نیز از این قائله مستثنا نبودیم. دقایقی در کنار ساختمان اوپرا بودیم و بعد به سمت هتل‌ها راه افتادیم. یکی از چیزهایی که ما در سفر بخاطرش کلی به همسفرهای دیگه پز می‌دادیم حضور کاپیتان‌های اتوبوس در هتلی بود که ما مستقر بودیم. هنگامی که برای تورها می‌رفتیم خیلی شیک و مجلسی جلوی در هتل سوار بر اتوبوس می‌شدیم و با همان اتوبوس به هتل برمی‌گشتیم. منم که بی‌جنبه کل سفر به همسفرای دیگه پز می‌دادم.😂😂

سفر به ارمنستان

اما قشنگ‌ترین اتفاق سفر کنسرت مدرن تاکینگ بود که شب آخر کلی از اون انرژی گرفتیم. آهنگ‌هایی که شنیدن تمام آنها نوستالوژیک بود و باعث مرور خاطراتی در ذهن می‌شد.

پس از یک کنسرت پرهیجان و پرانرژی بخاطر انرژی که اونجا از دست داده بودیم رفتیم که شام بخوریم. ساندویچ برگر بعد از کنسرت درست مثل ب‌کمپلس عمل کرد و کلی شارژمون کرد که باعث شد بعد از شام به سمت خیابون‌ها راه بیفتیم و خیابون گردی بکنیم. با تماسی که با تورلیدر گرفتیم متوجه شدیم که تور لیدر با جمع دیگری از همسفرا در نزدیکی ما هستش و قرار شد همگی به کافه‌ای بریم که تور لیدر به شدت از اون تعریف می‌کرد. خیلی شیک و مجلسی رفتیم داخل کافه دوستان نشستن و خانمی که نزدیک در بود به من با زبون انگلیسی ناکجاآبادی فهموند که کافه تعطیل شده و همگی به همون شیکی از کافه اومدیم بیرون. بنده هنوز هم که هنوزه این بسته بودن کافه رو به روی لیدرمون میارم و از ضایع شدنمون میگم.😂

این اتفاقات خیلی از اوقات بعدها به خاطرات شیرینی تبدیل میشه. اگر اون شب کافه باز بود و از ما پذیرایی می‌کرد شاید به این صورت تو ذهن من نمی‌موند اما این اتفاق بخاطر بَعد طنزش جزئی از دفتر خاطرات من از این سفر شد. ساعت یک و نیم شب بعد از کلی خیابان گردی و خوردن آبمیوه تازه به سمت هتل اومدیم و خودمون رو برای برگشت به تهران آماده کردیم. 

سفر به ارمنستان

بخاطر اینکه موقع رفت شب به جاده‌های ارمنستان رسیدیم خیلی زیبایی‌های آن را ندیدیم. اما برگشت تمام جاده‌‌های ارمنستان و قشنگی‌هاشو دیدیم. یکی از اون زیبایی‌ها دریاچه آرتزاوانیک بود که منظره‌ای بسیار زیبا داشت. آخرین جایی که به صورت دسته جمعی پیاده شدیم و از بودن در کنار طبیعت لذت بردیم همین دریاچه بود. 

یک نکته‌ای که من در اول مقاله یادم رفت بگم غم انگیزترین نکته سفر بود. جاده‌های ارمنستان همه تابلوهایی به زبان فارسی با مضمون آشغال نریزید داشت. به قدری از دیدن این تابلوها شرمسار شدم که چیزی جز تاسف برام نداشت. واقعا باید به دنبال فرهنگ از دست رفته بود. چطور میشه که در یک کشور غیر فارسی زبان برای فارسی زبان‌های ایرانی تابلویی با مضمون آشغال نریزید نصب می‌شود. مردم ارمنستان در مورد ما ایرانی‌ها چی فکر می‌کنند. خواهش می‌کنم کمی رعایت این مسائل رو بکنیم. غیر از اینکه دید دیگر مردم جهان رو به خودمون منفی می‌کنیم، طبیعت و محیط زیست رو هم به نابودی نزدیک می‌کنیم. پس هموطن خواهش می‌کنم ایرانی‌بودن و فرهنگ چندین هزار ساله‌مون رو به رخ بکشیم نه اینکه نابودش کنیم.

بعد از توقف در این محل سوار بر اتوبوس به سمت تهران راه افتادیم تا دفتر این سفر نیز بسته شود.

 

فرزانه علی‌نقی

فرزانه علی‌نقی کارشناس مترجمی زبان انگلیسی هستم. . اصولا آدمی هستم که دوست دارم در هر شاخه ای تجربه ای کسب کنم. همچنین علاقه زیادی به سفر، هنر، آشپزی، عکاسی و ورزش دارم.


One comment

  • محمد

    ۱۳۹۷-۰۱-۲۳ از ۱۴:۴۷

    بسیار عالی و زیبا بود

    پاسخ

پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های علامت گذاری شده با * را باید تکمیل نمایید.



 

۱۳۹۵. تمامی حقوق برای وبسایت vinok (وینوک) محفوظ است.

عضویت در خبرنامه وینوک

در خبرنامه وینوک عضو شوید و آخرین مطالب وینوک را در ایمیل خود بخوانید