داستان ساخت بلندترین ساختمان طهران

کاخ شمس‌العماره تهران روزگاری بلندترین ساختمان ایران بوده است. می‌گویند روزی ناصرالدین‌شاه قاجار، «دوستعلی نظام الدوله» معروف به «معیرالممالک» را که معمار سلطنتی و دامادش بود، احضار کرد و به او گفت کاخی چندطبقه می‌خواهد. معیر هم چشمی گفت و دست‌به‌کار شد. او تکه زمین بزرگی در شرق ارگ سلطنتی، کنار مطبخ شاهی را برای این کار انتخاب کرد. این زمین قبلاً بخشی از خندق قدیم پشت ارگ بود که هم‌زمان با ساخته‌شدن شمس‌العماره به خیابان ناصری تبدیل شد.


 

شمس‌العماره در زمان خود بلندترین ساختمان ایران بود؛ کاخی زیبا که حالا در مجموعه گلستان تهران قرار دارد و الحق که از بقیه بناها زیباتر و چشمگیرتر است. داستان ساخت این کاخ که تا پیش از ساخت برج آزادی همچنان یکی از نمادهای معروف پایتخت بوده، همان‌طور که خواندید با یک اشاره از ناصرالدین‌شاه آغاز شد اما قصه ساخت این بنا داستان پر آب چشمی است.

می‌خواهم تهران را ببینم!

 داستان آغاز تولد شمس‌العماره را پسر طراح و معمار آن برایمان شرح داده است. «دوست محمد معیرالممالک» پسر «نظام الدوله» طراح و معمار کاخ می‌گوید این قصه در سال ۱۲۴۴ خورشیدی برابر با ۱۲۸۲ قمری رخ داده است: «روزی ناصرالدین‌شاه دوستعلی خان نظام الدوله معیرالممالک را گفت که کاخی بلند می‌خواهم که از بالای آن دورنمای شهر و مناظر اطراف نمایان باشد و نظر به تنگی فضای تکیه حاج میرزا آقاسی، تکیه وسیع دیگری ساخته شود. معیرالممالک بی‌درنگ دست‌به‌کار زده، پی‌ریزی شمس‌العماره و تکیه دولت را توسط معماران زبردست آن زمان آغاز کرد. حاج میرزا حسین سپه‌سالار که با معیرالممالک نرد مخالفت می‌باخت، نهانی چند نفر را گماشت تا صورت مخارج بناهای مزبور را دقیقاً تهیه کنند و در آخر کار آن را برای مقابله با سیاهه تقدیمی معیر به دست شاه دهد و از این راه ضربتی کاری به رقیب برد.»

پیش از آن‌که باقی جدال میان نظام الدوله و «میرزا حسین‌خان سپه‌سالار» برای ساخت شمس‌العماره را بخوانیم، درباره سال ساخت و فلسفه شمس‌العماره نکته‌ای را یادآور شویم. تقریباً دوسوم کسانی که از شمس‌العماره نوشته‌اند، معتقدند که ناصرالدین‌شاه بعد از سفر اولش به اروپا و دیدن ساختمان‌های بلندمرتبه و شهرهای مدرن در روس و پروس و فرانس و بریتانیا، خواست شبیه آن‌ها را در تهران بسازد. پس دستور داد تا خیابان ناصریه و لاله‌زار را بکشند و شمس‌العماره و تکیه دولت را بسازند.

«اعتمادالسلطنه» در کتاب «الماثر والآثار» که تاریخ سلطنت قاجاریه است، نوشته: «بنیان و بنیاد کوشک مبارک معروف شمس‌العماره که از عظایم آثار این شهریار و امتیازش بر جمیع ابنیه تهران بلکه ایران اظهر من الشمس است. مشتمل بر طبقات خمس و این یادگار بزرگوار چنانکه در اوایل این باب… اشارت شد به دستیاری دوستعلی خان معیرالممالک به سبک قصور عمارات فرنگستان طرح ریخته و پرداخته و بنا برداشته و افراخته شده است. تاریخ تأسیس آن بنیاد و این اثر سعادت نهاد ۱۲۸۴ سال بیست و یکم از جلوس همایون است.»

کاخ شمس‌العماره

بر اساس سفرنامه خودنوشت شاه، ناصرالدین‌شاه قاجار و هیئت همراه ۳۰ فروردین ۱۲۵۲ اولین سفر خود به اروپا را از تهران آغاز کردند. درحالی‌که همان‌طور که پیش‌تر گفته شد شمس‌العماره ۱۲۴۴ خورشیدی آغاز و بین سال‌های ۱۲۴۶ و ۱۲۴۸ به‌پایان رسید. یعنی زمان آغاز سفر، شمس‌العماره چندین سال بود که به‌پایان رسیده بود. اینجاست که می‌شود به این نتیجه ساده رسید که دیدار از شهرهای فرنگ نبود که او را به فکر ساخت این ساختمان انداخت. شاید عامل ساخت همان چیزی باشد که خود شاه به معیر گفت؛ این‌که می‌خواهد دورنمایی از تهران را در کاخ سلطنتی داشته باشد. البته «یحیی ذکا» در کتاب «تاریخچه کاخ گلستان و ابنیه سلطنتی» نوشته که یکی از علاقه‌مندی‌های ناصرالدین‌شاه از جوانی جمع‌کردن کارت‌پستال‌هایی با تصاویری از شهرهای جهان بود و همین تصاویر در خلوت باعث شد او دستور ساخت شمس‌العماره را بدهد.

برگردیم به قصه ساخت شمس‌العماره؛ معیرالممالک برای پیدا کردن زمین مناسب برای ساخت شمس‌العماره کار سختی در پیش نداشت. هم او و هم شاه می‌دانستند که مناسب‌ترین مکان برای ساختن این ساختمان چندطبقه، زمین خالی کنار مطبخ و پشت خوابگاه سلطنتی است؛ چراکه شاه جز ساخت مکانی رسمی برای دیدارهایش، می‌خواست تا در کنار سوگلی‌هایش به تماشای چشم‌انداز پایتخت بنشیند و از این بابت باید ساختمان تازه به حرم‌سرا نزدیک باشد.

آسمان‌خراش ۴۰ هزارتومانی

ساخت شمس‌العماره به روایتی دو سال و به روایت دوست محمد معیرالممالک چهار سال به طول انجامید و کار ساخت و مبله کردنش حدود ۴۰ هزار تومان هزینه برد؛ هزینه‌ای که در نوع خودش بی‌نظیر بود و آن‌طور که دوستعلی خان در کتاب زندگی خصوصی ناصرالدین‌شاه نوشته، دستاویزی برای میرزا حسین‌خان سپه‌سالار صدراعظم وقت که به معیر ضربه کاری بزند. او سیاهه همه خرج‌ها را پیش از مراسم بازگشایی شمس‌العماره آماده کرده و به اطلاع شاه رسانده بود. شاه هم مشتاق دیدار ساختمان شرقی کاخ بود که در چند سال گذشته از عمارت خوابگاه در جریان ساخت و سازش قرار داشت.

پس روز موعد فرارسید و آن‌طور که نوه‌اش نوشته، وارد ساختمان شد: «روزی را جشن گرفتند و شاه رسماً به عمارت مزبور آمد. حاج میرزا حسین‌خان نیز حضور یافته و برای مشاهده نتیجه نقشه خویش در کناری ایستاده بود. شعرا با مدیحه‌های آبدار خسروانه، بنای تازه را تهنیت گفتند و شاه پس از بازدید از قسمت‌های مختلف بنا و تحسین بسیار، رو به معیرالممالک کرده گفت: «به‌راستی بنای عالی و مجلل است، ولی باید برای دولت گران تمام شده باشد.» معیر عرض کرد: «شاید برای چاکر گران تمام شده باشد، زیربنا و هر آنچه در آن هست، تقدیم خاک‌پای همایونی است و اینک طومار مخارج ازنظر مبارک می‌گذرد. آنگاه گامی فراتر نهاد، تومار به دست شاه داد. سلطان از مشاهده این حال تغییر قیافه داد و بی‌اختیار نگاهی خشمناک به حاج میرزا حسین افکند که ازنظر حضار پوشیده نماند و مفسد سر شرمندگی زیر انداخت.»

به‌این‌ترتیب همه ۴۰ هزار تومان مخارج ساخت و مبله کردن شمس‌العماره را معیرالممالک از جیب خودپرداخت و آن را به شاه تقدیم کرد. این روایت اما تنها توسط دوستعلی خان معیرالممالک پسر نظام الدوله در منابع تکرار شده است. نمی‌شود گفت که رقابتی میان میرزا حسین‌خان و معیر وجود نداشته اما نباید این را هم در نظر نگرفت که دوستعلی خان از سوی دیگر نوه ناصرالدین‌شاه از یکی از چهار همسر عقدی‌اش یعنی عصمت الدوله بود. می‌دانیم که به خاطر سفرهای ناصرالدین‌شاه، حرم سلطنتی با میرزا حسین‌خان سر لج افتاد. مهم‌ترین دلیلش هم بازگرداندن زنان حرم از جمله تاج السلطنه از نیمه‌راه به تهران بود؛ اتفاقی که درنهایت هم منجر به این شد که میرزا حسین‌خان در راه برگشت به تهران نیاید و در همان سفر از کار برکنار شود.

بنای عالی در بهترین خیابان‌ها

کاخ شمس‌العماره

پیدا کردن محل ساخت شمس‌العماره کار سختی نبود هم نظام الدوله وهم شاه می‌دانستند که مناسب‌ترین مکان برای ساختن این ساختمان چندطبقه، زمین خالی کنار مطبخ و پشت خوابگاه سلطنتی است.

 از دعوای میان معیر و میرزا حسین‌خان سپه‌سالار که بگذریم، شمس‌العماره یکی از معدود ساختمان‌هایی بود که در جشنی باشکوه افتتاح شد و در همان مراسم افتتاحیه، نامش را کاخ خورشید یا شمس‌العماره گذاشتند. اعتمادالسلطنه که به‌عنوان روزنامه‌نگار در مراسم افتتاحیه این ساختمان شرکت کرده بود، در روزنامه دولت علیه ایران نوشت: «.. اولاً عمارت شمس‌العماره است که بسیار مرتفع و از بناهای بسیار عالی این دولت جاوید شوکت می‌باشد. تالارهای آیینه و ستون‌های بلند بزرگ از مرمر و ارازه و پله‌ها نیز کلاً از مرمر و مراتب زیادی الی بالای عمارت دارد. چهل ذرع ارتفاع این عمارت است و دو برج دارد با یک مهتابی که روی برج‌ها نشیمن عالی ساخته‌اند برای تفرج، وقتی‌که بالای آن برج‌ها خوب و با روحی دارد و در کمال خوبی می‌توان دید. حتی همه دره‌ها و آبشارهای کوه‌ها پیداست و در این عمارت هم از اسباب و اشیا نفیسه بسیار است و ساعت بزرگی در بالای این عمارت می‌باشد که صدای زنگ آن در اکثر مواضع شهر شنیده می‌شود.»

او ۱۰ سال بعد از افتتاح این بنا در مقاله دیگری درباره شمس‌العماره نوشت: «… دیگر کوچه و خیابان شمس‌العماره است که بهترین بناها و بهترین کوچه‌های تهران می‌باشد. این کوچه یک دروازه از آخر باغ و عمارت بادگیر و شمس‌العماره دارد که شاه اغلب از این در سوار شده و به تفرج می‌روند. طول کوچه هزار و پانصد ذرع می‌شود و عرضش ۲۰ الی ۳۰ ذرع است و طرفین کوچه درخت‌های میوه‌دار و چنار و غیره کاشته‌اند.»

نمای بیرونی ساختمان در داخل ارگ با کاشی‌کاری، دسته موزیک نظام را نشان می‌دهد. تصویر خورشید در بالای دو طاق شاه‌نشین در دو طرف با کاشی‌کاری تصویر شده که نمادی از نام ساختمان هم هست.

کار دست استاد ایرانی

کاخ شمس‌العماره

شمس‌العماره به لحاظ معماری شاید نخستین بنایی است که در میانه دو سبک معماری ایرانی یعنی معماری ابتدای دوران قاجار که متأثر از معماری صفوی و زندی افشاری است و معماری دوره دوم قاجاری که متمایل به معماری غربی است، قرار دارد. نکته قابل‌توجه در این معماری، این است که شاه برای طراحی و ساخت شمس‌العماره از مهندس باشی که اصول معماری را در فرانسه خوانده بود، دعوت نکرد، بلکه یکی از سنتی‌ترین معماران ایران یعنی معیرالممالک را برای ساخت چنین بنایی فراخواند. معیر هم کار را به دست محمد کاشی سپرده بود که نشانه ساختمان‌هایی که ساخته پایبندی به معماری ایرانی و استفاده از مصالحی است که در ایران وجود داشته است. یکی از نکات جالب در معماری شمس‌العماره، استفاده از شیروانی برای تفکیک طبقات ساختمان است. این بنا به‌نوعی نخستین ساختمان در تهران است که در آن فلز برای شیروانی به‌کاررفته است. در شمس‌العماره شیروانی‌ها بر خرپاهایی قرار گرفتند که در سطح صافی قرار دارد. این خرپاها البته برای استحکام بیشتر بنا و شیروانی‌ها در نظر گرفته‌شده اما در طول ۱۵۱ سالی که از ساخت شمس‌العماره می‌گذرد باعث استحکام بیشتر ساختمانی شده که با مصالح سنتی مانند آجر و ساروج و کاه‌گل قد کشیده است.

بنای شمس‌العماره در پنج طبقه طراحی و ساخته شد. برخلاف تصور بیرونی، این بنا یک مستطیل کامل نیست و کاملاً قرینه ساخته نشده است. یک طبقه از آن در زیرزمین و چهار طبقه در بالا قرار دارد. اگر این روزها میان جمع مشتاقی که تهران را به‌عنوان مسیر گردشگری انتخاب کرده‌اند، همراه شوید، می‌توانید از این طبقه زیرین که تقریباً در حال حاضر هم‌سطح باغ گلستان است، دیدن کنید و طبقه اول آن را که شاه‌نشین و تالار آینه بسیار زیبای شمس‌العماره در آن قرار دارد، ببینید. به لحاظ معماری این طبقه از طبقات بالاتر بزرگ‌تر و در امتداد برج اصلی طراحی شده است. بنادر طبقه دوم به دو برج یا مناره دوطبقه تقسیم می‌شود که هرکدام چشم‌اندازی به دو طرف تهران داشته‌اند. این مناره‌های دوقلو هرچه به سمت بالاتر می‌روند از قطر دیوارهایشان کم می‌شود تا بتواند وزن ساختمان را در جای خود نگهداری کند. پلکان دو طرف، پله‌هایی به ارتفاع ۴۰ تا ۴۵ سانت است.

کاخ شمس‌العماره

به نظر می‌رسد استفاده از تکنیک مناره در این ساختمان برگرفته از این بوده که مناره تنها تجربه ساختمان بلندمرتبه در ایران بوده است و معمار آن را در برجی چهارگوش پیاده کرده است. هردوی این مناره‌ها در بالاترین بخش خود اتاقی را دارند که بسیاری آن را چشم‌اندازی می‌دانند که شاه برای ساخت شمس‌العماره در نظر داشته است. در میانه دو مناره شمس‌العماره نیز برج ساعت طراحی شده است. طبقات بالایی و به‌خصوص برج اصلی که اتاق خلوت شاه و برج ساعت آن است، سال‌های زیادی است که بسته شده و قابل بازدید نیست. شاه‌نشین شمس‌العماره با یک هشتی کوچک به اتاق‌های گوشواره تالار اصلی منتهی می‌شود. گوشواره‌هایی که باعث می‌شد مراجعه‌کننده مستقیم وارد شاه‌نشین نشود. شاه‌نشین نیز با درهای بزرگ به ایوان زیبای آینه متصل می‌شود. این طبقه به لحاظ معماری و تزئینات، کاملاً متأثر از معماری ابتدای دوران قاجار است و آینه‌کاری و گچ‌بری‌های بسیار زیبایی دارد. این بخش از ش مس العماره در زمان ناصرالدین‌شاه برای دیدارهای رسمی به‌خصوص با سفیران خارجی در نظر گرفته‌شده بود.

شاه‌نشین طبقه نخست همچنین به ایران آینه ختم می‌شود که هرچند به‌پای زیبایی تالار آینه کاخ مخصوص نمی‌رسد اما در نوع خودش دیدنی است. به نظر می‌رسد این تالار در سال‌های بعد ساخته شده؛ چراکه در روزنامه شرف آمده است: «دری که در پای شمس‌العماره واقع و از باغ و عمارت خاصه سلطنتی مفتوح به این خیابان است، اگرچه سابقاً از ابواب معتبره عالیه عمارت سلطنتی شمرده می‌شد ولی سردری که درخور جلوس شاهانه باشد، نداشت. سه چهار سال قبل برحسب اراده و اشاره اعلیحضرت و اهتمام و توجه مخصوص امین السلطان وزیر اعظم سردری بسیار عالی و تالاری مزین به لطایف آینه‌کاری و مقرنس و گچ‌بری رو به مشرق بنا کردند که همه‌روزه هنگام طلوع آفتاب چنان مشعشع و درخشان می‌شود که دیده بیننده را خیره می‌سازد و همه‌وقت به انواع مبل و اسباب گران‌بها آراسته و مرتب است.»

نمای بیرونی ساختمان در داخل ارگ با کاشی‌کاری از تصاویر دسته موزیک نظام را نشان می‌دهد. تصویر خورشید در بالای دو طاق شاه‌نشین در دو طرف با کاشی‌کاری تصویر شده که نمادی از نام ساختمان هم هست. نکته جالب در شمس‌العماره این است که این بنا در سمت شرقی یعنی جایی که ورودی ارگ سلطنتی هم بوده، آرایه‌های کمتری دارد. در پای ساختمان چندین مغازه طراحی شده است که یکی از آن‌ها آن‌طور که «حجت بلاغی» در کتاب «تاریخ تهران» نوشته، قهوه‌خانه‌ای معروف به قهوه‌خانه آینه بوده است؛ قهوه‌خانه‌ای که حالا نشانی از آن نیست و به‌جایش شعبه بانک قرار گرفته است. شاید خانه دلبر و حلقه درش هم در کنار همین قهوه‌خانه بوده است.

داستان‌های ساعت ویکتوریا

کاخ شمس‌العماره

درست است که معماری شمس‌العماره و این‌که اولین بلندمرتبه تهران بوده، مهم است اما نمی‌توانیم این نکته را از یاد ببریم که مهم‌ترین و معروف‌ترین بخش این بنا، برج ساعت آن بود؛ برجی که برای نخستین بار در تهران یک ساعت بزرگ روی آن نصب شده بود تا مردم از ساعت روز خبردار شوند؛ برجی که بخش زیادی از افسانه‌های پیرامون شمس‌العماره را در خود جای داده است. ساعتی که صددرصد سوغاتی فرنگ و هدیه مخصوص ملکه ویکتوریا به شاه در سفر اولش به فرنگ است.

اعتمادالسلطنه در روزنامه ایران درباره این ساعت می‌نویسد: «ساعت بزرگی در بالای عمارت می‌باشد که صدای زنگ آن در اکثر مواضع شهر شنیده می‌شود.» گفته می‌شود صدای زنگ ساعت ویکتوریا آن‌قدر بلند بود که از همه جای تهران شنیده می‌شد؛ صدایی که باعث آزار کاخ‌نشین‌ها شد و شاه را مجبور کرد تا دستور دهد این ساعت را خفه کنند اما دست‌کاری آن باعث شد که برای سال‌ها روی ساعت ۱۰ و ۶ دقیقه بخوابد. این ساعت آن‌قدر در نوع خود منحصربه‌فرد بود که داستان‌ها و افسانه‌های زیادی را در خود جای داده بود. یکی از افسانه‌ها این بود که صدای زنگ این ساعت را اگر زن حامله بشنود، ممکن است بچه‌اش را سقط کند.

«جعفر شهری» در کتاب «تهران قدیم» و «ناصر نجمی» در کتابش درباره دو جغدی می‌نویسند که در این ساعت لانه داشتند: «شمس‌العماره دارای ساعت بزرگی بود که زنگ پرصدایی داشت که تا دورترین نقطه طنین‌انداز می‌شد. می‌گویند در داخل ساعت دو جغد نر و ماده لانه ساخته بودند و چنین شایع بود که هر بار ظاهر شوند، سلطنت تغییر می‌کند و می‌گفتند به هنگام کشته شدن ناصرالدین‌شاه آن‌ها سه روز از لانه بیرون آمده بودند.» پیرمردهای تهران معتقدند که این دو جغد روزهای ۱۶ تا ۱۹ شهریور ۱۳۲۰ هم از لانه بیرون آمدند و رؤیت شدند و چند روز بعد پهلوی اول از سلطنت برکنار شد.

بر بالای برج این ساعت البته پرچم ایران با شیر و خورشید همیشه در احتزاز بوده است؛ پرچمی که یکی دیگر از افسانه‌های شمس‌العماره را در خود جای داده است. گفته‌اند در موقع سقوط حکومت مستبد محمدعلی شاه و در روزهای مبارزه مشروطه خواهان با او، یک روز کلاغ‌ها به بیرقی که برفراز شمس‌العماره قرار داشت، حمله‌ور شده و با منقار آن را سوراخ کردند و چشمان شیر را از جای درآوردند. فردای این روز بود که فاتحان به تهران رسیدند و محمدعلی شاه از سلطنت به زیر کشیده شد.

جدا از افسانه‌ها، ساعت شمس‌العماره را در سال ۱۳۹۱ بار دیگر ساعت‌سازی تهرانی بازسازی کرد و در ۲۲ آبان ۱۳۹۱ یک‌بار دیگر صدای زنگ ساعت شمس‌العماره به گوش رسید تا خورشید ساختمان‌های تهران یک‌بار دیگر بیدار شود.

مقالات بیشتر: 

دانستنی های جالب درباره برج میلاد

سفر به عسل محله

سفر به لاهیجان عروس گیلان

به دنبال آرامش در کویر مصر

آب و هوای روستای نویس

 

نویسنده مهمان


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های علامت گذاری شده با * را باید تکمیل نمایید.



 

۱۳۹۵. تمامی حقوق برای وبسایت vinok (وینوک) محفوظ است.

عضویت در خبرنامه وینوک

در خبرنامه وینوک عضو شوید و آخرین مطالب وینوک را در ایمیل خود بخوانید